هیوا گلمحمدی میگوید:«شهادت چهارصد کادر سیساله پ.ک.ک در مقاومت کوبانی، محافظت از صدها هزار ایزدی توسط گریلاهای آزادی و پاسداری از جنوب کوردستان در برابر خطرات داعش از موصل تا خانقین، مداخله نیست، بلکه اراده و آزادی است.»
قندیل پرس: چهلوشش سال است که حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) تأسیس شده است. به نظر شما، دستاوردهای مهم این حزب چه هستند؟
هیوا گلمحمدی: هیچ شکی نیست که حزب کارگران کوردستان در دورانی حساس و مملو از خطر در شمال کوردستان ظهور کرد و باوجود موانع پیشِروی پیشرفت کوردها، چهلوششمین شمع تولد خود را روشن کرد.
در مرحله مبارزه آزادی پ.ک.ک و با در نظر گرفتن شرایط جغرافیایی و جهانی، میتوان گفت بقا، تداوم، و توسعه تشکیلاتی، همراه با فعالیتهای سیاسی و نظامی، از دستاوردهای آن به شمار میرود.
در واقع، این سؤال نیازمند تحلیل عمیقتری است. نمیتوان بهطور یکجانبه به آن پاسخ داد؛ چراکه گفتوگو یا مشارکت افکار متفاوت را میطلبد. پ.ک.ک یک سازمان سیاسی، اجتماعی، نظامی و دموکراتیک است که با سعه صدر، انتقادات را پذیرفته و رهبر اوجالان نیز در این خصوص، بارها شدیداً و صریحاً پ.ک.ک را مورد نقد قرار داده است.
در سال ۲۰۱۰، در قندیل چند کادر باتجربه پ.ک.ک را ملاقات کردم. گفتوگویی باز و مفصل با آنان داشتیم و درباره دستاوردها و پیروزیها صحبت میکردیم. یکی از کادرها حرفی بسیار تعجبآور زد: «دوستان، پیروزی و دستاورد انواع مختلف دارد. ما پس از سه دهه نتوانستهایم کوردستان را آزاد کنیم. لازم است مروری بر کردار و عملکرد خود داشته باشیم و از خود انتقاد کنیم؛ اینکه تا چه زمانی باید قربانی بدهیم و چه وقت پیروز خواهیم شد.»
میخواهم به این نکته اشاره کنم که پ.ک.ک سازمانی است که تنها پیروزی را مبنای کار خود قرار میدهد. بنابراین، دستاوردهای پ.ک.ک، اراده، بقا، و مقاومت است که هنوز به اهداف استراتژیک خود نرسیده است.
قندیل پرس: به نظر شما، پ.ک.ک چه تفاوت بارزی با دیگر احزاب کوردستان دارد؟
هیوا گلمحمدی: حزب کارگران کوردستان از اساس با دیگر احزاب پیش از خود متفاوت است. این حزب در بزرگترین بخش کوردستان و در دشوارترین شرایط ظهور کرد و از صفر، مبانی سازمانی و تشکیلاتی خود را بنا نهاد. گروهی جوان در آن زمان، این حزب را تأسیس کردند؛ افرادی شناختهشده، از طبقه فقیر و متوسط جامعه که به پشتوانه حمایت مردمی تکیه کردند.
از لحاظ تفکر و تحلیل، جهانبینی، برداشت و تحلیل تاریخ، فرصتها، جوامع، اقتدار، و مدیریت، پ.ک.ک رویکردی متفاوت دارد. این حزب تنها تشکیلاتی است که بهآسانی تغییراتی در کادر، عملکرد و فعالیتهای خود اعمال میکند، از خود انتقاد مینماید و ظرفیت پذیرش نقد را داراست.
بدون شک، پ.ک.کِ امروز، شبیه پ.ک.ک دهههای ۷۰، ۸۰، و ۹۰ نیست. میتوان گفت پ.ک.ک از مرحله حزب فراتر رفته و اکنون به جریانی گسترده اجتماعی، هنری، ادبی، سیاسی، تشکیلاتی و نظامی تبدیل شده است. این ویژگیها، پ.ک.ک را از دیگر احزاب متمایز میکند.
قندیل پرس: بخشی از ناظران معتقدند پ.ک.ک در دیگر بخشهای کوردستان مداخله میکند و این کار به ضرر آن بخشهاست. ارزیابی شما چیست؟
هیوا گلمحمدی: اگر تاریخ را با دقت مطالعه کنیم، پیش از تأسیس پ.ک.ک، دیگر جناحها و گروهها در سایر بخشهای کوردستان فعال بودند. از جمهوری کوردستان تا ظهور پ.ک.ک، احزاب دیگر در بخشهای مختلف کوردستان فعالیت داشتند، حمایت میشدند و نیرو جذب میکردند.
پ.ک.ک این روند را تغییر داد. این حزب اعلام کرد که کوردستان مستعمره غیردولتی است و باید توان و انرژی خود را متحد کند و علیه اشغالگران به پا خیزد. پ.ک.ک فعالیت خود را ابتدا در شمال کوردستان آغاز کرد، سپس در غرب کوردستان تقویت شد و بعداً در جنوب و شرق کوردستان دختران و پسران را به سمت تشکیلات جذب کرد.
به نظر من، آنچه پ.ک.ک انجام داده، مداخله نبوده، بلکه گسترش مبارزه و خودسازماندهی است. تمام احزاب دیگر نیز اعضایی از سایر بخشهای کوردستان دارند، اما همچون پ.ک.ک خود را متعهد و مسئول دیگر بخشها نمیدانند و تنها در قبال منطقه خود احساس مسئولیت میکنند.
شهادت چهارصد کادر سیساله پ.ک.ک در مقاومت کوبانی، محافظت از صدها هزار ایزدی توسط گریلاهای آزادی، و حفاظت از جنوب کوردستان در برابر خطرات داعش، مداخله نیست، بلکه تجلی اراده و آزادی است.
پ.ک.ک مورد انتقاد است و کاستیهایی دارد. گاهی در موقعیتها و فرصتها بهدرستی عمل نکرده و اشتباهاتی داشته است، اما بیانصافی است که در زمانهای خطر نقش ایفا کند و تشکر شود، اما وقتی شرایط آرام میشود، آن را مضر و خطرناک بدانند.
ما در عمق تاریخ خود دچار نوعی خلأ شدهایم؛ پ.ک.ک تلاش میکند این خلأ را پر کند. این خلأ، نبود اتحاد و کمک نکردن به یکدیگر است. کسانی که این تاریخ را درک نمیکنند و تنها منافع کوچک خود را در نظر میگیرند، مدعیاند که پ.ک.ک برای کوردها مضر است و مداخله میکند و …
قندیل پرس: جناب عبدالله اوجالان دارای تفکرات و اندیشهای خاص است و آن را در قالب پارادایمی جدید به نام مدرنیته دموکراتیک تعریف میکند. او حکمرانی کشور را در چارچوب کنفدرالیسم دموکراتیک تشریح کرده که بر اساس آن، مدیریت و حکمرانی باید به شکلی باشد که اکنون در شمال و شرق سوریه به صورت خودمدیریتی اجرا شده است. نظر شما در این باره چیست؟
هیوا گلمحمدی: پس از سقوط شوروی و انحلال جبهه سوسیالیستی، رهبر اوجالان و پ.ک.ک تحلیلی نو از جهان و کوردستان ارائه دادند.
به نظر من، درک روند تغییرات بسیار حائز اهمیت است. مهمتر از این، آن است که با دیدی واقعبینانه و دقیق به فرصتها نگاه کنیم و جایگاه خود را بیابیم یا ایجاد کنیم.
جهان دارای سیستمی است. مؤسسان این سیستم، بر اساس زمان و موقعیتهای متفاوت، در موضوعات تصمیمگیری میکنند. مسئله کوردها یکی از گرههای کور در سیستم حاکم بر جهان است. تقسیم کوردستان، معضلی بزرگ محسوب میشود. جهان دیدگاه واحدی درباره کوردها و مسئله آنها ندارد و نیروهای حاکم نیز در این خصوص، توافقی یکپارچه ندارند. حاکمان کوردستان نیز به اشکال مختلف به قدرتهای جهانی وابستهاند.
رهبر اوجالان به دنبال راهحل است. برای این منظور، راهکاری معاصر و مناسب ضروری است. کنفدرالیسم دموکراتیک، تز یا پارادایمی معاصر برای تحقق حقوق کوردها یا بخشی از حقوق آنهاست. تفاوت این پارادایم در این است که در آن، تعصب جایی ندارد؛ چه تعصب ملی، چه دینی و چه اقلیمی.
کنفدرالیسم دموکراتیک، حق خلقهاست که بر اساس همزیستی مسالمتآمیز و تقسیم اقتدار، عملی میشود. در این سیستم، اقلیت و اکثریت معنایی ندارد؛ بلکه برابری و راهحل وجود دارد. در این نوع مدیریت یا حکمرانی، تمایزی میان اعضای جامعه، زن و مرد وجود ندارد و همه به یک اندازه مسئولیت و فرصت دارند.
این سیستم در شمال و شرق سوریه نتیجه داده است. اگر همین پارادایم در جنوب کوردستان نیز اجرایی میشد، امروز ما بهعنوان کوردهای این بخش، برای دریافت حقوق ماهیانه خود، زیر دست و تحت فرمان بغداد نبودیم و بهسادگی موصل، کرکوک، خانقین و دیگر مناطق تجزیهشده را از دست نمیدادیم.
فکر و اندیشه رهبر اوجالان، احساسی نیست، بلکه مملو از تاریخ هزارانساله خلقهای منطقه، در هماهنگی با تغییرات جهانی است. جامعه بشری در این مرحله و دوران، نیازمند همزیستی و کمرنگ کردن مرزهای میان خود است. بنابراین، خلق کورد این شانس را دارد که با تکیه بر کنفدرالیسم دموکراتیک، از وابستگی نجات یابد، خود را سازماندهی کند و دیگر محتاج کسی نباشد.
خلق کورد در شنگال، نمونهای زنده از این واقعیت است. اگر سی سال پیش فرصت سازماندهی خود را داشت، بدون شک با فاجعه ۲۰۱۴ مواجه نمیشد.
هرطور که تحلیل و ارزیابی کنیم، اوجالان با فکر و اندیشه دموکراتیک و علمی خود، راهحلی دائمی و مهم ارائه داده است.
قندیل پرس