پنل سوم كنفرانس درباره شرق كوردستان در كشور هلند با حضور شخصتهاي فعال، آكادميسين، سياسي و روشنفكران شرق كوردستان و توسط كنگره ملي كوردستان (كنك) و در روز يكشنبه 28 آوريل برگزار شد.
در پنل سوم ديمن سهرابي، عباس ولي، هاوژين بقالي، روژين مكريان، عزيز ماملي و كامران متين، سخنراني كردند.
عزيز ماملي كارشناس حقوق بينالمللي، در اين پنل درباره قوانين بينالمللي و ضرورتهاي دوران گذار بعد از سرنگوني رژيم اعدام سخنراني كرد و گفت: بايد بدانيم پس از سرنگوني رژيم، وارد چه مرحلهاي خواهيم شد و مهمترين و حساسترين وضعيت و مرحله جنبش و فعاليت آزاديخواهي كورد و ملتهاي ايران، به مرحله گذار و چگونگي رفتار و عملكرد ما بستگي دارد كه اينكه ما را به هدفمان برساند يا كليه دستاوردها و نتايج را از دست بدهيم. بايد دانست كه پس از سقوط رژيم چه رخ خواهد داد و چه حكومتي جاي آنرا خواهد گرفت و جريان حكمراني چگونه و با چه راهكاري و توسط چه كسي اداره خواهد شد و وضعيت كوردها در چه سطحي خواهد بود و آيا مطالبات و اراده كوردها در قانون اساسي آينده بيان خواهد شد و پايدار خواهد ماند؟
بدون شك كورد و كليه ملتهاي ايران بايد به سطحي از مديريت برسند و بنابراين از هماكنون بايد به آن مرحله فكر كرد، از سوي ديگر با درنظر گرفتن ارزيابيهاي جناب معتصم تاتايي درباره وضعيت ايران، بيش از پيش اهميت اين مرحله نمايان خواهد شد چراكه براساس آمار و دادهها، جمهوري اسلامي به پايان عمر خود نزديك شده است. با درنظر گرفتن آنچه در غرب كوردستان در جريان است و آنچه پس از انقلاب 57 در ايران رخ داد، اهميت مرحله گذار بيشتر نمايان ميشود. پس از انقلاب 57 مشاهده كرديم كه كليه جنبشها و مردم به حاشيه رانده شدند و همه دستاوردها و مبارزات ملي كورد، از جمهوري كوردستان تا سال 57، به فراموشي سپرده شد و به حاشيه رانده شد. شبيه آنچه در سوريه هئيت تحريرالشام درصدد است حقوق كورد و ديگر ملتها را نقض كند. لذا بايد براي اين مرحله آماده باشيم.
گام نخست اينست كه بايد شوراي گذار دمكراتيك جهت تعيين حكومت موقت و پستهاي عالي، تاسيس شود. كوردها بايد آمادگي لازم را داشته باشند تا در اين شورا شركت كنند و اجازه ندهند از تعيين قانون اساسي آينده ايران، محروم گردند. اين انتخاب نيز كه در آينده و پس از سقوط رژيم صورت ميگيرد؛ بسيار مهم خواهد بود و كوردها بايد به شيوهاي متحد و هماهنگ در مجلس مؤسسان آينده شركت داشته باشند و با ديگر ملتها، وارد ائتلاف شود و اين وظيفه مسؤلين حزبي است.
وي در ادامه به اين نكته هم اشاره كرد كه در سال 1358 شمسي، دكتر قاسملو قادر بود در انتخابات مجلس خبرگان در آذربايجان غربي پيروز شود و آراي لازم را كسب كند اما وي اعلام كرد كه بايد طرحي را آماده كنيم تا از طريق آن صدا و مطالباتمان را در قالب خودمختاري در مجلس خبرگان بيان و به تصويب برسانيم. اما بعدها تلاشهاي رژيم به سمت ديگري سوق پيدا كرد كه مانع از حضور كوردها در انتخابات شد و حتي خميني مستقيما گفت بايد شيخ عزالدين و دكتر قاسملو اعدام شوند و لذا اين امر بارديگر ميتواند پس از سرنگوني و تغيير رژيم، تكرار شود و از سوي ديگر اختلافات بين احزاب خطرناكتر هم خواهد شد.
در پايان به اين نكته اشاره كرد كه بايد كوردها با بار سنگيني كه بر دوش دارند، خود را براي مرحله گذار آماده كنند؛ چراكه كوردها در ايران اقليت هستند و اين احتمال وجود دارد كه شونيست ايراني، خواستهايش را بر ما تحميل كند و لذا بايد حقوق ما ضمانت شده باشد، اما اپوزسيون ايراني آنقدر آشفته و از همپاشيده است كه اميدي به ناسيوناليسم و فاشيسم ايراني و فاشيسمي كه بر بخشي از اپوزسيون حاكم است؛ نيست تا اجازه مطرح شدن مجدد مطالبات كوردها را بدهد.
هاوژين بقالي پژوهشگر مستقل در حوزه دين و سياست و استاد دانشگاه در فرانسه، دومين سخنران اين پنل بود كه درباره دين در جامعه كوردستان و اينكه چرا اسلام سياسي عليرغم حكمران بودن در چندين كشور، نتوانسته رابطه ارگانيكي بين دين و سياست ايجاد كند و دين را به سياست تسليم كرده است و اينكه درصورت تحولات و تغييرات در ايران، نيروهاي اسلامي چه نقشي ايفا خواهند كرد؟ سخن گفت.
وي ابتدا از نيروهاي اسلامي در جنوب كوردستان شروع كرد و گفت آن نيروهاي اسلامي بر اين باورند كه بايد دين از سياست جدا باشد و انتظار بسيار اندكي از دين داشته باشيم و بايد دين در جايگاه خود باشد. به نقش دولت عثماني و سقوط آن درخصوص تغييرات ديني منطقه اشاره كرد و گفت: اكنون اسلاميها به دو علت نميخواهند وارد حكمراني و امور دولت شوند، نخست اينكه ميترسند دچار سرنوشت كليساي كاتوليك در اروپا بشوند و دوم، ميخواهند دولت را تبديل به دين كنند و توان و شايستگي خويش را برمبناي مفاهيم دولت تعريف كنند و خود دين و در صدر آن، دولت را به جاي خداوند معرفي كنند و اين همان مسير تشيكل دولت ديكتاتوري و مركزگراست. اين مورد هم با شكست مواجه بوده و نتوانسته نهادها و مؤسسات خويش را تاسيس كند.
وي در اينباره هم هشدار ميدهد كه سلفيهاي شرق كوردستان، اگرچه تشكيلاتشان از بين رفته و شايد بتوان گفت كه احتمال ضعيفي دارد گروهي همچون داعش، حكمراني را در شرق به دست بگيرد، اما نبايد فراموش كرد كه ما در خاورميانه به سر ميبريم و بايد منتظر وقوع كليه احتمالات باشيم. اينكه تجارب غرب و جنوب كوردستان را در توشه داريم، صحيح، اما نبايد فراموش كرد كه سلفيها هم تجربه دارند هم در افغانستان و هم درسوريه و قلمرو و حكمراني هم داشتند. شرق كوردستان هم نسبت به ديگر مناطق سنينشين در ايران، بيشتر در تيررس نيروهاي اسلامي قرار دارد. اين گروهها در صورت وجود خلا قدرت، قادر نيستند به حكمراني برسند و اين خلا هم زماني ايجاد ميگردد كه احزاب سياسي كورد قادر نباشند اتحاد و هماهنگي لازم جهت اداره شهرها و مناطق را ايجاد كنند. هرچند در شرق كوردستان مردماني سكولار هم هستند، اما شبيه آنچه در رقه رخ داد و داعش از خلا احزاب سياسي كورد استفاده كرد و كنترل را در اختيار گرفت، قطعا اين امر ميتواند در شرق كوردستان هم رخ دهد.
سومين سخنران اين قسمت، دكتر روژين مكريان بود كه از طريق ويديو كنفرانس شركت داشت و درباره لزوم اتحاد نيروهاي سياسي شرق كوردستان سخنراني كرد و گفت: مسؤليت اصلي اينست كه اتحاد بر چه مبنايي و با كي و براي چه باشد و از اين طريق درصدديم اراده لازم جهت برقراري اين اتحاد را ايجاد كنيم.
وي گفت، مشكل كوردها در ايران، تنها با سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي پايان نميپذيرد و انقلاب زن، زندگي، آزادي سطح همصدايي و اتحاد با مطالبات كوردها را آشكار ساخت و نشان داد كه در جامعه ايراني، از بالا به پائين به كوردها نگريسته ميشود. هم چپ و هم راست درباره تعريف ايران و ناسيوناليسم فارس، متفقالنظرند كه در آن ايراني به عنوان هويت خودمحور فارس تعريف شده است.
وي در ادامه گفت، طرفهاي ايراني اصرار دارند كه كورد را به عنوان قوم بشاسانند و حتي پديده كولبري را هم به مشكلات اقتصادي ربط ميهند نه مسائل و مشكلات ملي و سياسي و موجوديت سياسي كوردها را قبول ندارند. همانطور كه عليه برگزاري نوروز امسال 800 نفر نامدار و هنرمند ايراني بيانيهاي را امضا و رژيم ايران هم از آن حمايت كرد و جبهه چپ و راست اپوزسيون هم سكوت كرد. اين تكرار همان موضع است و از سوي ديگر، در نوروز اروميه، شاهد آن موضعگيري بوديم كه با چماق و حيدر گفتن، به خيابان آمدند و اينها اشارهاي است به احتمالات پيش روي.
در ادامه گفت، اكنون رژيم ضعيف شده و احتمال سرنگونياش وجود دارد و احتمال هم دارد به بقاي خود ادامه دهد و در هردو حالت، اتحاد و همموضعي احزاب كوردي، پيش شرطي براي ماست خاصتا كه احزاب خود را براي احتمال سقوط رژيم آماده نكردهاند و بدون همبستگي، آزادي سياسي و ملي كوردها محقق نخواهد شد.
وي در ادامه سخنانش گفت، جامعه شرق كوردستان متنوع است و درصورت متحد شدن بايد تمامي رنگ و هويت و مطالبات پسنديده شوند و از هماكنون شاهد هستيم كه جامعه مدني توانسته از مرزهاي سياسي حكمراني مركز، گذار كند و از راه تحقق فرصت و امكان در حوزههاي مختلف، فضاي عمومي آدونيستي براي ايجاد سياست خودي را ايجاد كند. اين همان وظيفهاي است كه احزاب سياسي در تحقق آن موفق نبودهاند و بدون شك هيچ يك از آنها به تنهايي قادر به بازگشايي گرههاي كنوني نيستند و روشفنكرها نيز بايد قبل از احزاب جهت عملي كردن اتحاد، كار كنند و اگر جامعه و روشنفكران گام بردارند، در اين حالت كه جامعه در حال قرباني دادن است، متوجه خواهند شد كه كدامين حزب بر سر راه اتحاد مانعتراشي ميكند. حال كه تلاش و كوششمان در راستاي موجوديت كوردها و تحقق آزادي ملي براي آينده شرق كوردستان است، بايد سعي كنيم گامهاي عملي برداريم.
در پايان تكرار كرد كه اتحاد، ضرورت كنوني كوردهاست و جهت ايجاد آن، نيازمند فضايي هستيم كه هركس و طرفي بتواند صدا و مطالبات خويش را بيان كند و در نهايت قادر خواهيم بود جامعه را درخصوص علت و مفاد توافق و يا عدم توافق بين احزاب، آگاه سازيم.
وي ابتدا از نيروهاي اسلامي در جنوب كوردستان شروع كرد و گفت آن نيروهاي اسلامي بر اين باورند كه بايد دين از سياست جدا باشد و انتظار بسيار اندكي از دين داشته باشيم و بايد دين در جايگاه خود باشد. به نقش دولت عثماني و سقوط آن درخصوص تغييرات ديني منطقه اشاره كرد و گفت: اكنون اسلاميها به دو علت نميخواهند وارد حكمراني و امور دولت شوند، نخست اينكه ميترسند دچار سرنوشت كليساي كاتوليك در اروپا بشوند و دوم، ميخواهند دولت را تبديل به دين كنند و توان و شايستگي خويش را برمبناي مفاهيم دولت تعريف كنند و خود دين و در صدر آن، دولت را به جاي خداوند معرفي كنند و اين همان مسير تشيكل دولت ديكتاتوري و مركزگراست. اين مورد هم با شكست مواجه بوده و نتوانسته نهادها و مؤسسات خويش را تاسيس كند.
وي در اينباره هم هشدار ميدهد كه سلفيهاي شرق كوردستان، اگرچه تشكيلاتشان از بين رفته و شايد بتوان گفت كه احتمال ضعيفي دارد گروهي همچون داعش، حكمراني را در شرق به دست بگيرد، اما نبايد فراموش كرد كه ما در خاورميانه به سر ميبريم و بايد منتظر وقوع كليه احتمالات باشيم. اينكه تجارب غرب و جنوب كوردستان را در توشه داريم، صحيح، اما نبايد فراموش كرد كه سلفيها هم تجربه دارند هم در افغانستان و هم درسوريه و قلمرو و حكمراني هم داشتند. شرق كوردستان هم نسبت به ديگر مناطق سنينشين در ايران، بيشتر در تيررس نيروهاي اسلامي قرار دارد. اين گروهها در صورت وجود خلا قدرت، قادر نيستند به حكمراني برسند و اين خلا هم زماني ايجاد ميگردد كه احزاب سياسي كورد قادر نباشند اتحاد و هماهنگي لازم جهت اداره شهرها و مناطق را ايجاد كنند. هرچند در شرق كوردستان مردماني سكولار هم هستند، اما شبيه آنچه در رقه رخ داد و داعش از خلا احزاب سياسي كورد استفاده كرد و كنترل را در اختيار گرفت، قطعا اين امر ميتواند در شرق كوردستان هم رخ دهد.
سومين سخنران اين قسمت، دكتر روژين مكريان بود كه از طريق ويديو كنفرانس شركت داشت و درباره لزوم اتحاد نيروهاي سياسي شرق كوردستان سخنراني كرد و گفت: مسؤليت اصلي اينست كه اتحاد بر چه مبنايي و با كي و براي چه باشد و از اين طريق درصدديم اراده لازم جهت برقراري اين اتحاد را ايجاد كنيم.
وي گفت، مشكل كوردها در ايران، تنها با سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي پايان نميپذيرد و انقلاب زن، زندگي، آزادي سطح همصدايي و اتحاد با مطالبات كوردها را آشكار ساخت و نشان داد كه در جامعه ايراني، از بالا به پائين به كوردها نگريسته ميشود. هم چپ و هم راست درباره تعريف ايران و ناسيوناليسم فارس، متفقالنظرند كه در آن ايراني به عنوان هويت خودمحور فارس تعريف شده است.
وي در ادامه گفت، طرفهاي ايراني اصرار دارند كه كورد را به عنوان قوم بشاسانند و حتي پديده كولبري را هم به مشكلات اقتصادي ربط ميهند نه مسائل و مشكلات ملي و سياسي و موجوديت سياسي كوردها را قبول ندارند. همانطور كه عليه برگزاري نوروز امسال 800 نفر نامدار و هنرمند ايراني بيانيهاي را امضا و رژيم ايران هم از آن حمايت كرد و جبهه چپ و راست اپوزسيون هم سكوت كرد. اين تكرار همان موضع است و از سوي ديگر، در نوروز اروميه، شاهد آن موضعگيري بوديم كه با چماق و حيدر گفتن، به خيابان آمدند و اينها اشارهاي است به احتمالات پيش روي.
در ادامه گفت، اكنون رژيم ضعيف شده و احتمال سرنگونياش وجود دارد و احتمال هم دارد به بقاي خود ادامه دهد و در هردو حالت، اتحاد و همموضعي احزاب كوردي، پيش شرطي براي ماست خاصتا كه احزاب خود را براي احتمال سقوط رژيم آماده نكردهاند و بدون همبستگي، آزادي سياسي و ملي كوردها محقق نخواهد شد.
وي در ادامه سخنانش گفت، جامعه شرق كوردستان متنوع است و درصورت متحد شدن بايد تمامي رنگ و هويت و مطالبات پسنديده شوند و از هماكنون شاهد هستيم كه جامعه مدني توانسته از مرزهاي سياسي حكمراني مركز، گذار كند و از راه تحقق فرصت و امكان در حوزههاي مختلف، فضاي عمومي آدونيستي براي ايجاد سياست خودي را ايجاد كند. اين همان وظيفهاي است كه احزاب سياسي در تحقق آن موفق نبودهاند و بدون شك هيچ يك از آنها به تنهايي قادر به بازگشايي گرههاي كنوني نيستند و روشفنكرها نيز بايد قبل از احزاب جهت عملي كردن اتحاد، كار كنند و اگر جامعه و روشنفكران گام بردارند، در اين حالت كه جامعه در حال قرباني دادن است، متوجه خواهند شد كه كدامين حزب بر سر راه اتحاد مانعتراشي ميكند. حال كه تلاش و كوششمان در راستاي موجوديت كوردها و تحقق آزادي ملي براي آينده شرق كوردستان است، بايد سعي كنيم گامهاي عملي برداريم.
در پايان تكرار كرد كه اتحاد، ضرورت كنوني كوردهاست و جهت ايجاد آن، نيازمند فضايي هستيم كه هركس و طرفي بتواند صدا و مطالبات خويش را بيان كند و در نهايت قادر خواهيم بود جامعه را درخصوص علت و مفاد توافق و يا عدم توافق بين احزاب، آگاه سازيم.
قندیل پرس