د. عادل الياسي، عضو كميته مركزي كومله – سازمان كوردستاني حزب كمونيست ايران، ميگويد: ”اطلاع داريم كه حزبي فعال در شرق كوردستان وجود دارد كه از لحاظ فكر و برنامه، به جناب اوجالان وابسته است. منظورم حزب حيات آزاد كوردستان، پژاك است. اطلاعي نداريم كه آيا پژاك اين پيام را در خطاب به خود ميداند و خود را مسؤل ميبيند كه همين پروسه را با جمهوري اسلامي شروع كند يا خير؟ اگر پژاك معتقد باشد كه بيانيه اوجالان شامل اين حزب نيز ميشود و خود را متعهد به اجرا و عملي كردن بدانند، در اين صورت تاثير مستقيمي بر شرق كوردستان خواهد گذاشت. اگر پكك سلاحها را زمين بگذارد، از لحاظ روحي بر كوردهاي شرق كوردستان سنگيني خواهد كرد و احتمالا براي مدتي دچار افسردگي سياسي شوند.“
قنديل پرس: نظر شما درباره پيام اوجالان چيست؟ آيا اين پيام در اين مقطع زماني صحيح است يا خير؟ انتقادي به آن داريد؟
د. عادل الياسي: با درنظر گرفتن اين واقعيت كه پيام جناب اوجالان در زندان و پس از 26 سال شكنجه و انزوا و دوري از جهان خارج، نوشته شده است، نميتوان با ديدي منتقدانه محتواي اين پيام را تجزيه و تحليل كرد. به عباراتي ديگر، تحليل منتقدانه درباره موضع و كردار يك فرد را كه به مدت 26 سال از ابتداييترين حقوق انساني هم محروم بوده و دسترسي به معلومات دلخواهش را نداشته و رفتارش محدود شده، مشروع نميبينم. بنابراين، با توجه به وضعيتي كه جناب اوجالان در آن قرار دارد، بيشتر واكنش به پيام وي جاي دقت است تا تحليل و تفسير محتواي آن. درباره بخش نخست سؤالتان كه آيا زمان انتشار اين پيام مناسب بود يا خير؟ پاسخ اينست كه زمان زياد مهم نيست، بلكه چگونگي بكارگيري آن مهم است. تشخيص مناسب بودن زمان چنين پيامي دشوار است. براساس اين ديدگاه، چند نكته در ارتباط با واكنشها به پيام جناب اوجالان قابل تامل است.
نخست، اين پيام تاثير آني برگزينه سياسي حزب كارگران كوردستان داشته كه بسيار حائز اهميت است. اين تاثير به نحوي بوده كه اين حزب متعهد بودن خويش در راستاي عملي كردن مفاد پيام را اعلام كرده است. مثلا بلافاصله اعلام آتشبس كرد و گفته كه اگر جناب اوجالان آزاد گردد و مسؤليت كنگره را برعهده بگيرد، پكك طبق خواست جناب اوجالان ديگر مفاد پيام را نيز عملي خواهد كرد. تا اين مرحله، تاثير پيام اوجالان بر پكك، تا اين حد مهم بوده است. آيا اين تاثير در آينده هم در اين سطح و به اين گونه تداوم خواهد داشت يا خير، مشخص نيست و بايد منتظر بود و ديد. اما هنوز جاي تعجب است كه چگونه پكك با تاريخ چندين ساله مبارزاتي خويش كه مؤسسات و تشكيلاتي گسترده و پايدار دارد و هزاران عضو و جايگاه توانمند در بين مردم و داراي تجربه سياسي، نظامي و ديپلماسي است؛ اينگونه تصميمات خويش را به رهبر زندانيش گره ميزند و به او ربط ميدهد؟ فارغ از اينكه اين تصميم را مثبت يا منفي بپنداريم، نميتوان تاثير اين پيام را بر پكك انكار كرد.
از ديدگاه بنده، چنين عرف سياسي، كه سرنوشت يك حزب يا حتي يك جنبش به رهبري واحد گره زده شود؛ قابل قبول نيست و آنرا مخالف با اصول اصلي و اوليه دمكراسي و رهبري شورايي مي دانم. عبارت ”دمكراسي“ به خودي خود داراي تعريفي مشخص نيست كه براي همه آشكار و مشخص باشد، بلكه اين خود انسانها هستند كه در وضعيتهاي مختلف، به آن معاني گوناگون ميبخشند. به نظر من در وضعيت كنوني خاورميانه، هيچ جريان دمكراسياي نميتواند موفق باشد اگر اقدام به تغيير ارزشهاي جامعه محافظهكار نكند. يكي از ارزشهاي چنين جوامعي، عرف ”فرد – محوري“ است. اين عرف كه در آن به يك رهبر سياسي، ديني، يك رئيس جمهور، پادشاه، سلطان و يا رهبر يك حزب، جايگاهي مقدس و مطلق ميدهد و پيروي از آن به عنوان وظيفهاي تاريخي و اخلاقي تلقي ميگردد، يكي از نشانههاي برجسته جامعه غيردمكراتيك و محاظفهكار در خاورميانه است. وقتي از پروسه دمكراسي و جامعه دمكراتيك سخن به ميان ميآيد، جاي خود دارد هويت چنين جرياني شفاف گردد. به نظر من يكي از نكات اصلي چنين هويتي، گذار از عرف رهبري واحد و ”فردمحور“ است. اين موضوع هيچ گونه تضادي با آن ندارد كه جايگاه و احترام جناب اوجالان و يا هر رهبر مبارز ديگري توسط طرفدارانش مورد ستايش واقع شود و احترام بيپاياني براي مبارزات و فعاليتهايش قائل باشند و با سپاس و تشكر از شجاعت چنين رهبري ياد شود كه زندگي خود را قرباني آن كرده است.
دوم، با وجود تاثيرات سريع و توانمندي كه تاكنون پيام جناب اوجالان بر پكك و پيروانش گذاشته، فكرنميكنم كه بدون دادن پاسخي مثبت و عملي دولت تركيه، گامي ريشهاي در راستاي حل قضيه كورد در تركيه برداشته شود. اگر ما همگي اين واقعيت را بپذيريم كه قضيه كوردها، قضيهاي سياسي است كه توده مردم در اين راه زحمتات زيادي را متحمل شدهاند و پيشينه تاريخي دارند؛ امري عادي خواهد بود اگر انتظار نداشته باشيم با پيام يك رهبر سياسي، يا حتي تحولات سياسي در يك حزب سياسي، قضيه حل و فصل گردد.
بنابراين، رعايت سياستي كه مشكل را به نحوي ريشهاي حل نكند، در بهترين حالت ميتواند در كوتاهمدت براي بخشي از جامعه اميدي ايجاد كند، آتش بس موقت اعلام كند و تاحدودي استارت گفتگو و مذاكره را بزند. اما در طولانيمدت تغييرات چنداني محقق نخواهد شد و شايد سبب ياس و نااميدي هم شود. رواج مثبتنگري بدون زمينهسازي جهت برداشتن گامهاي جدي، ميتواند خلاي را بين جامعه و رهبري سياسي ايجاد كند. برعكس، سياستگذاري واقعي و موازي با امر واقع، اگر چه شايد در كوتاه مدت زياد مثبت جلوه نكند؛ اما ميتواند ارتباط رهبر سياسي با جنبش اجتماعي را تقويت كند و مردم را بطور مستمر و اميدوار به آزادي، فعال نگه دارد. تنها آينده است كه ميتواند اين موضوع را مشخص كند و به ما نشان دهد كه سرنوشت اين پروسه جديد چگونه خواهد بود. اما نشانههايي كه تاكنون نمايان شدهاند؛ نشان ميدهند كه پروسه جدي است و نتايج مثتبي براي جنبش كوردستان خواهد داشت.
سوم، واكنش ديگر به پيام جناب اوجالان اين بوده كه قضيه كوردها در سطح گستردهتري مورد دقت و نگرش افكار عمومي جهان و مراكز بينالمللي و دولتها قرار گرفته است. درضمن سبب تحرك بيشتر در بين مردم همه بخشهاي كوردستان شده تا در مورد مطالباتشان گفتگو كنند و تبادل مشاوره داشته باشند و آنرا تبديل به موضوعي جهت تبادل نظرهاي مختلف كنند. لذا، عليرغم هر ملاحظهاي درمورد محتواي و آينده پيام، شكي نيست كه قضيه كوردها را در سطحي عاليتر در دستوركارمحافل و تفاسير مختلف قرار داد.
هنوز به بهترين نحو از اين فرصت استفاده نشده است. به نظر من، حال كه بيش از پيش با انتشار اين پيام دقت و نظر افكار عمومي و مراكز بينالمللي به قضيه كوردها منعطف شده، زمان مناسبي براي طرح مطالبات ريشهاي و اصلي ملت كوردستان است تا بر مبناي برنامهاي دقيق در قالب مانيفست آزاديخواهانه شناخته شود. فرصتهاي اينچنين براي طرح و معرفي يك قضيه بسيار اندكند آنهم براي قضيهاي كه دهها سال انكار شده و به حاشيه رانده شده است. گام برداشتن در اين رابطه ميتواند تاثيري مثبت بر احتمال مذاكرهاي جدي با دولت تركيه و متعهد بودن آن از طريق تحقق مطالبات اصلي مردم كوردستان داشته باشد.
قنديل پرس: در بيانيه كومله – سازمان كوردستان حزب كمونيست ايران، شما اين نقد را مطرح كردهايد كه اوجالان از زندان پروسه صلح را رهبري ميكند، لطفا درباره انتقادتان بيشتر براي خوانندگان توضيح دهيد؟
د. عادل الياسي: انتقاد و ترديد كومله، اساسا درباره دولت تركيه است كه انساني را به خاطر تفكر و انديشهاش بيش از 26 سال زنداني كرده و از كليه حقوق اوليه و انساني محروم كرده است، سپس براساس مصلحت خود و به نام سرويسهاي اطلاعاتي بعضا به وي فرصت ميدهد با افرادي مشخص ديدار كند. اين در حاليست كه دولت حتي به خانواده و وكلاي اوجالان اجازه ملاقات نميدهد. علاوه براين، بطور مستمر و پيدرپي، او را مسبب همه آشوبي معرفي مي كند كه منبع اصلي آن خود دولت است. اين موضع كومله حاكي از اين است كه قراردادن مسؤليت برعهده فردي كه تحت آزار و فشار قرار دارد، انساندوستانه است. حتي در اسناد و قانون بينالمللي هم به اين موضوع اشاره شده است. مثلا در قرارداد بينالمللي حقوق مدني و سياسي سازمان ملل آمده كه هيچ زندانياي كه تحت اذيت و آزار قرار دارد و از حقوقش محروم است، مسؤل نيست و نبايد به عنوان شخص تصميمگيرنده در پروسه مذاكرات نقش داشته باشد. لذا قانون بينالمللي لغو هرنوع فشار و انزوا، دسترسي به وكيل و كليه نيازمنديهاي تصميمگيري مستقلانه و دلبخواه را به عنوان شروط لازم جهت تصميمگيري فرد زنداني تعيين ميكند. اين ملاحظه كومله بسيار انساندوستانه است و به نفع جناب اوجالان و جنبش كوردستان در شمال كوردستان است. در حقيقت پيام پكك نيز حاوي همين نكته و در تائيد ملاحظه كومله است. در پيام پكك آمده، جهت موفقيتآميز بودن هر پروسهاي، بايد جناب اوجالان آزاد باشد تا شخصا نظارت و رهبري كند. اين بدين معني است كه تا زماني كه اوجالان در زندان باشد، قادر نيست آزادانه تصميم بگيرد و بطور آزاد رهبري و مسؤليت پروسه را برعهده بگيرد. پس نميتوان مسؤليت پروسه را هم برعهده ايشان گذاشت.
در اين صورت، اين نقد كومله كه ميگويد نبايد مسؤليت پروسه بر عهده يك فرد زنداني باشد كه حق و فرصت اجرا و عملي كردن اين وظيفه خطير از وي سلب شده است؛ به حق است. لذا مطالبه غيرمشروعي نخواهد بود اگر آزادي جناب اوجالان به عنوان اصليترين شرط براي شروع هر پروژه و مذاكرهاي باشد كه وي به عنوان مسؤل اجراي آن انتخاب شود. فراموش نكنيم كه كومله سازماني باتجربه است كه بيش از نيم قرن است تلخ و شيريني مبارزه را چشيده، تجربه مذاكره با دولت مركزي را دارد، تعداد زيادي از اعضا و رهبرانش در زندانهاي دشمن جان باختهاند. بنابراين كومله ميداند كه امري صحيح و مشروع نخواهد بود اگر فردي كه در زندان دشمني درنده و وحشي زنداني است را مسؤل تعيين سرنوشت يك حزب سياسي دانشت و يا مهمتر از آن، مسؤليت تعيين سرنوشت يك جنب اجتماعي به او محول گردد.
قنديل پرس: در بيانيه كومله آمده گويا شما به تحقق اين پروسه خوشبين نيستيد، به نظر شما آيا اوجالان و پكك ارزيابي و تحليل اشتباهي از وضعيت دارند؟
د. عادل الياسي: حقيقت اينست كه كومله خود را در قبال جنبش مردمي كوردستان در كليه بخشهاي آن مسؤل ميداند و خود را بخشي از مبارزه مشروع ملت كورد در تمام بخشهاي كوردستان ميداند. حمايت بيدريغ كومله از غرب كوردستان، اثبات اين حقيقت است. براساس تاريخ خود، كومله نه تنها با اظهانظر و موضع گرفتن، بلكه در عمل نيز مسؤليت خود در راستاي حفظ منافع ملت كورد در ديگر بخشهاي كوردستان به اثبات رسانده است. فراموش نكنيم كه حمايت كومله در دهه هشتاد، در راستاي مبارزه ملت كوردستان در جنوب، خشم دولت بعث را به همراه داشت و پيدر پي به مقراتمان حمله ميكرد و دهها عضو و مقام عالي اين حزب براثر اين حملات جان خود را از دست دادند. در اين سالهاي اخير هم كومله وظيفه خود را ادامه داده و عملي كرده است. براساس همين مسؤليت و حقيقتي است كه سرنوشت مبارزات در بخشي از كوردستان بطور مستقيم بر ديگر بخشها تاثيرگذار خواهد بود، كومله ملاحظه دلسوزانه خويش درمورد اين پروسه كه در جريان است را اعلام كرده است. وقتي كه هيچ نشاني ديده نميشود كه اثبات كند ماهيت دولت ترك در حال تغيير است و اعتقادي به حل دمكراتيك قضيه كوردها ندارد، جاي خود داشت كه سازماني مسؤليتپذير همچون كومله به خطرات آن اشاره كند. از سوي ديگر اين دولت به سركوب هر صدا و سازماني آزاديخواه در داخل تركيه ادامه ميدهد و شخصيتهاي فعال سياسي و مدني را دستگير و زنداني كرده است. از سوي ديگر در خارج از مرزهايش، به حملات خود عليه غرب كوردستان و اشغال مناطق زيادي در جنوب كوردستان ادامه ميدهد. توازنات اقليمي و تغييراتي نيز كه در منطقه در حال انجام است، نشاني جهت متعهدبودن دولت تركيه تحت فشار نيروي خارجي در راستاي حل دمكراتيك قضيه كورد وجود ندارد. لذا، ملاحظه كومله درخصوص اين پروسه اينست كه خوشبيني بايد براساس امر واقع باشد تا جنبشي متضرر نشود و درصورت شكست تلاشها، ملت كوردستان دچار ياس و نااميدي نشوند. اين نكته را هم به آن ميافزايم كه مسير تحولات در منطقه و جهان نشاني از خواست و برنامهاي جهت حل قضيه كوردها از طريق دمكراتيك ندارد. جنگ نابودگرانه اسرائيل عليه مردم فلسطين، سركارآمدن دولتي جهادي در سوريه، تقويت نيروي راست افراطي در كشورهاي غرب اروپا و سركارآمدن دونالد ترامپ در آمريكا، همه وهمه نشانگر اين است كه جريان تحولات در راستاي حل دمكراتيك قضيه كوردها نيست، بلكه دولتهاي قلدر، از راه رهبري خودمحور و ديكتاتور خود، اينچنين مطالبات حاكميت را از طريق جنگ و تهديد بر مردم تحميل ميكنند و اين روش موجود حكمراني است. اردوغان و دولتش، سالهاست كه اين نوع از حكمراني سياسي را علني و آشكار ساخته است.
اين رسم و عرفي رايج در جهانبيني كومله است كه آشكار و صادقانه همه خطرات پروژه و پروسههاي سياسي را به مردم بگويد و مردم را از توهم، سياهپنداري و يا خوشبيني دور نگه دارد و واقعيت را براي آنها بيان كند. تا مردم دچار نوعي توهم نسبت به دولتهاي سركوبگر كوردستان و دچار اميد كاذب نشوند. اين بدين معني نيست كه با دشمن درنده، مذاكره نشود، بلكه بدين معني است كه شروط چنين مذاكرهاي بايد تعيين گردد. موضوعات را از مردم پنهان نكند و هيچ فرصتي به دشمن داده نشود كه به نام گفتگو و مذاكره درصدد تضعيف جنبش و سركوب آن باشد.
به نظر من رفقاي پكك بيش از حد به اين پروسه خوشبين هستند، بدون اينكه زيرساخت اين پروسه تشكيل شده باشد. آنها ميتوانستند از پيام اوجالان استقبال كنند و به نحوي مثبت آنرا ارزيابي كنند، اما خطرات و موانع آن پروسه را آشكارا بيان كنند و مردم را براي اين امر حاضر كنند. حتي به عنوان تاكتيك مذاكره هم باشد، رسم بر اين است كه در شروع امر، تا اين حد خوشبيني خويش را بروز ندهي، بلكه تلاش ميشود طرف مقابل را دچاره دلهره و بيثباتي كني تا مرحله به مرحله گفتگو و مذاكره به پيش برود.
قنديل پرس: به نظر شما پروسه صلح در تركيه و كوردستان تركيه بايد چگونه مديريت شود تا موفقيتآميز باشد؟
د. عادل الياسي: توافق و مذاكره بين دو طرف مخالف و دشمن همديگر، براساس اعتماد شكل نميگيرد. بلكه براساس تحقق منافع طرفين است. جهت تحقق توازن چنين منافعي بايد توازن قوا به نحوي باشد كه طرفين مجبور باشند براي تحصيل هر دستاوردي، باجي بدهند. به عبارتي، مذاكره به نحوي باشد كه هيچ يك از طرفين نه تنها برنده گفتگوها باشد و نه كاملا بازنده باشد. در چنين اوضاع و احوالي مشاهده نميشود كه كفه ترازوي قدرت در بين طرفين تا حدي متوازن باشد كه هر دو طرف برنده باشند. به نظر من جايگاه دولت تركيه بسيار قويتر از پكك است. بنابراين انتظار نميرود گفتگو و مذاكره در چنين وضعيتي به نفع پكك باشد. اما اكنون فرصت بسيار مناسبي است. با اتخاذ چند راهكار ميتوان بيش از پيش توازن را در كفههاي ترازو برقرار كرد. يكي از اين راهكارها، به حركت درآوردن مردم در شهرهاي شمال كوردستان به روش مدني و در چارچوب قانون آن كشور است. مثلا گسترش سازمانهاي مدني و تشكيل سمينار و نشستهاي مختلف و راهپيمايي. پكك داراي پايگاه و جايگاهي اجتماعي است كه قادر است اينگونه قدرت خود را به نمايش بگذارد بدون اينكه مستقيما با دولت درگير شود. در چنين حالتي و براساس تحركات مردمي، ميتوان طرحهاي زير را به عنوان مطالبات مردم ارائه كرد:
1- دولت تركيه بلافاصله آتشبس اعلام كند و فضاي نظامي و پليسي را در شهرهاي جنوب كوردستان لغو كند.
2- اوجالان آزاد شود و بدون هيچ مانعي اجازه داشته باشد نقشه و سياستهاي خويش را بطور فعال در پيش بگيرد و عملي كند و رهبري اين پروسه را برعهده بگيرد. همزمان همه زندانيان سياسي ديگر هم آزاد شوند.
3- آزادي بيان و آزادي تشكيل سازمانهاي سياسي و مدني اعلام گردد و هيچ مانع امنيتي و قانوني در اين حوزه وجود نداشته باشد.
4- با نظارت و ضمانت مراكز بينالمللي، مثلا سازمان ملل و اتحاديه اروپا، پروسه گفتگو و مذاكره بين حزب پكك و دولت تركيه به جلو هدايت شود.
5- مردم از نحوه و زمان و چگونگي برگزاري اين مذاكرات مطلع گردند و مدام در اين رابطه به آنها گزارش ارائه گردد.
6- افراد قابل اعتماد طرفين كه سرنوشت مردم كوردستان جهت تعيين به آنها سپرده ميشود، از طريق همهپرسي و نظر مردم انتخاب شوند.
همانگونه كه عرض كردم، طرح اين مطالبات به منظور اجراي فوري آنها نيست و گفتگوها مشروط به وجود چنين شروط نخواهند شد، بلكه مطالباتي هستند كه در پروسه مذاكره مورد بحث واقع ميشوند. تا آن زمان پكك دو ابزار مهم در دست دارد كه نبايد خود را از آنها محروم كند. نخست، بقاي تاسيساتي و موجوديت حزب كارگران كوردستان. بقاي اين مؤسسات و ستاتوي موجود پكك از طريق رهبري و ابزار رسانهاي و دارايي، براي اقدامات بعدي سرنوشتساز است. دوم، سلاحهاي موجود در دست پكك. اين حزب با دقت اعلام آتشبس كرده است، اما سلاحهاي موجود در دست آن، اگرچه از لحاظ نظامي تكليف را روشن نميكند، اما قطعا كارتي قوي در پروسه مذاكره خواهد بود و تا مراحل پاياني و تحقق مطالبات اصلي مردم كوردستان، نبايد تحويل داده شوند.
قنديل پرس: پيام اوجالان و پروسه صلح، چه تاثيري بر شرق كوردستان خواهد داشت؟
د. عادل الياسي: همانطور كه در پاسخ سؤال قبل هم به آن اشاره كردم، اين پيام تاثير مستقيمي بر همه بخشهاي كوردستان خواهد گذاشت. تا جايي كه به شرق كوردستان ارتباط دارد، اين پيام بيشتر تاثير روحي رواني بر مردم شرق كوردستان خواهد گذاشت. حزبي فعال در شرق كوردستان وجود دارد كه از لحاظ فكري و برنامه پيرو جناب اوجالان است.
منظورم پژاك است. اطلاعي نداريم كه آيا پژاك اين پيام را در خطاب به خود ميداند و خود را مسؤل ميبيند كه همين پروسه را با جمهوري اسلامي شروع كند يا خير؟ اگر پژاك معتقد باشد كه بيانيه اوجالان شامل اين حزب نيز ميشود و خود را متعهد به اجرا و عملي كردن بدانند، در اين صورت تاثير مستقيمي بر شرق كوردستان خواهد گذاشت. اگر پكك سلاحها را زمين بگذارد، از لحاظ روحي بر كوردهاي شرق كوردستان سنگيني خواهد كرد و احتمالا براي مدتي دچار افسردگي سياسي خواهند شد. با اين وجود، فكر نكنم در طولانيمدت جريان مبارزاتي مردم شرق كوردستان عليه جمهوري اسلامي تضعيف گردد و يا از تلاش در راستاي تحقق مطالباتشان سست شوند و عقب بكشند. حتي اگر احتمال موفقيتآميز بودن پروسه در تركيه هم وجود داشته باشد، فكر نكنم شرق كوردستان خوشبين باشد كه اين امر در ايران هم تحقق يابد و همان روش و مسير را در پيش بگيرد. فكر ميكنم مردم شرق كوردستان هيچ ترديدي ندارند كه از طريق گفتگو با جمهوري اسلامي حقوق و مطالباتشان تامين نميگردد.
قنديل پرس: بخشي از فعالين سياسي و مدني در شرق كوردستان، از هيئت حزب دم اين انتقاد را دارند كه وقتي در جنوب كوردستان بودند با احزاب شرق كوردستان ديدار نكردند، به نظر شما نظر و ديدگاه احزاب شرق كوردستان پرسيده نشده است؟
د. عادل الياسي: بايد اين سؤال را از هئيت حزب دم پرسيد. با درنظر گرفتن اين واقعيت كه سرنوشت جنبش مردم در بخشي از كوردستان تاثيري مستقيم بر ديگر بخشها دارد، بهتر بود كه با همه طرفها ديدار ميكرند و ديدگاه و نظر همه را ميشنيدند.
قندیل پرس