اگر روزی صدایم نیامید نپرس کجا رفتەام
بعضی صداها پس از خاموشی تازە شنیدە میشوند.
من جایی نرفتەام، تنها شکل حضورم را
بە چیزی بی نام و بی صدا اما زندِتر سپردەام،
اگر در لحظەای مکث کردی
واژەای تو را بە سکوت کشاند
یا اندیشەایی ناتمام ماند و
چیزی بی دلیل در درونت نجوا کرد
شاید من همان جا باشم.
نە بە عنوان کسی کە بود
بلکە چیزی فهمیدە شد
بە دنبالم نگرد
من از مسیرها عبور کردم
نە برای رفتن
کە برای معنا گرفتن
آنچا از من باقی می ماند
نە خودم است نە صدایم
بلکە سوالی است کە در
ذهن تو باقی می ماند و
همین کافی است…
وریشە مرادی، خرداد 1404
“یک شب قبل از اینکە بمبارانم کنند، من این را نوشتم”
قندیل پرس