گفتوگوی ویژه «قندیلپرس» با جناب آقای «عبداللە حجاب»، تحلیلگر مسائل کوردستان، درباره کنفرانس جنبش ژینا – «زن، زندگی، آزادی» در آلمان
قندیل پرس: در روز ۲۸ سپتامبر کنفرانس جنبش ژینا – زن، زندگی، آزادی با مشارکت هفت حزب سیاسی و شماری از شخصیتهای مستقل شرق کوردستان در آلمان برگزار شد. دستاوردهای این کنفرانس چه بود؟ آیا احزاب شرق کوردستان در مسیر تدوین پلتفرمی برای همکاری و نزدیکی بیشتر گام برداشتند؟
عبداللە حجاب: به باور من، برگزاری خودِ این کنفرانس را باید یک دستاورد بزرگ دانست. این نشست نتیجهی تلاشها و رایزنیهای اخیر هفت حزبی است که در میدان سیاسی روژههلات جایگاه ویژهای دارند. در ماههای گذشته، نشستهای علنی و غیرعلنی متعددی میان این احزاب برگزار شده بود، اما اهمیت این کنفرانس در آن است که برای نخستینبار هفت حزب فعال شرق کوردستان در قالب یک نشست رسمی گرد هم آمدند و از شماری از شخصیتهای مستقل نیز برای حضور و تبادل نظر دعوت کردند.
این امر نشان میدهد که فضای گفتوگو میان نیروهای سیاسی فراهم شده و تمایل به تعامل افزایش یافته است. احزابی که پیشتر حاضر به گفتوگو با یکدیگر نبودند، اکنون خود را در مسیر مشترکی میبینند. این تحول میتواند زمینهی شنیدن صداهای متفاوت و سلیقههای گوناگون را فراهم کرده و احزاب را در برابر افکار عمومی پاسخگوتر سازد.
میتوان گفت که احزاب بیش از هر زمان دیگری به این هدف نزدیک شدهاند. دستیابی به پلتفرمی مشترک نیازمند هماندیشی، گفتوگوهای بیشتر و حل برخی از مسائل و اختلافات گذشته است.
با این حال، روند کنونی امیدوارکننده است. اگر این مسیر با صبر و خرد جمعی ادامه یابد، میتواند به شکلگیری گفتمانی مشترک و مؤثر در جهت حل مسائل عمیق کوردستان منجر شود. ایجاد چنین بستری آسان نیست، اما باید خوشبین بود و از این روند حمایت کرد، چرا که هر گامی در جهت همگرایی سیاسی، میتواند آیندهی روشنتری را برای جامعهی کوردستان رقم بزند.
قندیل پرس: بخشی از ناظران بر این باورند که برافراشته شدن سه پرچم و یا اجرای دو سرود ملی از سوی احزاب، نشانگر تداوم اختلافات میان آنان است. اما برخی دیگر از تحلیلگران این موضوع را نشانهی فضای دموکراتیک حاکم بر کنفرانس و پذیرش متقابل احزاب از سوی یکدیگر میدانند. نظر شما در این زمینه چیست؟
عبداللە حجاب: در این نشست، بسیاری از شرکتکنندگان تمایل داشتند پرچم کوردستان بهصورت رسمی برافراشته شود و سرود ملی کوردستان نیز پخش گردد. با این حال، باید توجه داشت که این نشست نه پارلمان کوردستان بود و نه پلتفرمی ملی یا مشترک، بلکه گردهمایی هفت حزب سیاسی شرق کوردستان با نمادها و ایدئولوژیهای متفاوت بود. بنابراین، طبیعی است که در چنین فضایی درباره نمادها و سرودها دیدگاههای مختلفی وجود داشته باشد.
از نظر من، استفاده از پرچم جمهوری کوردستان و نیز پرچم کوردستان در باشوور – که در سطح بینالمللی بهعنوان نماد شناختهشدهی ملت کورد پذیرفته شده است – میتواند گزینههایی مناسبتر و فراگیرتر باشد. با احترام به دیدگاه و سابقهی احزاب چپ، باید گفت که جنبشهای رادیکال در کوردستان در اکثریت نیستند. اندیشهی سوسیالیستی در میان بخشی از جامعه طرفدار دارد و شایستهی احترام است، اما نمیتواند نماد اکثریت مردم کوردستان محسوب شود. در نتیجه، پرچم یک حزب خاص نمیتواند پرچم کوردستان باشد.
در مورد سرود نیز باید همین منطق را در نظر گرفت. سرود ملی کوردها امروز در تمام بخشهای کوردستان جایگاه ویژهای در میان مردم دارد و نماد وحدت و هویت ملی است. در مقابل، سرود «انترناسیونال» یک سرود حزبی و ایدئولوژیک است که بیشتر با مفاهیم عدالت اجتماعی و برابری طبقاتی پیوند دارد. بنابراین، شاید پخش آن در نشستهایی با مضمون عدالت اجتماعی یا کارگری مناسبتر باشد، اما در یک نشست ملی، بهتر است از سرودی استفاده شود که بازتابدهندهی هویت جمعی و ملی همهی کوردها باشد.
البته این نکته به معنای نقد یا نفی اقدام برگزارکنندگان نیست. پخش سرود «انترناسیونال» در این کنفرانس بر پایهی توافق جمعی میان احزاب شرکتکننده صورت گرفت، و هر تصمیمی که حاصل توافق و احترام متقابل باشد، شایستهی احترام است. مهمتر از هر نماد یا سرود، این است که فضای همگرایی، گفتوگو و تفاهم میان احزاب کوردستانی همچنان تداوم یابد و زمینهساز وحدت ملی گردد.
قندیل پرس: این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که خاورمیانه شاهد تحولات چشمگیری است. به باور بسیاری از ناظران، احتمال آغاز رویارویی نظامی میان اسرائیل و ایران، و نیز بروز تغییرات سیاسی در داخل ایران وجود دارد. پیام این کنفرانس برای نیروهای اپوزیسیون، بهویژه جریانهای مرکزگرا که هنوز آمادهی پذیرش رسمی حقوق ملت کورد نیستند، چیست؟
عبداللە حجاب: در منطقه ما احتمال وقوع درگیری و جنگ همواره وجود داشته و اکنون نیز امکان تداوم آن بالاست. بعید نیست که در آینده درگیری جدیدی رخ دهد. با این حال، باید توجه داشت که جنگ بهتنهایی منجر به آزادی و برابری نمیشود. اما اگر درگیریها به تضعیف یک دیکتاتوری منجر شوند، شاید بتوانند معادلات سیاسی را بە نفع نیروهای مخالف دیکتاتوری تغییر دهند. نابودی جمهوری اسلامی خواست مشترک اغلب جریانها و ملتهای تحت ستم است.
اپوزیسیون ایرانی همسو با برنامههای احزاب کوردی نیست و بیشتر به دنبال ایجاد ایرانی متمرکز و مرکزی است کە دیکتاتوری جمهوری اسلامی در آن نباشد. بهعنوان نمونه، سلطنتطلبان بارها تأکید کردهاند که تقسیم قدرت را نمیپذیرند و حتی برای حفظ یک «ایران یکدست» حاضر به جنگ خواهند شد. مجاهدین خلق در گذشته اعلام کردهاند که با تقسیم قدرت در کردستان موافق اند. موافقاند؛ این موضع تا حدی به سیستم غیرمتمرکز نزدیک است، اما رفتار آنها در «فردای پس از جمهوری اسلامی» همچنان نامشخص است و حضور سیاسیشان در ایران مسیر آسانی نخواهد داشت.
جریانهای دیگر شامل طیفهای محافظهکار و سکولار پراکندهاند و هیچیک توانایی ایجاد موج سیاسی یا رهبری جامعه را ندارند. در مسئله کورد نیز سناریوی مشخصی از آنها دیده نمیشود. بخشی دیگر هم افرادی هستند که در سیستم فعلی نقش داشته یا بهعنوان منتقد فعالیت کردهاند؛ جایگاه آنها در آینده ایران بستگی به توانایی کسب حمایتهای بینالمللی و فرصت سازماندهی دارد.
اپوزیسیونی که میتواند در آینده سیاسی ایران تأثیرگذار باشد، عمدتاً شامل جنبشهایی است کە ملیتهای خارج از حوزە حاکمیت را نمایندگی میکنند: بلوچها، ترکمنها، عربها، آذریها و کوردها که هویت ملیشان سرکوب شده است. این گروهها میتوانند چالشی جدی برای سیستمهای دیکتاتوری ایجاد کنند. در این مسیر، دشمنی میان ملتهای تحت ستم اشتباه است و همزیستی و همکاری میان آنها ضروری است.
برای جلوگیری از بازتولید دیکتاتوری در ایران آینده، لازم است گفتمان و هماندیشی آشکار میان این ملتها شکل بگیرد. نظام جایگزین باید اصولاً ضد دیکتاتوری باشد و حقوق همه ملیتها را رعایت کند، به طوری که برابری و مشارکت همگانی در ساختار سیاسی تضمین شود. تنها در چنین شرایطی میتوان به ایران آیندهای عادلانه، چندصدایی و پایدار امیدوار بود.
قندیل پرس