آبتین پارسا، تحلیلگر سیاسی، در گفتگو با قندیل پرس میگوید: “درگیریها میان اسرائیل و ایران هیچگاه پایان نخواهد یافت، چرا که فروپاشی موجودیت کشور ایران و تقسیم آن میان مردمان تحت ستم از وعدههای مهم خدای یهودیان در تورات و از وظایف اصلی اسرائیل میباشد؛ همچنین در تورات بصورت مستقیم به کوردها اشاره شده است و خدای یهودیان از کوردها با نام یکی از نیروهای اصلی فروپاشی کشور ایران نام میبرد.”
قندیل پرس: در روزهای گذشتە فایلی صوتی از جناب امیر کریمی رئیس مشترک حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) با واکنشهای زیادی در فضای مجازی همراە شد، تحلیل جنابعالی در این رابطە چە میباشد؟
آبتین پارسا: با درود بر شهدای کوردستان و خانواده این شهدا، همچنین عرض ادب و احترام خدمت تیم و مخاطبین رسانه قندیل پرس.
البته همانگونه که مطلع هستید، این فایل صوتی هنگامی ظبط و انتشار یافته است که آقای امیر کریمی، در جایگاه ریاست مشترک پژاک نبودهاند، بنابراین لزوما منعکس کننده نظرات ایشان در زمان حال و موضع رهبری پژاک نمیباشد.
درمورد محتوای این فایل صوتی، بصورت تمام و کمال با تحلیلات ایشان موافق هستم؛ دلایل این موافقت بسیار روشن است: احزاب کلاسیک، جوامع شرق کوردستان را گُمراه کردند زیرا موجودیت خود را بر اساس فورمهای ایدئولوژیکی بنا نهادند که میتوانست در جامعهای تناسب نسبی ایجاد کند که این جامعه انقلاب صنعتی، رونسانس-مذهبی، انقلاب جنسی و…، آنچنان که غرب آن را تجربه کرد، تجربه کرده باشد اما این موارد توسط جوامع کورد تجربه نشده و از لحاظ تاریخی نیز اثبات شده است که جوامع کوردی اساسا علاقه اجتماعی برای تحرکت بسوی این موارد نشان ندادهاند.
از سوی دیگر، احزاب کلاسیک از رفورم ایدئولوژیهای غیر-بومی خود و هماهنگ سازی متودهای عملی آنها با جوامع کوردی ناتوان بودند، بنابراین از آنجایی که توان ایدئولوژیک برای متحد سازی مردم را نداشتند، احزاب بر اساس وابستگیهای قومی-منطقهای تقسیم گشتند؛ سپس جوامع شرق کودستان به خودی و ناخودی یا کمتر خودی و بیشتر خودی تبدیل شدند، از آن زمان تاکنون، بقای احزاب کلاسیک بر پایه ایجاد پارادوکسهای خودی و ناخودی ادامه یافته است. در واقع شکستن دیوارهای ایجاد شده توسط این احزاب در شرق کوردستان و اتحاد مردم به معنای پایان آنها است.
درواقع این روش احزاب کلاسیک برای بقا مسئله عجیب یا جدیدی نیست بلکه با نگاهی عمیق به دیالکتیک بقا که پیش از تکامل به هموسوپینس در میان اجداد ما وجود داشته است، میتوان به آن پی بُرد؛ برای نمونه، وقتی در یک گروه از شیرها بدلایل متنوعی بنست بقا شکل میگیرد، نرها و مادههای این گروه بر اساس پارادوکس تهاجم به یکدیگر به برخی از اعضای درونی خود حمله میکنند و جنگ داخلی شکل میگیرد تا زمانی که یکی از بخشها بصورت یکپارچه بر تمامی گروه تسلط یابد؛ به هرحال در میان خویشاوندان اکنون و در گذشته اجداد ما، نهایتا مسیری در جهت انتخاب طبیعی باز میشود و بقای پارادوکس گونه در یک گروه جای خود را به یکپارچگی میدهد.
در یک جمع بندی، احزاب کلاسیک بر اساس چنین پارادوکسی تا کنون عمل کرده و بقای خود را ادامه دادهاند و هدف نهایی نیز یکپارچه سازی روژهلات بر اساس تحمیل نسبی یا حتی توتالیتارزم یک حزب است؛ مسئله اصلی یادآوری این فایل صوتی نیز همین است، اما پژاک کاملا برعکس این روش، بقا را در وجود اختلافات در زیر یک چتر متحد میبیند، یعنی هدف تحمیل یک بخش برای یکپارچه سازی جوامع نیست بلکه پژاک یکپارچه سازی را تنها در مفهوم حفظ اختلافات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی در نظر دارد. احزاب کلاسیک تمایل دارند که پژاک نیز همچون آنان وارد این بازی شده و بقای خود را به این شکل ادامه دهد؛ پژاک وارد این بازی نخواهد شد و سعی میکند محوریت کثرتگرایی را جایگزین کند. مسئله جدی این فایل صوتی نیست، بلکه اساس محوریت سیاست کلاسیک در روژهلات است.
قندیل پرس: همانگونە کە اطلاع دارید مدتی است هفت حزب شرق کردستان در چهارچوب پلاتفرمی تحت عنوان مرکز دیالوگ با یکدیگر جلسات و گفتگوهایی دارند، قبلا هم مرکز همکاری احزاب کردستان ایران وجود داشت کە با شکست مواجە شد، اینبار هم ظاهرا اختلافاتی وجود دارد و آیندەی این تلاش هم مشخص نیست، بە نظر شما چرا احزاب شرق کردستان نمیتوانند با همدیگر همکاری مداومی داشتە باشند؟
آبتین پارسا: بله این نخستین بار نیست که احزاب و سازمانهای سیاسی در روژهلات در کنار یکدیگر نشسته و مراکز همکاری ایجاد میکنند، اینبار نیز همچون پیش خواهد بود و از هم خواهد پاشید، سپس بر اساس الگوریتم بقای پارادوکسگونه، هر حزب خود را حق به جانب میپندارد و آن را بنام فعالیت/مبارزه سیاسی به جوامع شرق کوردستان ارائه میدهد.
به نظر من اینبار متفاوت خواهد بود و سرنوشت، الگوریتم بقای پارادوکسگونه احزاب کلاسیک را تکرار نخواهد کرد.
با توجه به آنچه در پاسخ سوال اول گفته شد، باید درک کرد که زیبایی کوردستان به رنگارنگی آن است و این رنگارنگی از زمان تمدن سومر تاکنون وجود داشته و تلاش برای یکدست سازی آن، یا کوردستان را میکُشد و یا زیبایی آن را میگیرد؛ البته راه سوم نیز وجود دارد که کوردستان زنده مانده و زیبایی خود را حفظ میکند که آن با روش مورد نظر پژاک بدست میآید.
احزاب روژهلاتی بازتاب جریانهای دیگری در سطح کوردستان هستند، گویی که سیاست چهارپارچه در یک پارچه متمرکز شده است بنابراین این مسئله، پیرامون رسیدن به یک همکاری مداوم حتی فراتر از الگوریتم منطقهای این احزاب برای بقای پارادوکسگونه است که در طول چند دهه گذشته در آن به درجه اُستادی رسیدهاند، بلکه تا زمانی که جریانهای بزرگتری در سطح کوردستان به یک همکاری مداوم دست نیابند، در روژهلات نیز این همکاری بدست نخواهد آمد.
قندیل پرس: برخی بر این باورند کە در حال حاضر، شرق کردستان توسط نهادهای مدنی رهبری میشود و احزاب نقش سابق را ندارند، نظر شما در این رابطە چە میباشد؟
آبتین پارسا: خیر این مسئله حقیقت ندارد، احزاب در روژهلات دارای ریشههای قدرتمندی هستند، خصوصا که حس احساس تعلق را در میان جوامع روژهلاتی ایجاد کردهاند، بدین معنی که افراد جامعه بر اساس تعلقات حزبی و ایدئولوژیک، خود را در گروههای متنوع اجتماعی، مدنی، ورزشی، فرهنگی، موسیقی و… جای داده و میدهند.
قندیل پرس: با توجە بە شرایط کنونی منطقە خاورمیانە، تا چە اندازە آغاز دور جدیدی از درگیری نظامی میان اسرائیل و ایران را جدی میبینید؟ در صورت رخ دادن این درگیری آیا فرصتی برای احزاب شرق کردستان فراهم خواهد شد؟
آبتین پارسا: درگیریها میان اسرائیل و ایران هیچگاه پایان نخواهد یافت، چرا که فروپاشی موجودیت کشور ایران و تقسیم آن میان مردمان تحت ستم از وعدههای مهم خدای یهودیان در تورات و از وظایف اصلی اسرائیل میباشد؛ همچنین در تورات بصورت مستقیم به کوردها اشاره شده است و خدای یهودیان از کوردها با نام یکی از نیروهای اصلی فروپاشی کشور ایران نام میبرد.
در تورات بخش اشعیا، شماره ۲۱ اینگونه آمده است:
مهاجمی از سرزمین دهشت، مانند گردباد بیابانی، به سوی بابِل میآید. رؤیای ترسناکی میبینم، رویای خیانت و نابودی!
ای لشکر ایلام (کورد) حمله کن! ای لشکر ماد (کورد) محاصره کن! خدا به ناله قومهایی که زیر دست بابِل هستند پایان میدهد.
همچنین در تورات بخش اشعیا شماره ۱۳، خط ۱۷ آمده است:
من مادها (کوردها) را که توجهی به طلا و نقره ندارند به ضد بابِلیها برخواهم انگیخت تا بابِلیها نتوانند با پیشکش کردن ثروت خود جان خود را نجات دهند.
تورات بخش اشعیا شماره ۱۴، خط ۵ تا ۸ هم چنین میگوید:
خداوند به قدرت حکمرانان شریر که با خشونت بر مردم ظلم و ستم کردند و هیچ وقت از جور و جفای مردم مغلوب دست بر نداشتند، پایان داده است. اکنون، بالاخره تمام جهان از آرامش و صلح بهرهمند میشوند و همه با شادی میسرایند. درختان صنوبر و سدر لبنان از سقوط پادشاه بابل شادی میکنند، چون اکنون که او رفته، دیگر کسی نیست که آنها را قطع کند.
مثالهای بسیار دیگری در تورات ذکر شدهاند که به نظر، بیشتر شرایط حال و آیندهای نزدیک را بصورت غیر مستقیم توضیح میدهند تا اینکه گذشتهای را مورد ارزیابی قرار دهند زیرا بر اساس شواهد معتبر تاریخی، بخش بزرگی از وقایع ذکر شده در تورات سنخیتی با تاریخ واقعی دنیا ندارند.
در بخشهای دیگری از تورات به پادشاهی آشور نیز اشاره شده است که اسرائیل میبایست آن را نیز نابود کند، با توجه به توضیحات تورات، آشور شباهت زیادی به ترکیه امروزی و بابل شباهت زیادی بە ایران امروزی دارد.
بر اساس نوشتههای تورات، همچنین خدای یهودیان شخص خاصی را در این دوران انتخاب میکند (یهودیان این شخص را با نام ماشیاخ میشناسند) و او را مسئول انجام این اعمال (نابودی بابل و آشور) میکند، بر اساس تورات در بخش اشعیا اینگونه در این باره توضیح داده شده است:
(اشعیا ۹)، (اشعیا ۱۱)، (اشعیا ۴۱)، (اشعیا ۴۲)، (اشعیا ۴۹)، (اشعیا ۵۰)، (اشعیا ۵۲ خطوط ۷-۱۳-۱۴-۱۵)، (اشعیا ۵۳ خطوط ۱-۲-۳-۴-۵-۶).
بر اساس توضیحات تورات، کوردهایی که به بابل حمله میکنند، از لحاظ شخصیتی دارای سپرهای سُرخ هستند و به ثروت اهمیتی نمیدهند، بر اساس برخی تفسیرها، منظور حزب کارگران کوردستان-پکک میباشد.
جمع بندی این است که اسرائیل بر اساس دستور مستقیم تورات باید رابطه دوستانهای با کوردها (خصوصا حزب کارگران کوردستان-پکک) برقرار کند و این دو نیرو با همکاری یکدیگر کشور ایران را نابود کنند؛ بنابراین بله، جنگ اسرائیل و ایران اجتناب ناپذیر است و این مسئله تنها مختص به رژیم جمهوری اسلامی ایران نمیباشد، اسرائیل با موجودیت ایران مشکل اساس دارد.
قندیل پرس