هیوا خوشناو: الشرع خوب می‌داند جنگ بزرگ با قسد، پایان او خواهد بود

گفت‌وگوی اختصاصی «قندیل‌پرس» با هیوا خوشناو درباره‌ی آخرین تحولات روژاوا و باکوور

قندیل‌پرس: چنان‌که آگاهید، در روزهای اخیر درگیری‌هایی میان نیروهای سوریه دموکراتیک و نیروهای دولت موقت سوریه در محله‌های شیخ مقصود و دیرحافر آغاز شده است. اکنون وضعیت را چگونه می‌بینید و علت این تنش‌ها چیست؟

هیوا خوشناو: درباره‌ی علت این درگیری‌ها تحلیل‌های متفاوتی مطرح شده است، اما می‌توان گفت تا زمانی که توافقی اصولی و بنیادین میان همه طرف‌های سوریه حاصل نشود، شمال کشور مانند بشکه‌ای از باروت باقی می‌ماند که تنها یک جرقه برای انفجار آن کافی است.
درگیری اخیر چندان بزرگ نبود، اما اگر به‌موقع چاره‌اندیشی نشود، می‌تواند از کنترل خارج شود. نیروهایی مانند آمریکا نیز که محاسبات متفاوتی دارند، هرچند خواهان جنگ نیستند، اما در چنین شرایطی نمی‌توانند خود را کاملاً کنار بکشند.
به نظر می‌رسد خودِ احمد الشرع، که فردی عمل‌گراست و چشم به حمایت آمریکا دارد، به‌خوبی می‌داند هر جنگ بزرگی با قسد، به پایان کار او منجر خواهد شد.
با این حال، مناطقی که درگیری‌ها در آن رخ داده، یعنی دو محله‌ی کوردنشین در حلب، ضعیف‌ترین حلقه‌ی ساختار حکومت خودگردان دموکراتیک شمال سوریه‌اند.
میان دو محله و نیروهای قسد حدود پنجاه کیلومتر فاصله است، به این معنا که منطقه در وضعیت محاصره‌ی نسبی قرار دارد. از سوی دیگر، گروه‌های مسلح اسلام‌گرا وابسته به ترکیه، مانند حمزات و حمشات، که در ظاهر زیر چتر ارتش موقت سوریه عمل می‌کنند، در واقع مستقیماً تحت هدایت سازمان اطلاعات ترکیه (میت) هستند و عملاً قدرت واقعی در آن مناطق را در دست دارند.
در دوران بشار اسد نیز هرگاه میان قسد و حکومت اختلافی پدید می‌آمد، نیروهای بعثی سوریه پیش از هر اقدامی، همین دو محله را محاصره یا هدف قرار می‌دادند. اکنون نیز به نظر می‌رسد دولت دمشق ــ یا دقیق‌تر بگوییم، ترکیه ــ زمانی که می‌خواهد فشار خود را بر قسد افزایش دهد، از همین نقطه‌ی ضعیف آغاز می‌کند.
نباید فراموش کرد که این درگیری‌ها تنها چند ساعت پیش از نشست سِنتکوم (فرماندهی مرکزی آمریکا) و سفر نماینده‌ی ویژه‌ی ترامپ به سوریه، تام باراک، با مظلوم عبدی و هیئت خودگردان روی داده است. این هم‌زمانی اتفاقی نیست؛ بلکه تلاشی بود برای نمایش قدرت یا ارسال پیامی سیاسی به آن نشست.
تام باراک بلافاصله پس از آن با دمشق تماس گرفت و ابتدا میان مظلوم عبدی و موهرف ابو قسره، وزیر دفاع سوریه، توافقی مقدماتی برقرار کرد. سپس دیداری سریع میان مظلوم عبدی، الهام احمد و روژهلات عفرین با احمد الشرع در دمشق انجام شد.
منابع من تأیید کردند که تام باراک شخصاً خواسته بود این دو زن در آن دیدار حضور داشته باشند؛ اقدامی که معنای خاص سیاسی دارد و نمی‌توان آن را تصادفی دانست.
در حال حاضر آمریکا مشغول بحران غزه است و بنابراین در سوریه تنها به حفظ گفت‌وگویی سطحی و بدون نتیجه عملی میان طرف‌ها بسنده می‌کند؛ تلاشی برای جلوگیری از انفجار بحران.
اما اگر پس از غزه، آمریکا بتواند طرح خاورمیانه‌ای ترامپ را پیش ببرد، به احتمال زیاد در سوریه بر سه محور هم‌زمان کار خواهد کرد:
۱. تفاهم میان حکومت خودگردان شمال و دمشق،
۲. تفاهم میان دروزی‌ها و دولت سوریه،
۳. و گشودن کانال گفت‌وگوی غیرمستقیم میان دمشق و اسرائیل.

قندیل‌پرس: برای نخستین بار جنابعالی پاسخ رسمی اداره‌ی خودگردان شمال و شرق سوریه را به نامه‌ی عبدالله اوجالان، منتشر کردید. لطفاً درباره‌ی محتوای این نامه و تفسیر خودتان از آن برایمان بگویید؟
بنابراین سخنان اوجالان بیش از آن‌که نشانه‌ی تغییر راهبرد باشد، نوعی فشار تاکتیکی است برای پیشبرد توافقات امرالی. اما در درون پ.ک.ک و محافل پیرامونی او، همین سخنان سبب شد برخی جریان‌ها که با دیدگاه اوجالان زاویه دارند، عملاً از چهره‌ی او فاصله بگیرند و در رسانه‌ها با لحن ملی‌گرایانه بگویند: «دستمان را دراز کردیم، پاسخی نگرفتیم، پس دولت کوردی خود را تشکیل می‌دهیم.»

قندیل‌پرس: برخی ناظران معتقدند هدف اصلی دولت ترکیه از آغاز گفت‌وگوی صلح با اداره‌ی خودگردان شمال و شرق سوریه، جلوگیری از نزدیک شدن آن به اسرائیل است. نظر شما در این‌باره چیست؟

هیوا خوشناو: بله، من بارها در برنامه‌های خود در یوتیوب هم گفته‌ام که دولت ترکیه به‌شدت از این مسئله نگران است. آنکارا بیم دارد که اداره‌ی خودگردان یا پ.ک.ک در نهایت زیر چتر حمایت اسرائیل قرار گیرند. چنین سناریویی برای ترکیه یک فاجعه‌ی استراتژیک خواهد بود و می‌تواند کشور را به سمت سیاستی نابودگر علیه کوردها بکشاند، که در نتیجه خودِ ساختار دولت ترکیه را متزلزل می‌کند.

با این حال، ترکیه در درون خود ناگزیر از تغییر است. جمهوری‌ای که آتاتورک پایه‌گذاری کرد، پس از مرگ او بارها از مسیر خود منحرف شده و امروز نیز بر بنیان‌های نظامی اقتدارگرا استوار است که دیگر پاسخ‌گوی چالش‌های ترکیه نیست.
اگر ترکیه می‌خواهد به بازیگری مؤثر در منطقه تبدیل شود، باید تعریف تازه‌ای از جمهوری خود ارائه دهد: جمهوری‌ای بر پایه‌ی حقوق، آزادی و مشارکت واقعی اقوام. اما در عین حال، حکومت کنونی می‌خواهد هم اقتدارگرایی را حفظ کند، هم کوردها را زیر چتر خود نگه دارد؛ و این تناقض اصلی نظام است.
در نتیجه، دولت ترکیه میان دو مسیر گرفتار شده: یا باید به سمت دموکراسی و حل مسئله‌ی کورد از راه حقوقی حرکت کند، یا در باتلاق ساختار کنونی فرو برود. این سردرگمی، دلیل اصلی چندگانگی در سیاست‌های داخلی و خارجی آنکاراست.

قندیل‌پرس: به نظر شما اگر نیروهای دولت موقت سوریه حمله‌ی گسترده‌ای علیه اداره‌ی خودگردان شمال و شرق سوریه انجام دهند، آیا اسرائیل همان‌طور که از دروزی‌ها حمایت می‌کند از کوردها نیز پشتیبانی خواهد کرد؟

هیوا خوشناو: به باور من دولت سوریه در شرایط کنونی تمایلی به جنگ ندارد. رئیس مؤسسه‌ی صلح در آمریکا، گونول تول، در گفت‌وگویی با رسانه‌ی «مدیا اسکوب» به نقل از وزیر سوریه گفته بود که دمشق نمی‌تواند از راه جنگ مسئله‌اش را با نیروهای سوریه‌ی دموکراتیک حل کند، چراکه در آن صورت ناچار می‌شود زیر سایه‌ی ترکیه قرار گیرد. اما اگر چنین اتفاقی بیفتد، سوریه‌ی جدید عملاً به ماشه‌ی پروژه‌ی دولت ترکیه تبدیل می‌شود، و این چیزی نیست که دمشق بخواهد. در واقع دولت بشار شَرع به‌خوبی می‌داند که جنگ با نیروهای خودگردان فاجعه‌ای بزرگ برای آن‌ها خواهد بود.

با این حال، خطر زمانی جدی می‌شود که ترکیه از سوی آمریکا چراغ سبز بگیرد و خود آغازگر حمله باشد. هرچند تحقق چنین سناریویی دشوار است، اما برای پاسخ به پرسش شما باید بگویم: اسرائیل به‌جز در حد اظهارنظر سیاسی، هیچ اقدام عملی در حمایت از کوردها انجام نخواهد داد — همان‌طور که هیچ‌گاه به‌طور واقعی از علوی‌ها هم پشتیبانی نکرد.

مشاوران اسرائیلی بارها به ترک‌ها گفته‌اند: «برای سوریه‌ای قدرتمند کاری نکنید. تسلیحات سنگین مثل جنگنده و سامانه‌های پدافندی در اختیارشان نگذارید و اجازه ندهید نیروهای سوریه در سه ولایت جنوبی مستقر شوند. هر کاری خودتان در شمال سوریه می‌کنید، همان را آن‌ها هم بکنند.»

می‌دانم این سخنان ممکن است به مذاق برخی از گروه‌های کورد خوش نیاید، اما واقعیت همین است. اسرائیل از دروزی‌ها حمایت می‌کند چون از طریق آن‌ها امنیت مرزهای خودش را حفظ می‌کند. بسیاری از دروزی‌های اسرائیلی در ارتش آن کشور خدمت می‌کنند و در حزب لیکود نیز جایگاه سیاسی مهمی دارند. اما وضعیت کوردها کاملاً متفاوت است.

از سوی دیگر، اسرائیل هرگز نخواهد خواست نظام سوریه کاملاً فروبپاشد؛ چون به دولت ضعیف بشار شَرع نیاز دارد تا پیمان صلح احتمالی را با او امضا کند، آسمان کشورش را برای عملیات علیه عراق و ایران باز بگذارد و کنترل بلندی‌های جولان و جبل‌الشیخ را در دست نگاه دارد.

قندیل‌پرس: ایالات متحده هم‌زمان با دولت دمشق و اداره‌ی خودگردان شمال و شرق سوریه ارتباط دارد. از نظر شما، طرح آمریکا برای تنظیم این روابط چیست؟ و در صورت وقوع جنگ، از کدام طرف حمایت خواهد کرد؟

هیوا خوشناو: آمریکا از هیچ جنگی حمایت نخواهد کرد. هر دو طرف را در موقعیتی قرار می‌دهد که ناچار شوند از واشنگتن کمک بخواهند و عملاً به کارت‌های بازی او تبدیل شوند. طرح روشن و نهایی آمریکا هنوز مشخص نیست، اما در دوران دولت ترامپ، تا پیش از حل مسئله‌ی غزه و پرونده‌ی ایران، برنامه‌ای مبتنی بر ثبات نسبی طراحی شده بود.
اولویت ترامپ این بود که بگوید: «هر کس در سوریه، اوکراین یا غزه در غیاب من جنگی آغاز کند، من همه‌شان را مجبور به صلح می‌کنم و جایزه‌ی نوبل صلح از آنِ من خواهد بود.»
پس از آن، پروژه‌های آمریکا مرحله‌به‌مرحله آشکار شدند که هدف اصلی‌شان تضمین امنیت اسرائیل و کنترل جریان‌های اقتصادی–تجاری منطقه است. هر کاری که لازم باشد برای این دو هدف انجام می‌دهد.
اما واقعیت این است که خاورمیانه با هیچ‌کدام از نقشه‌های کلاسیک هم‌خوانی ندارد. پس از سقوط صدام در سال ۲۰۰۳، بسیاری از سیاست‌مداران کورد می‌گفتند: «نوبت ما فردا خواهد بود.» اما دیدیم که در نهایت ایران توانست آمریکا را از عراق بیرون کند.

تلاش دوباره

جمهوری خواهان و چالش ائتلاف، گفتگوی اختصاصی قندیل پرس با حسن شریعتمداری، مٶسس کنگرە مشترک جمهوری خواهان دمکرات و فدرال دمکرات

سوالات گفتگو: ۱- شما در سال ۲۰۱۹ شورای مدیریت گذار را بنیان گذاشتید و امروز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *