گفتگوی اختصاصی قندیل پرس با جناب صابر مامدیدریک، عضو کمیتە دیپلماسی حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) در اروپا، در رابطە با سالروز تاسیس پژاک.
قندیل پرس: بیست سال از تاسیس حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) میگذرد، بفرمایید پژاک چرا تاسیس شد؟ و شرق کوردستان در آن مقطع زمانی چه نیازی به تاسیس یک حزب سیاسی جدیدی داشت؟
صابر مامدیدریک: تاسیس هر حزبی به نوعی پاسخی به یک نیاز یا ضرورت تاریخی است. همانگونه در زمان تشکیل دیگر احزاب کوردی روژهلات هم اینگونه بوده است. تاسیس پژاک حاصل تقاطع یک موقعیت-ضرورت داخلی، منطقهای و حتی تحولات جهانی بود. از سویی بعد از تحولاتی چون جنگ ایران و عراق و مجموعه عوامل و سیاستهای رژیم که آن را به یک بنبست رسانده بود، خود این رژیم مجبور به تغییراتی در قالب پیچشی به نام اصلاحات شد که خیلی زود توخالی بودن آن برای همگان روشن شد ولی با این سیاست برای بقای خود زمان خرید. بخشی از پتانسیلی که در روژهلات ایجاد شد به خاطر ناامیدی نیروهای جوانی بود که بیشتر دانشجو و متاثر از فضای دهەی 70 و 80 ایران بودند و خیلی زود متوجه شدند مسئله کورد هیچ جایگاهی در سیاستهای اصلاحطلبان ندارد و حتا اگر پیش بیاید مانند سالگرد سوم اسفند در سنندج جوی خون به راه میاندازند. همین جوانان با رویکرد نوین و نگاهی رادیکال بعدها در تاسیس حزب پژاک نقشآفرینی کردند.
ضرورت دیگر در خود روژهلات کوردستان بود، جایی که سالها قبل از آن حزب کومله بنابر ضرورت پاسخ به نیاز رویکردی نوین و انقلابی علیه سیاست قدیمی حزب دموکرات کوردستان و جنس سیاستورزی آن بود، شکل گرفت و دست به سازماندهی و مبارزه علیه سنتها و تشویق زنان به مشارکت سیاسی زد و دستاوردهای مخصوصا در بعد تعمیق جامعه مدنی در دوره رهبری کسانی چون کاک فواد و تجربه کوچ تاریخی مریوان برای کوردستان داشت. ولی خیلی زود میبینیم به علت نوعی خطای استراتژیک حزب دموکرات کوردستان در ابتدای شکلگیری کومله و بعدها اصطکاک مداوم این دو حزب و چالشهاش زیاد، مداخله رژیم ایران، به سرنوشت غمانگیز برادرکُشی و بعدها انفعال و سیاست کمپنشینی ختم میشود و میتوان گفت از عرصه مبارزه زنده روژهلات بیرون میروند و پتانسیل سیاسی و اجتماعی روژهلات عملا در مقاطعی هدر میرود، بنابر این روند حزب پژاک پاسخی به این انفعال درون گفتمان کوردستان برای پیگیری یک سیاست رادیکال با رویکردی نوین بوده است که میبینیم مورد استقبال گستردهای خصوصا در مناطق بیرون حوزه نفوذ احزاب قدیمی بەویژه اورمیه، کرماشان و ایلام قرار میگیرد که این هم برمیگردد به مبارزه و سازماندهی مداوم پژاک در طی سالهای متمادی و همچنین خلا سالهای پیش از خود.
ضرورت بعدی، جنگ یا بهتر بتوان گفت اشغال عراق توسط آمریکا بود و خلا قدرتی که در آن سالها در عراق پیش آمد. در فضای سال 2003 و بعد از آن نگاهی میان احزاب دموکرات و کومله شکل گرفته بود که مقصد بعدی اشغال و جنگ، ایران خواهد بود و به مدل عراق، نوعی قدرت مانند باشور حاضر و آماده تحویل روسای این حزب داده میشود. پژاک پاسخی بود علیه این جنس رویاپردازی در سیاست و عدم درک پویاییهایی منطقهای و جهانی با پشتبندی به تجربه حزب کارگران کوردستان و افکار عبدالله اوجالان که پژاک بر پایه اندیشه او بنیاد گذاشته شد.
قندیل پرس: به نظر شما دستاوردهای پژاک در این بیست سال چه میباشند؟
صابر مامدیدریک: جنبش آپویی جنبش سازماندهی از پایین جامعه است. جنبشی که متکی به نیروی خلق و ملت خود است با تمام گونهگونیهای مذهبی، گویشی، فرهنگی و جنسیتی آن. یعنی تلاش برای سوژگی تمام قطعات پازل جامعه و همافزایی توان آنهاست. پژاک بر بنیاد این تجربه بنیاد نهاده شده و از همان ابتدای شکلگیری خود در تمام ابعاد به وظایف انقلابی خود عمل کرده و دست به سازماندهی حتا میان خلق غیرکورد(بلوچی، آذری، مازی، لور، عرب و فارس) زده است. شاید مهمترین دستاورد پژاک کمک به گسترش گفتمان ملت دموکراتیک و خودآگاهی جمعی بود چطور جوامع میتوانند بدون دشمنی به ملل دیگر علیه دولتهای اشغالگر در کنار هم مبارزه کنند.
پژاک همچون احزاب دیگر که از فلسفه آپو پیروی میکنند علیه تمام مرزهای استعماری تحمیل به کوردستان بودند و این در تاریخ مبارزات ما و شهدای جنبش آزادیخواهی آپویی به خوبی نمایان است. چه در اتفاقاتی همچون حماسه کوبانی یا فجایعی چون نسلکشی شنگال یا اشغال عفرین این خودآگاهی و همدلی کوردستانی به مردم آزادیخواه منطقه و جهان به اوج خود رسید.
پژاک با مبارزه فرهنگی، سیاسی و نظامی خود علیه اشغالگری بوده و در حماسه جنگ قندیل علیه سپاه تروریستی ایران نشان داد بنابر ضرورت تاریخی از هر فرم مبارزه علیه اشغالگران استفاده میکند. حماسه قندیل ضربه محکمی به توهم رژیم در دستکم گرفتن احزاب کورد بود که به واسطهگری مرحوم مام جلال به آتشبس منجر شد. در همه این سالها از طریق مبارزه مدنی و سیاسی خود تلاش کرده کنار ملت خود بماند.
گسترش این جنبش فرهنگی- سیاسی و تکامل آن با مبارزات زیستمحیطی و شکلگیری جنبش خودبنیاد زنان در روژهلات حاصل تلاش پژاک و پیشاهنگی کسانی چون شهیدان عاکف مانی،شیرین ،فرزاد ،دکتر افات ،فراشین ،روناهی ، و زیلان پهپوله بوده که بعدها به تاسیس کژار(جامعه آزاد زنان شرق کوردستان) منجر شد.
حزب پژاک در تئوریزه و عملیکردن و گسترش شعار و فلسفه ژن، ژیان، ئازادی که در بخشهای دیگر کوردستان برای آن سالها مبارزه شده بود، در روژهلات سالیان زیادی تلاش کرده که نمودش را در خیزش انقلابی ژن، ژیان، ئازادی میبینیم که چطور همه روژهلات، ایران و حتا جهان را در نوردید.
قندیل پرس: آیا همزمان بودن تاسیس پژاک با سالروز تولد جناب اوجالان معنای خاصی دارد؟
صابر مامدیدریک: پژاک به عنوان بخشی از جنبش آپویی از ارزشهای این جنبش و افکار عبدالله اوجالان پیروی میکند. همزمانی تولد آپو و تاسیس پژاک علاوه بر تاثیر نمادین آن اَدای دِینی به یک رهبر سیاسی، فیلسوف و متفکر کورد است که تمام زندگیش مبارزه برای آزادی و عدالت و علیه اشغالگران کوردستان بوده و دغدغه اون جهانی برای زیستن بهتر انسانها است. از طرفی نشانه اهمیت روژهلات و تاریخ مبارزات آن نزد ایشان است که در مجموعه تلاشهایی در سالروز تولد او این اتفاق تاریخی رقم خورد. همانطور که تولد آپو، تولد یک شخصیت تاثیرگذار در تاریخ مبارزاتی منطقه و کوردستان و به نوعی زندهشدن و شعلهورتر شدن جنبش سرکوبشده کوردها بود، تاسیس حزب پژاک هم سعی کرده همین نقش تاریخی را در روژهلات ایفا کند.
قندیل پرس: به نظر جنابعالی، هم اکنون پژاک چه جایگاهی در میان خلق کورد و احزاب شرق کوردستان دارد؟
صابر مامدیدریک: احزاب کوردستانی به ناگزیر در مقاطعی مجبور به درس گرفتن از گذشته هستند و میبینند اصرار بر سیاستهای بدون خروجی مثبت چطور میتواند منجر به حتا نابودی خود و سرخوردگی جامعه و از دست رفتن فرصتهای کلان بشود. متاسفانه در مقاطعی احزاب قدیمی کورد از مسائلی درس نگرفتند. همانطور که اشاره کردم برای نمونه در مقطع شکلگیری کومله اگر حزب دموکرات کوردستان ایران به جای خطای استراتژیک جبرانناپذیر، واقعیت را میدید و پذیرش را در پیش میگرفت شاید تاریخ روژهلات مسیری دیگر را میرفت. این تجربه تلخ انکار و جدل و عدم پذیرش بعدها اما به شکلی بدتر در مورد پژاک از سوی احزاب قدیمی تکرار شد. الان خوشبختانه ساختاری به نام جمهوری اسلامی نه تنها احزاب کوردستانی بلکه اپوزسیون رنگارنگ ایرانی را هم متوجه واقعیتهایی کرده است حتا اگر به زبان نیاورند.
همانطور که اپوزسیون ایرانی نمیتواند بدون کوردستان و احزاب کوردستانی و درس گرفتن از تاریخ مبارزاتی آنها و همکاری همسطح با آنها در مقابل جمهوری اسلامی ایران راهی از پیش ببرد، در خود سیاست روژهلات کوردستان هم تمامیتخواهی یا یکهتازی هر حزب کوردستان و انکار دیگران نتیجهای جز شکست ندارد. اما جدا از رابطه احزاب که خوشبختانه یا به دیپلماسی یا درک ضرورتها به همگرایی میل میکند پژاک هم مثل هر حزب سیاسی دیگر در عمر 20 ساله خود در تمام ساحات جامعه کوردستان و حتا پهنه سیاسی ایران نفوذ خود را گسترش داده و الان جز بازیگران اصلی و غیرقابلانکار این منطقه محسوب میشود. درست است که پژاک متکی به نیروی جوهری خود مردم و سازماندهی آنها است اما در بعد نظامی و سیاسی در حوزههای دیپلماسی چه در میهنمان کوردستان چه منطقه و اروپا فعالیتهای خود را ادامه میدهد و چه در بعد نظامی جز فعالترین و آمادهترین احزاب هم در گذشته و هم هر نوع تحولات احتمال آینده است.
قندیل پرس