عمار گلي ميگويد: ”اكنون طرف كورد مسئله كوردها را تنها در قالب تركيه در نظر نميگيرد، قضيه كوردها، قضيهاي منطقهاي است و هر طرفي كه قصد حل آنرا دارد بايد اين قضيه را در سطح منطقهاي پيگيري كند و پروژه ارائه كند، بنابراين پكك نيز منتظر است بداند دكترين تركيه در خصوص كلي قضيه چيست“.
قنديل پرس: براساس معلوماتي كه تاكنون منتشر شده، گفتگويي بين دولت تركيه و عبدالله اوجالان انجام شده، گفتهها حاكي از اينست كه اوجالان با سران پكك هم گفتگو كرده و همچنين ديداري هم در امرالي انجام شده و اوجالان پيامي كوتاه را به افكار عمومي ارسال كرده، آيا شما به عنوان روزنامهنگار، معلومات بيشتري در اينباره داريد و گفتگوها در چه مرحلهاي است؟
عمار گلي: درباره انجام هرگونه گفتگويي، اطلاعات بيشتر يا خاصي ندارم. اما گفتگو از اين نوع، غيرعادي و غريب نيست و حتي در دو سال گذشته چندين بار مستقيم و غيرمستقيم گفتگو بين طرف كوردي و دولت آكپارتي انجام شده است. به ويژه قبل از انتخابات مجلس و رياست جمهوري در سال گذشته. به نظر من هنوز گفتگوها به سطح لازم نرسيده و طرف كوردي از قصد و پروژه دولت مطمئن نيست، لذا فضايي مثبت و خوشنودكننده از جانب پكك و اوجالان مشاهده نميشود.
قنديل پرس: به نظر شما چه تغييراتي رخ داده كه اين گفتگوها در اين مقطع زماني شروع شده و هدف دولت تركيه چيست؟
عمار گلي: تغييرات زيادي در سطح منطقه و غرب آسيا و درون تركيه، رخ داده كه توانايي تغييرات ريشهايي را دارا هستند. اما علت اصلي شروع مجدد گفتگوهاي صلح به نظر من اختلاف داخلي تركيه است و نيز نقشه آكپارتي جهت تغيير قانون اساسي. همانطور كه مطلع هستيد، اردوغان درصدد است براي بار سوم رفراندم تغيير قانون اساسي را برگزار كند. اگر وضعيت كنوني تركيه را مدنظر قرار دهيم، آكپارتي و متحدش، به تنهايي قادر به پيروزي در اين بازي نيستند و بدون كمك يكي از طرفهاي اپوزسيون، پروژه آنها با شكست مواجه خواهد شد. لذا بازهم به كوردها روي آوردند تا كمكشان كنند و قانون را تغيير دهند و زمينه را براي ابقاي اردوغان مهيا كنند تا بتواند خود را براي پست رياست جمهوري كانديد كند.
دلايل ديگري هم وجود دارد كه نميتوان مطرح كرد. مثلا دلايل اقليمي. تنشهاي منطقهاي و تقويت رقابت تركيه در غرب آسيا، ميتواند مشوقي باشد براي آنكارا تا اين نقطه ضعيف خود را به سمتي سوق دهد كه تبديل به معضل بزرگتري نشود. تركيه و ناتو جايگاهشان از لحاظ اقليمي در مقايسه با جبهه ايران و روسيه، ضعيفتر شده. لذا تداوم بحران قضيه كوردها در تركيه و دكترين آنكارا در كل، ميتواند يك بازي عليه آنها را شروع كند. از اين منظر كه سياست طرف كوردي در شمال و غرب كوردستان، مسير و خط مشي خود را بطور كامل مشخص نكرده، ميتوان اينگونه فرض كرد كه ازسرگيري اين گفتگوها تلاشي است جهت جذب طرف كوردي به درون جبهه ناتو در منطقه.
نكته ديگر هم كه مورد بحث است و به نظر من واقعبينانه نيست اينكه اردوغان درصدد است قبل از بازنشسته شدنش، قضيه كوردها را بسان آنچه قبل از سركارآمدنش در سال 2002 وعده داده بود، حل كند و اينگونه كارنامه خود را سفيد كند و خود را ناجي قلمداد كند.
قنديل پرس: دولت تركيه از يك طرف ابتكار عمل گفتگوها را در اختيار گرفته و از سوي ديگر هم سياست قيوم و بمباران غرب و جنوب كوردستان را در پيش گرفته، نظر شما در اين باره چيست؟
عمار گلي: همانطور كه قبلا هم اشاره كردم، گفتگوها هنوز به سطحي نرسيده كه دو طرف بكارگيري تجهيزات نظامي را عليه همديگر متوقف كنند. همانطور كه مشاهده كرديم هپگ با وجود فضايي هموار و مثبت، به مركز صنعتي هواپيماي بدون شرنشين در آنكارا حمله كرد. جناب اوجالان نيز همان روز در پيام خود به اين نكته اشاره كرد كه هنوز گفتگوها در سطح لازم نيستند و بايد فرصت بيشتري ايجاد شود. لذا در چنين موقعي، طرفين براي تحميل مطالباتشان، بيش از پيش به طرف مقابل فشار وارد ميآورد. بنابراين تركيه هم بارديگر از طريق افزايش فشارهايش درصدد است طرف كوردي را مجاب به قبول شروط خود كند. سياست قيوم و انسجام زمان حملات نيز در همين چارچوب است.
قنديل پرس: موضع و واكنش پكك به اين گفتگوها را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
عمار گلي: پكك در خصوص اين گفتگوها، زياد خوشبين نست. اين موضوع را ميتوان از سخنان در لفافه سران اين حزب فهميد. علت آن نيز اين است كه تاكنون چندين بار گامهاي مشابهي برداشته شده است. در سالهاي ابتدايي شروع بكار آكپارتي، دولت آكپارتي در پاسخ به حسن نيت پكك در خصوص اعلام آتشبس يكطرفه و اعلام آمادگي جهت مذاكره، قانون عفو عمومي را تصويب كرد. بعدها در سال 2009 تا 2011 با وجود فضاي مناسب و توافق و گفتگو در اسلو، دولت از ترس انتخابات و اختلاف با گولنيستها، گفتگوها را به حالت تعليق درآورد و بارديگر جنگ را شروع كرد. در 2015 به همين شيوه و با بهانه دروغين اردوغان به خاطر شكستش در انتخابات و توافق دولمه باغچه، جنگي گسترده و همه جانبه را اعلام كرد. در طول سالهاي بعد از 2015 نيز سياست امحاي همه جانبه را عليه كوردها اجرا كرد و كوردها را به عنوان موجوداتي خطرناك معرفي ميكرد كه در هركجا كه باشند بايد با آنها مقابله كرد چه در شمال و چه در ميدان سياست رسمي و قانوني، چه در غرب و جنوب كوردستان، بايد آنها را به چشم خطري خارجي ديد و با آنها جنگيد. بنابراين با درنظر گرفتن اين حقيقت، طرف كورد اطميناني به حسن نيت آنكارا ندارد. همانطور كه جناب كارايلان هم به آن اشاره كرد، گويا تركيه درصدد احياي خط مشي سياسي تركهاي جوان در ابتداي قرن گذشته است و سياست كنوني تطابق زيادي با تبليغ جهت بازگشت به ميثاق ملي ندارد. اكنون طرف كورد مسئله كوردها را تنها در قالب تركيه در نظر نميگيرد، قضيه كوردها، قضيهاي منطقهاي است و هر طرفي كه قصد حل آنرا دارد بايد اين قضيه را در سطح منطقهاي پيگيري كند و پروژه ارائه كند، بنابراين پكك نيز منتظر است بداند دكترين تركيه در خصوص كلي قضيه چيست.
قنديل پرس: شكست يا موفقيت اين گفتگوها در كل چه تاثيري، بر قضيه كوردها و به ويژه در شمال كوردستان دارد؟
عمار گلي: پاسخ به اين سؤال، واقعا سخت است. به نظر من قضيه كوردها در از يك قضيه داخلي به قضيه اقليمي و بينالمللي تبديل شده كه چندين ابرقدرت منطقهاي و جهاني را به خود مشغول كرده است، چون هر اقدام مثبت و منفي در قبال قضيه كوردها، در شمال و جنوب كوردستان تاثير مستقيمي بر غرب و شرق كوردستان و در عين حال سياست خارجي و داخلي آن كشورها و همچنين چگونگي هماهنگي با ابرقدرتهاي ديگر دارد. لذا اين قضيه نسبت به سالهاي قبل از جنگ عراق در سال 2003، بسيار بسيار آشفتهتر و تنشآلودتر شده كه نميتوان تنها از طريق چند پيام اقليمي شبيه قرن گذشته، سركوب يا ساكت گردد. پس شكست يا موفقيت اين پروسه، دليل ظهور موج ديگري از سياست است كه ميتواند تنشها را در منطقه كاهش يا افزايش دهد. يا حتي در يك منطقه، افزايش و در منطقهاي ديگر كاهش دهد. اگر در يك جمله به سخنانم پايان دهم بايد بگويم به نظر من معادلات به اين بستگي دارد كه كوردها چگونه در بين دو جبهه اصلي درمنطقه، سياست ميكنند و چه جايگاهي براي خود در نظر گرفتهاند.
قندیل پرس