ناوخاص نظري: در بين احزاب كلاسيك در سطح رهبري و تصميم‌گيري، حتي يك يارسان يا كورد شيعه هم وجود ندارد

ناوخاص نظري عضو كنگره ملي كوردستان (ك‌ن‌ك) مي‌گويد: ”متاسفانه اپوزسيون كلاسيك ساكن جنوب كوردستان، به عنوان آنتي‌تز اسلام شيعه، از اسلام سني استفاده مي‌كنند كه دقيقا به نفع و در راستاي اهداف جمهوري اسلامي است و امتياز خوبي به آن مي‌دهد“.

قنديل پرس: لطفا خودتان را براي خوانندگان معرفي كنيد؟

ناوخاص نظري: با تشكر از شما براي فرصتي كه به من داديد جهت آشنايي با ايده و تفكرات بنده و جامعه يارسان.
بنده ناوخاص نظري هستيم متولد شهر سرپل‌ذهاب از توابع كرمانشاه.
مدت 30 سال است كه به عنوان فعال سياسي و اجتماعي در حوزه حقوق بشر و امور ديپلماتيك فعال هستيم.
يكي از مؤسسين گذشته، سازمان دمكراتيك يارسان بودم و اكنون به عنوان يك شخصيت مستقل در حوزه حقوق سياسي و انساني جامعه يارسان و كورد در شرق كوردستان و ايران، فعاليت دارم.
سازمان دمكراتيك يارسان را به عنوان مباني خويش انتخاب كرده‌ام چراكه از حقوق سياسي، عقيدتي، اجتماعي و انساني جامعه يارسان، دفاع مي‌كند.
چندين سال است كه عضو حزب سوسياليست هلند و سازمان عفو بين‌الملل و عضو كنگره ملي كوردستان هستيم.

قنديل پرس: شما در كنفرانس شرق كوردستان كه توسط كنگره ملي كوردستان در روزهاي 26 و 27 آوريل امسال در كشور هلند برگزار شد؛ شركت داشتيد، در بخشي از سخنانتان از اپوزسيون كلاسيك شرق كوردستان گفتيد كه متشكل از دين و ناسيوناليسم است. در ضمن منتقد آنها بوديد چراكه هيچ كس از كوردهاي شيعه و يارسان در سطح رهبري آنها حضور ندارد و اينكه كوردهاي شيعه و يارسان، به حاشيه رانده شده‌اند، لطفا در اين باره بيشتر برايمان بگوئيد و بفرمائيد علت مطرح‌كردن اين بحث از جانب شما در كنفرانس شرق كوردستان چه بود؟

ناوخاص نظري: متاسفانه احزاب و اپوزسيون كلاسيك شرق كوردستان، به جاي پيشرو بودن در مسير تغيير و تحولات اصولي در جامعه، بيشتر از اصول سنتي و عقب‌مانده جامعه استفاده مي‌كنند كه پايه و اساس آنها بر دين استوار است.
اگر به خوبي به موضوع بنگريم، خواهيم ديد كه هنوز در بين احزاب شرق كوردستان، ملا و آخوند حضور دارند كه حتي با وجود اينكه عضو كميته مركزي هستند، اما دو زن دارند و رفتار و كردارشان با زنان كورد، ارتجاعي و جنسيت‌گراست.
در باره بكارگيري فرصت‌طلبي در ملي‌گرايي و ناسيوناليسم توسط برخي از فرماسيون‌هاي سياسي كوردهاي شرق كوردستان، مي‌توان گفت كه ناسيوناليسمي دموكراتيك كوردستان‌، چيزي نيست كه حزب يا سازماني بتواند به عنوان ايدئولوژي در راستاي منافع سياسي خود بكار بگيرد چراكه كوردگرايي و عشق به كوردبودن، مختص بخشي از جامعه كوردي نيست كه حزب يا سازماني درصدد باشد از آن سوءاستفاده كند. عشق به كوردبودن و عشق‌ورزي به خاك و ملت، چيزي است كه در رگ و خون هر كورد با شرفي جريان دارد و ديگر نياز به فرموليزه‌كردن و تعميم دادن به يك حزب نيست.
حتي برخي از احزاب كلاسيك ”مراكز ديني و علماي ديني اسلام“ را تشكيل داده‌اند كه منتاقض با اصول و مباني حزبشان است.
اگر حزب يا تشكلي سياسي اقدام به ايجاد چنين مراكزي مي‌كند، طبعا بزرگترين ياري‌رسان نيروي اشغالگر و فاشيست مذهبي خواهد بود.
بله، بنده در سخنرانيم از ”تز“ اسلام شيعه گفتم كه امروزه به نام ”تشيع و تحت لواي ولايت فقيه“ در ايران حاكم است و هر گونه مخالفت و ضديت با جمهوري اسلامي، به منزله مخالفت و دشمني با خدا و پيامبر اسلام محسوب مي‌گردد و برچسب ”محاربه“ هرگونه صداي مخالفي را ساكت مي‌كند.
جمهوري اسلامي با اين نوع برداشت از اسلام، بر مردمان شيعه مذهب تاكيد دارد و از آنها حمايت مي‌كند و از طريق آنها اهل تسنن و يارسان و غيرشيعي‌ها را سركوب مي‌كند.
متاسفانه اپوزسيون كلاسيك ساكن جنوب كوردستان، به عنوان آنتي‌تز اسلام شيعه، از اسلام سني استفاده مي‌كنند كه دقيقا به نفع و در راستاي اهداف جمهوري اسلامي است و امتياز خوبي به آن مي‌دهد.
ما به نام ملت كورد در هر چهار بخش كوردستان، هزار و اندي سال است كه بزرگترين ضربات اجتماعي، سياسي و انساني را از ”اسلام غير دمكراتيك“ چشيده‌ايم و بنابراين بنده به در قالب بحثي چالشي و ايده‌ جديد كوردي، پيشنهاد كردم دين يارسان را به عنوان سنتز اين كشمكش ديني كه سبب ايجاد بحران چندين قرن براي ملتمان شده، وارد بحث روز و گفتگوهاي سياسي و اجتماعي ملت كورد، كنيم، چراكه ديگر هيچ نيرو و قدرتي قادر نيست تضاد عقيدتي ما با آنها را انكار كند و تفاوت انديشه و ايدئولوژي ما با اشغالگران، تنها به خاك و فرهنگ و اصول اجتماعي محدود نخواهد شد و مرزبندي عقيدتي و غيرقابل گذار و تاريخي در ميان خواهد بود.
شايد اين سؤال ايجاد شود كه تفاوت دين يارسان با ديگر اديان چيست؟

در دين يارسان، به عنوان يك دين كامل كوردي، به كليه آزادي‌هاي اساسي معتقد است و به حق زن و مرد، دختر و پسر با چشمي يكسان مي‌نگرد و در آن، طبيعت و اكولوژي و محيط زيست ”مقدس“ هستند.
بنده عميقا معتقدم كه اگر ملت كورد در مانيفست دمكراتيك يارسان به عنوان مكانيسم تدافعي و مانع فاشيسم ديني اشغالگران استفاده كند، در اسرع وقت، افق استقلال دمكراتيك و مولتي كولتوراليسم داخلي كوردها را شاهد خواهيم بود.
حتما اگر فرصت باشد، اين بحث را به موضوع گفتگو و مشورت مولتي لتراليسم به شيوه‌اي مدرن و علمي، براي ملتمان مطرح خواهيم كرد.
بايد كوردها از دگماتيسم و تفكر راكسيونري واردتي دور كنند و قشر نخبه جامعه نيز وظيفه سنگيني جهت گذار از اين بحران كه ما كوردها را اسير كرده، بر دوش دارند.
در واقع، مطرح كردن اين بحث در اين نشست، به اين دليل بود كه كنگره ملي كوردستان به عنوان قدرت نيوترال، شخصيت و پرسوناژي آكادميك، آناليست، تجزيه‌ و تحليلگر، مبارز سياسي و مجرب بسياري را در حوزه‌ها مختلف دعوت كرده بود كه اين در نوع خود بي‌سابقه بود.
درباره سازماندهي رابطه احزاب كلاسيك با اعضا و هواداران كورد يارسان و شيعه، ما شاهد هستيم كه در احزاب كلاسيك در سطح رهبري و تصميم‌گيري، حتي يك فرد يارسان يا شيعه وجود ندارد. مدتي چند يارسان و كورد شيعه را به شكل نمايشي در كميته مركزي يكي از اين احزاب بكار گرفته بودند.
اكثر كارهاي سياسي و تشكيلاتي كه به اين افراد يارسان و شيعه‌ محول مي‌شد، نه در چارچوب كار و توان آنها بود و نه موضوع كار، ارتباطي با كار تشكيلاتي داشته است.
لذا اين افراد پس از مدتي كوتاه به علت عدم انجام كارهاي تشكيلاتي و حزبي، دست از كار كشيدند و استعفا دادند.
اپوزسيون كلاسيك – نه همه آنها ـ حتي به برخي از افراد و هواداران خود تلفن كرده بودند كه در اين نشست شركت نكنند چون در جنوب كوردستان ”دچار مشكل“ خواهند شد.
متاسفانه اين نشانگر آنست كه صلاحيت تصميم‌گيري مستقل از اپوزسيون شرق كوردستان سلب شده و بدون اجازه حكومت اقليم كوردستان قادر نيستند حتي درباره بخش مختص به خودشان هم تصميم بگيرند.
اما در عين حال، در ارسال پيام براي كنفرانس ”موضع كوردي“ در غرب كوردستان، با همديگر رقابت مي‌كردند. اين در حاليست كه آماده‌كار و مدير اجرايي كنفرانس غرب كوردستان هم كنگره ملي كوردستان بود، و خانم ”زينب مراد“ رئيس مشترك ك‌ن‌ك مديريت و اجراي اين كنفرانس را برعهده داشت. اما چون ”صاحب خانه“ كنفرانس غرب را به صلاح ديد، آنها نيز در صف صوفي و دراويش قرار گرفتند تا نشان دهند گوش به فرمان برادر بزرگترند.

قنديل پرس: به عنوان شخصي كه در اين كنفرانس حضور داشتيد، ارزيابيتان از كنفرانس چيست؟ نكات قوت و ضعف كنفرانس چه بودند؟

ناوخاص نظري: اگر مبالغه نباشد، يكي از بهترين نشست‌هاي كوردستاني بوده چراكه نقش زنان، جوانان،‌آكادميسين‌ها، اساتيد حوزه‌هاي مختلف، پررنگ و قابل ملاحظه بود.
در اين كنفرانس عينا مشاهده كرديم كه ملت ما در شرق كوردستان داراي پتانسيل بزرگي است و ظرفيت و توانايي براي انجام تغييرات بزرگ را دارد.
به نظر من، نكته ضعف اين نشست، فقدان كميسيون تجديدنظر براي پيشنهادها و بازخورد ميان‌دوره‌اي كميسون‌هاست. به خوبي هم مطلع هستم كه ك‌ن‌ك تلاش خود را كرده اما كاستي در نيروي كار سياسي وجود دارد.
يكي از بزرگترين مشكلات ما، توافق در حرف است نه در عمل، اميدوارم بر اين مورد هم فائق آئيم.
با تشكر از فرصتي كه به من داديد. اميدوارم در اسرع وقت شاهد آزادي كشورمان باشيم و به كشور خود بازگرديم.

تلاش دوباره

گفتگوی اختصاصی “قندیل پرس” با “پروفسور عباس ولی” محقق، صاحب نظر در مسائل کوردستان و ایران، و استاد پیشین دانشگاە

سوال اول: دولت–ملت ایرانی بر چه درک و تخیلی از «ملت» بنا شده است، و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *