شمال بشیری می گوید، ناسیونالیسم افغانی همچون همهی ناسیونالیسمهای آن منطقه، پروژهای خارجی و دارای ویژگی پست کلونیال می باشد و در طول صد سال اخیر در ارتباط گیری با واقعیت جامعهی افغانستان شکست خورده است.
قندیل پرس: به عنوان سوال اول، همانگونه که اطلاع دارید چند روز قبل طالبان بدون هیچگونه مقاومتی از جانب نیروهای دولتی افغانستان، این کشور را کنترل نمود، به نظر شما چرا هیچ مقاومتی در برابر طالبان روی نداد؟
شمال بشیری: عرض سلام دارم خدمت شما و مخاطبین قندیل پرس، در واقع طی روزهای اخیر در رابطه با این موضوع صحبتهای زیادی صورت گرفته است، من بر این باور هستم نه تنها یک دلیل بلکه مجموعهای از دلایل وجود دارند که در به وجود آمدن این وضعیت نقش دارند.
دلیل اول توافقنامهی سیاسی – امنیتی آمریکا و طالبان است، بخش زیادی از بروکراسی دولت افغانستان از بالا به پایین بروکراسی فاسد، عشیرهای و ناکارآمد بود، این بروکراسی از توافق آمریکا و طالبان آگاه بود و در همین چهارچوب خیلی از مسئولین دولت قبل از آنکه طالبان حمله برای کنترل کشور را انجام دهد با رهبری طالبان بیعت کرده بودند، اگر به وضعیت نگاه کنیم غیر از پنجشیر همهی ولایتهای دیگر بدون درگیری نظامی کنترل شدند یعنی قبل از حمله تصمیم تسلیم شدن گرفته شده بود، تسلیم شدنی که بر اساس توافق قبلی بود.
دلیل دوم این وضعیت شکست ناسیونالیسم افغانی می باشد، ناسیونالیسم افغانی همچون سایر ناسیونالیسمهای آن منطقه، پروژهای خارجی و دارای ویژگی پست کلونیال می باشد و طی صد سال اخیر در ارتباط گیری با واقعیت جامعهی افغانستان شکست خورده است، این پروژهی شکست خورده از ابتدا با پشتیبانی بریتانیا آغاز شد، حملهی آمریکا در سال 2001 تلاش این کشور برای مداخله در پروژهی همپیمانش بریتانیا بود، بر اساس صحبتهای مسئولین آمریکا، از سال 2001 تاکنون روزانه میلیونها دلار صرف این مداخله شده است این در حالیست که این تلاش هم موفق به نجات پروژهی ناسیونالیسم افغانی نشد یعنی ناسیونالیسم افغانی همانند بسیاری از ناسیونالیسمهای این منطقه فقط جامعه را تکه تکه نموده و شرایط را برای ظهور غارتگران و رهبران عشیرهها فراهم نموده است که از این وضعیت جنگی سود می برند، این تعریف شامل هر دو نوع ناسیونالیسم دینی و سکولار افغانی می شود، وضعیتی که خیلی شبیه به ناسیونالیسم کوردی در جنوب و شرق کوردستان می باشد.
قندیل پرس: نقش آمریکا در این وضعیت کنونی افغانستان را چگونه می بینید؟ برخی از ناظران بر این باورند که تمرکز سیاست خارجی آمریکا از خاورمیانه به چین تغییر پیدا کرده است.
شمال بشیری: به باور بسیاری از مراکز تحقیقاتی و پژوهشی اقتصادی، کشور چین توانایی این را دارد که در سال 2027 و 2028 از اقتصاد آمریکا پیشی بگیرد، این قدرتمند شدن فقط جنبهی اقتصادی ندارد بلکه تاثیرات نظامی و امنیتی بر روی جهان خواهد داشت، در همین چهارچوب در جلسهی عالی ناتو طی امسال در رابطه با استراتژی ده سال آیندهی این نهاد تصمیم گرفته شد و برای اولین بار در رابطه با چین صحبت شد، نشانهای که نمایانگر نگرانی کشورهای غربی در رابطه با پیشرفت چین است، آمریکا درک نموده است که با یک بار هزاران کیلویی نمی تواند اورست را فتح کند، در همین چهارچوب تغییراتی در اولویتهای سیاست آمریکا به وقوع پیوسته است، پارسال که ترامپ دستور ترک غرب کوردستان و سوریه را صادر نمود خیلی از افراد می گفتند که ترامپ از سیاست و اهمیت خاورمیانه درک صحیحی ندارد، هم اکنون هم که بایدن به عنوان یک دمکرات به این سیاست در خاورمیانه تداوم بخشیده است، این امر بدان معنی است که این موضوع یک امر استراتژیک است و آمریکا در حال پیاده سازی استراتژی جدید خود می باشد که چین در مرکز این استراتژی جدید قرار دارد.
قندیل پرس: نقش ایران را در این وضعیت افغانستان چگونه تحلیل می کنید و به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان چه تاثیری بر روی ایران دارد؟
شمال بشیری: استراتژی ایران طی 40 سال اخیر کشمکش با آمریکا در خاورمیانه بوده است، به طور مداوم تلاش نموده است که خلاءهای سیاسی را پر نماید و بر این اساس به بازیگری اصلی در خاورمیانه تبدیل شود، وضعیت کنونی افغانستان از دید ایرانیان همچون وضعیت سال 2003 در عراق می باشد، آنها تلاش خواهند نمود خلاءهایی را که در نتیجهی استراتژی جدید آمریکا در افغانستان پدید آمده است پر نمایند، تلاش خواهند نمود که با رویدادها خیلی پراگماتیستی رفتار نمایند و اجازه ندهند اختلافات دینی – ایدئولوژیکی در میان ایران و طالبان به مانعی در برابر سیاست ایران تبدیل شود، در این چهارچوب ایران سعی می نماید که چهرهای متفاوت از طالبان در رسانههای خود نشان دهد و در همین راستا افکار عمومی ایران را برای سیاست جدید خود در افغانستان آماده نماید، بدون شک این سیاست ایران بدون مانع نخواهد بود چرا که ترکیه همچون یکی از اعضای اصلی ناتو و همپیمان استراتژیک قطر به افغانستان چشم دوخته است.
من بر این باور هستم که انفجار فرودگاه کابل در نتیجهی اختلاف و رقابت ایران و ترکیه در افغانستان روی داد، ایران با روی کار آمدن رئیسی، سیاست فعالانهتری در حوزههای سیاسی، نظامی و امنیتی را در پیش گرفته است به معنای دیگر ایران طی چند سال آینده تلاش خواهد نمود مرحلهی جدیدی را در منطقه آغاز نماید، برافراشتن پرچم اقلیم جنوب کوردستان در تهران هنگام سفر نچیروان بارزانی، انتصاب یک کورد اهل سنت به عنوان فرماندهی نیروی دریایی ارتش ایران، تلاش در جهت توافق با طالبان و تغییر ادبیات سیاسی بشار اسد در دمشق، نشانههایی از این تغییر می باشند.
قندیل پرس: رویدادهای افغانستان در جامعهی کوردی واکنش زیادی به همراه داشت و نگرانیهایی هم ایجاد نموده است که اگر آمریکا از عراق عقب نشینی نماید آیا همان سرنوشت افغانستان در جنوب کوردستان هم تکرار خواهد شد؟
شمال بشیری: افغانستان به آینهای تبدیل شده است که امروز جامعهی کورد و حزب کوردی خود را در آن مشاهده می کنند، دلیل این امر هم به کدهای سیاسی و اجتماعی بر می گردد که نقاط مشترک هر دو جامعه و سیستم سیاسی – اداری هستند، آمریکا دهها بار اعلام نموده است که در چهارچوب ماموریت جنگ بر علیه داعش در ائتلاف بین المللی مبارزه بر علیه داعش در عراق حضور دارد، بنابراین همانگونه که اوباما دستور عقب نشینی از عراق را در سال 2011 صادر نمود به همان شیوه هم باید منتظر دستور ترک عراق و سوریه هم باشیم.
قندیل پرس: به نظر شما آمریکا از روژآوا عقب نشینی خواهد نمود؟ اگر آمریکا از روژآوا عقب نشینی نماید سرنوشت روژآوا چگونه خواهد بود؟
شمال بشیری: بله، همانگونه هم که در سوال قبل به آن اشاره نمودم آمریکا از سوریه هم عقب نشینی خواهد نمود، پارسال با دستور ترامپ نیروهای آمریکا آن منطقه را ترک نمودند، بعدا آمریکا نزدیک به 900 سرباز را در شمال و شرق سوریه مستقر نمود، این نیروها بیشتر نقشی سمبولیک دارند بدین معنی که استقرارشان در آن منطقه به مانعی در برابر حملات ترکیه به شمال و شرق سوریه تبدیل شده است اما آمریکا چندین بار اعلام نموده است که بودنش در سوریه فقط در چهارچوب ائتلاف مبارزه با داعش می باشد، هر زمان این ماموریت به پایان برسد آنها عقب نشینی خواهند نمود.
سرنوشت روژآوا در چنین شرایطی همچون جنوب کوردستان خواهد بود یعنی وضعیتی بحرانی به وجود خواهد آمد اما اگر در این فرصت، حاکمیت سیاسی – اداری شمال و شرق سوریه بتواند با سوریه به توافق دست یابد، امکان تکرار سناریوی سریکانی، تربسپی و عفرین از بین خواهد رفت، اگر توافق صورت نگیرد، ترکیه هر دو اقلیم را از بین خواهد برد.
قندیل پرس: به عنوان سوال پایانی، به نظر شما چه راه حلی وجود دارد که اگر آمریکا از جنوب و غرب کوردستان عقب نشینی نماید این دو حکومت حفظ شوند؟
شمال بشیری: هر دو حکومت یعنی حکومت اقلیم و خودمدیریتی دمکراتیک باید در جهت از بین بردن فساد تلاش نمایند، در قدم دوم باید اصلاحات سیاسی – اداری و اقتصادی گستردهای را انجام دهند، بعدا تلاش کنند بر اساس قانون اساسی با حکومت مرکزی به توافق دست یابند، البته شرایط برای حکومت اقلیم مناسبتر است زیرا در عراق قانون اساسی دمکراتیکی وجود دارد که می تواند به مرجعی برای حل مشکلات تبدیل شود به شرطی که طرف کورد از آغوش ایران و ترکیه خارج شود و نگاهش به سمت بغداد تغییر یابد.
در شمال و شرق سوریه مشکل بزرگتر است، در آنجا تا بدین لحظه قانون اساسی دمکراتیکی وجود ندارد و تلاشهای متفاوتتری نیاز هستند تا توافقی سیاسی بدست آید، سخنان اخیر بشار اسد در رابطه با غیرمتمرکز نمودن حکومت در سوریه و عدم بازگشت به شرایط قبل از سال 2011 پیام مهمی هستند.
قندیل پرس