غریب حسو، رئیس مشترک جدید حزب اتحاد دموکراتیک (PYD)، در گفتگویی اختصاصی با قندیلپرس درباره آینده روژآوا، تحولات خاورمیانه و نقش ترکیه در بحرانهای منطقه سخن گفت. او با تأکید بر پیوند آینده کوردستان با مقاومت در برابر سیاستهای تهاجمی ترکیه، خواستار اتحاد احزاب کوردی برای مقابله با تهدیدات اشغالگری شد. حسو همچنین از فرصتها و چالشهای پیشروی ملت کورد سخن گفت و بر ضرورت بهرهبرداری از فرصتهای تاریخی تأکید کرد.
قندیل پرس: از طرف خبرگزاری قندیلپرس به شما به خاطر انتخابتان به عنوان رئیس مشترک جدید حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) تبریک می گوییم. به عنوان سوال اول بفرمایید برنامههای شما برای پیشبرد اهداف حزب چیست و آینده روژآوا را چگونه میبینید؟
غریب حسو: انتخاب ما به عنوان رئیس مشترک PYD را به تمام مردممان تبریک میگوییم. همانطور که اعضا و نمایندگان کنگره به ما اعتماد کردند و ما با تکیه بر این اعتماد انتخاب شدیم، این دستاوردی بزرگ برای ما و مردممان است. همچنین این انتخاب را به مردممان تبریک میگوییم، مبارزات 21 ساله ما در حزب PYD ادامه خواهد یافت.
مبارزات بینظیری با هزینههای سنگین توسط رفقای پیشین ما، چه در رهبری PYD، چه در اعضای مجلس PYD و چه در فعالان حزب ما، تا امروز انجام شده است و این مسئولیت اکنون بر دوش ما قرار گرفته است. ما قادر خواهیم بود بر اساس این باور، خط حزب خود و ایدئولوژی حزب خود را ادامه دهیم و هدف ما این است که انقلاب بهار ملتها، انقلاب زنان و جوانان را با رهبری این انقلابها به پیش ببریم.
این برای ما به عنوان یک وظیفه استراتژیک است. ما باید به مبارزه ادامه دهیم تا دستاوردهایی که با خون شهدا به دست آمده را حفظ کنیم. دستاوردهایی که با خواست خلق کورد به دست آمده و و به وحدت و پیمان مشترک بین خلقها انجامیده است. ما از این دستاوردها و دستاوردهای تاریخی دفاع خواهیم کرد. ما بر این اساس به مبارزه خود ادامه خواهیم داد.
زیرا روژآوای کوردستان و شمال و شرق سوریه امروز در سطح منطقه و جهان به عنوان یک الگویی از دموکراسی شناخته میشود و تأثیر خوبی بر سوریه، منطقه و جهان گذاشته است. این تجربه باید برای دموکراتیزه کردن سوریه و آیندهای دموکراتیک برای سوریه به کار گرفته شود و مبارزه ما در این سطح ادامه پیدا کند.
به این ترتیب، آینده روژاوا نیز به آینده شمال و شرق سوریه، آینده کلی سوریه و منطقه پیوند خورده است.
قندیل پرس: از زمان حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، منطقه خاورمیانه وارد دورهای از تنش بیسابقه شده است و اکنون بسیاری از ناظران معتقدند که ما در آستانه یک جنگ منطقهای گسترده هستیم. به نظر شما، ریشهها و دلایل وقایع اخیر در منطقه چیست؟
حملهای که یک سال پیش آغاز شد، از یک سال پیش به جنگ بسیار بزرگی در منطقه تبدیل شده است. این جنگ جاری ریشه در جنگ جهانی سوم دارد و جنگی نیست که امروز آغاز شده باشد، بلکه طرحها، تاکتیکها و روشهایی برای خدمت به این جنگ جهانی سوم ایجاد و طراحی میشوند تا جنگ خود را بر اساس این طرح ها گسترش دهد.
این جنگ جهانی سوم، 26 سال پیش در نتیجه توطئهای بینالمللی در خاورمیانه و کوردستان آغاز شد که در نهایت به دستگیری رهبر خلق کورد، رهبر آپو منجر شد. این توطئه موجب بیثباتی گستردهای در منطقه شد و در نتیجه این توطئه، جنگهای فراوانی در منطقه رخ داد. هدف این حملات نیز به تضعیف و فروپاشی اراده مردم خاورمیانه و عدم دموکراتیزه کردن سیستمهایی است که در خاورمیانه ایجاد شدهاند.
یکی از آنها دولتهای منطقهای است که از این جنگ حمایت میکنند، در صدر آنها دولت اشغالگر ترکیه است که نقش بسیار منفی و مخربی در این توطئه ایفا میکند. سیاست ترکیه، کشتار و انکار خلق کورد و نیز عدم پذیرش حقوق و آزادیهای آنها است. این سیاست سرکوبگرانه به این دلیل است که کوردها به وضعیت قانونی و حقوق خود نرسند و اراده آزاد خود را بهدست نیاورند.
ترکیه همواره با نام اسلام وارد جنگ و حرکتهایی میشود که قتل و کشتار را همراه دارند، این تنشهای موجود بسیار بیشتر از گذشته است و موجب ایجاد بحرانی بزرگ در سطح بینالمللی نیز میشود.
زیرا در خاورمیانه، یک سیستم دموکراتیک در حال شکلگیری است که اراده دموکراتیک ملتها را پیش میبرد و از خود دفاع میکند.
کسی که خود را صاحب حق میداند، از راه حل صحبت میکند، فلسفهای مبتنی بر حل مشکلات ایجاد کرده و خود را در جایگاه حلکننده مسائل میبیند. دولت ترکیه و سایر دولتهای توطئهگر با این رویکرد مخالفند. به همین دلیل، جنگ به شدت گسترش مییابد، درگیریها، آوارگی، گرسنگی و بیکاری به شدت افزایش مییابد.
در نتیجه، ساختار سیاسی جامعه و برنامهها و طرحهای توسعهای به شدت به خطر میافتد. ترکیه نیز در حالی که در چنین جنگی شرکت میکند، به شرایط خطرناک داخلی خود مانند گرسنگی و تنگدستی توجهی ندارد.
ترکیه خود در یک بحران بسیار شدید قرار دارد. در زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک تا نظامی در وضعیت بسیار پیچیدهای به سر میبرد. این وضعیت موجود، زمینه را برای خیزش مردم در داخل ترکیه فراهم میکند و زمینهای را ایجاد میکند تا همه چیز را نابود کند. ترکیه همیشه جنگ را به خارج از مرزهای خود منتقل میکند، امواج خود را به بیرون میفرستد و خود را به عنوان ابزاری برای دولتهای توطئهگر تبدیل میکند. به همین دلیل، این جنگ گسترش مییابد و پایان آن مشخص نیست. یعنی نمیدانیم تا کجا ادامه خواهد یافت.
به همین دلیل، خطرات آینده بسیار زیاد شده است. جنگ جهانی سوم در خاورمیانه در جریان است و هنوز پایان نیافته است. اما گستردگی این خطر مشخص نیست. بنابراین، هر کس به فکر منافع خود است و به دنبال محافظت از خود است. جنگهایی که اکنون در حال وقوع هستند، نتیجه اختلافات بین قدرتهای بزرگ است.
هر کشور به دنبال منافع خود است و میخواهد بر خاورمیانه تسلط پیدا کند. به همین دلیل، بسیاری از کشورها وارد این رقابت شدهاند. هر کسی به دنبال منافع خود است، اما اختلافات بزرگی بین آنها وجود دارد. این وضعیت نتیجه توطئههای این قدرتهای بزرگ علیه رهبر آپو و مردم کورد است.
این وضعیت نتیجه اختلافات 26 سال گذشته است که باعث جنگ و گسترش آن شده است. این اختلافات قابل حل نیست و راه حلی وجود ندارد. با استفاده از جنگ، سلاح و قدرت، منطقه به سمت بیثباتی و خطر پیش میرود. زیرا هیچ تمایلی برای صلح وجود ندارد و آنچه که قبلا از بین رفته است، قابل بازگرداندن نیست.
این جنگ از غزه آغاز شد، سپس به لبنان رسید و اکنون به سوریه گسترش یافته است. اما ریشه اصلی این جنگ به خاک کوردستان برمیگردد. در کوردستان نیز جنگ بزرگی در جریان است، جنگی برای نابودی که شاید در رسانهها زیاد به آن پرداخته نشود، اما در واقعیت بسیار گسترده است. از یک سو ترکیه و از سوی دیگر لبنان، غزه و اسرائیل درگیر جنگ بزرگی هستند.
چرا؟ به دلیل ضعف در میانجیگری است. هیچ ضمانتی وجود ندارد که یک ضامن جهانی برای خاورمیانه پیدا شود و این مسئولیت را بر عهده بگیرد تا به این جنگ پایان دهد و صلح برقرار کند، حتی با وجود پیمانها و قطعنامههای سازمان ملل متحد. متأسفانه چنین چیزی اتفاق نمیافتد زیرا جنگ در حال گسترش است و پایان آن مشخص نیست. اینکه چه کشورهای دیگری وارد این جنگ شوند نیز هنوز مشخص نیست.
قندیلپرس: به نظر شما، با توجه به رویدادهای یک سال گذشته، منطقه به کجا میرود؟ و چه راه حلی برای بازگرداندن صلح و ثبات به آن وجود دارد؟
غریب حسو: بر اساس تحولی که در این سالها در حال وقوع است، منطقه با یک بحران بزرگ روبهروست و جنگی بسیار شدید در حال شکلگیری است. بهگونهای که میتوان گفت آتش بر افروخته شده است. روزانه کشتهها و کشتارهای فراوانی رخ میدهد و احساس کینه و نفرت به شدت افزایش مییابد، چه در کوردستان و چه در سایر کشورها. آیا کسی مسئول این وضعیت است که بتواند عواقب این حملات را تحمل کند؟ واقعاً کسی نیست که برای صلح و آرامش تلاش کند. در گذشته نیز هیچ صلح و امنیتی وجود نداشت و همواره اختلافات و بحرانها وجود داشتند. این وضعیت ناشی از تفکر استبدادی و ذهنیت نژادپرستی دولتها است که در هر جامعهای حاکم است. فاشیسم و خودکامگی در منطقه قدرت را در دست گرفته و استبداد به شدت افزایش یافته است، چه به نژادپرستی مربوط باشد و چه به مذهب. دین نیز به ابزاری برای ایجاد استبداد تبدیل شده است و در گذشته نیز هیچ صلح و امنیتی وجود نداشته و از این به بعد هم نمیتواند وجود داشته باشد.
اگر بخواهیم درباره صلح و آرامش صحبت کنیم، باید جنگ را متوقف کنیم. باید برادرانه و با همت جدید در چارچوب منطقه فعالیت کنیم و در جهان همزمان با هم پیش برویم. این کار بسیار دشوار است، اما تنها کسی که میتواند صلح و امنیت را برقرار کند، رهبر آپو است. به یاد داشته باشید که رهبر آپو چهار سال پیش، قبل از آغاز انزوا، گفت: “هفتهای را برای من مشخص کنید، من میتوانم در عرض یک هفته جنگ در سوریه و ترکیه را متوقف کنم و راهحلی پیدا کنم و میتوانم این موضوع را حل کنم و صلح و امنیت را به این منطقه بیاورم.”
متأسفانه، پس از این پیشنهاد، چهار سال است که رهبر آپو در یک انزوا و محاصرهی شدید قرار دارد. آنها نخواستند که دیدگاهها و استراتژیهای رهبر آپو در آن دوره مطرح شود. رهبر آپو گفت که از حالا تا سال ۲۰۲۵ خطر بسیار بزرگی خاورمیانه را تهدید میکند. در واقع، سال ۲۰۲۴ به پایان خود نزدیک میشود و ما به سال ۲۰۲۵ وارد میشویم.
اما جنگ بسیار بزرگ شد، یعنی پیشبینیهای رهبر آپو درست بود. یعنی میتوانست مشکل را حل کند، اما متأسفانه راه را بر او بستند. اگر میخواهند چنین پروژهای آغاز شود، باید آزادی فیزیکی او آغاز شود. یعنی هنگامی آزادی فیزیکی رهبر آپو آغاز می شود که پروندهی او در سطح منطقه و جهان مطرح شود و آزادی در آن سطح ایجاد شود. دیدگاههای رهبر آپو مطرح شود، همه مردم، مردم منطقه و جهان نیز مانند ملتها منتظر طرح رهبر آپو هستند. این میتواند بر بسیاری از چیزها تأثیر بگذارد. این میتواند راه را برای حل، آزادی، صلح و امنیت در کل منطقه، بهویژه در این قرن جدید باز کند. اگر راه بر رهبر آپو بسته شود، جنگها بسیار بزرگتر خواهند شد. بسیاری از کشورها وارد این جنگ خواهند شد و خون زیادی ریخته خواهد شد، کشتارها و قتلعامهای بزرگی رخ خواهد داد. همانطور که میگویند “کسی نمیداند دست چه کسی در دست چه کسی است”، هیچکس نمیداند. اما وقتی میخواهند به یک بنیان انسانی و اخلاقی نزدیک شوند، به راهحل برسند. راهحل نزد رهبر آپو است، این نیز بسیار مهم است. این میتواند مسیر، صلح و امنیت منطقه را اگر وجود داشته باشد، ایجاد کند. بهجز این راه و روش دیگری وجود ندارد. یعنی این دولتهایی که جنگ میکنند، چه صلحی خواهند آورد؟ این دولتهایی که با سلاح و گلوله حمله میکنند، چه صلحی نزد آنهاست؟ آنها چه امنیتی را با خود خواهند آورد، دشوار است. به همین دلیل نیز منطقه به سمت آتش و جنگی بد پیش میرود.
قندیلپرس: فرصتها و تهدیدهای موجود برای ملت کورد در منطقه کنونی چیست؟
غریب حسو: برای ما کوردها، در این زمان فرصتهای زیادی وجود دارد و فرصتهای بسیاری ایجاد شده است. اما متأسفانه این فرصتهای فراوان را نمیتوانیم به خوبی استفاده کنیم و دشمن نیز متوجه این فرصتها شده است. اگر ما بتوانیم از این فرصتها بهره ببریم، بر روی آنها کار کنیم و مبارزه کنیم، قطعا پیروز خواهیم شد؛ زیرا تهدیدها نیز همزمان با فرصتها افزایش یافتهاند. زمانی که فرصتی وجود نداشت، تهدیدی نیز وجود نداشت اما اکنون که تهدیدها زیاد شدهاند، حملات علیه ما نیز افزایش یافته است. بنابراین، با توجه به این همه فرصتی که در اختیار ما قرار گرفته است، باید بسیار بیشتر از این فرصتها استفاده کنیم و این فرصتهای تاریخی را به دستاوردهای تاریخی تبدیل کنیم.
ارزشهای تاریخی که به دست ملت کورد رسیده و ملت کورد باید در این دوره نیز از آنها محافظت کند. این یک مسئله اخلاقی، ملی، فرهنگی و منطقی است. تمام نیاکان ما با مقاومت در برابر روزهای سخت و دشوار به این روز رسیدهاند اما در این روز نیز مبارزه و تلاش ملت کورد، مبارزه زنان، جوانان و دختران و پسران کورد با مبارزه و مقاومت خود فرصتهای زیادی ایجاد کرده است که به این روز رسیدهاند.
بنابراین، فرصتهایی که در اختیار کوردها قرار دارد بسیار بزرگ است و شاید هیچ ملتی در خاورمیانه چنین فرصتهایی نداشته باشد. ملتی که فرصتهایی در اختیار داشته است، دولتهایی که فرصتهایی در اختیار داشتند را از دست دادهاند اما کوردها به دست آوردهاند. به همین دلیل، تهدیدهای بسیار بزرگی علیه اراده ملت و خلق کورد ما اعمال میشود.
این همه جنگ و درگیری چیست؟ یعنی تهدید همواره علیه ما اعمال میشود. کوردها هرگز کسی را تهدید نکردهاند اما دشمن کوردها را تهدید میکند. همیشه دشمن اشغالگر که در زمینههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی و همچنین در زمینه سیاسی و دیپلماتیک حضور دارد، همیشه تهدیدات دشمن علیه اراده خلق کورد است. چرا؟
زیرا میترسد، میترسد که کوردها فرصتی را به دست آورند، یک موقعیت در منطقه ایجاد شود که کوردها از آن بهرهمند شوند. این دشمن به کوردها آسیب میرساند تا کردها از آن بهرهمند نشوند، به کوردها آسیب میرسانند تا آسیبهای خود را به کوردها برسانند. بنابراین، کارهایی که کوردها در این دوره انجام میدهند، داشتن این فرصتها، مبارزه، سازماندهی و تقویت وحدت خود است.
مردم کورد باید از این فرصتها بهرهبرداری کنند. باید تلاش، سازماندهی و اتحاد خود را تقویت کنند. اکنون زمان آن است که کوردها باید در مقابل چالشها همبستگی و اتحاد داشته باشند و از تمامی جنبهها به یکدیگر کمک کنند.
اگر اوضاع به همین شکل ادامه یابد، وضعیت خطرناک خواهد بود و برای ما و اراده ما کوردها نیز خطرناک خواهد بود؛ زیرا ما خطر، قتلعام و ظلم زیادی را تجربه کردهایم. ما نمیخواهیم یک بار دیگر این اتفاق برای ما رخ دهد. نیازهای مردم ما، نیازهای اجتماعی و تواناییهای ما باید به هم مرتبط شود و نیازهای ما باید در راستای اتحاد، یکپارچگی و توافقها باشد.
با این شیوه، میتوانیم به سمت پیشرفتهایی که در برابر ما قرار دارد، حرکت کنیم.
قندیلپرس: به نظر شما، مواضع و سیاستهای احزاب کورد در قبال این رویدادها و تحولات منطقهای چگونه باید باشد؟
غریب حسو: برای پیشرفت و مواضع سیاسی احزاب کوردی، با توجه به مرحلهای که در آن قرار داریم و حملاتی که انجام میشود، مواضع ما ضعیف هستند و کفایت نمیکنند. در حال حاضر، بر اساس شرایط منطقه و وضعیت بخشهای مختلف کوردستان و روژاوا، این مواضع کافی نیست. احزاب کوردی بسیاری وجود دارند و این احزاب در سیاست و تحولات منطقه دخالت میکنند. اما سکوت این احزاب، فقدان موضعگیری آنها به دشمنان فرصت میدهد؛ دشمن از این سکوت بهره میبرد و بر اساس آن عمل میکند. دشمن از این بیموضعی استفاده کرده و سیاست خود را پیش میبرد. به این معنا که ما به عنوان کوردها، امروز باید در تمامی بخشهای کوردستان، از باکور، باشور، روژاوا و روژهلات، اتحاد و همبستگی بزرگی ایجاد کنیم. اما متأسفانه این اتحاد بهوجود نیامده و اختلافات همچنان ادامه دارند.
در روژاوا، احزاب کوردی در کنار اعراب و سریانیها گرد هم میآیند و همه این احزاب با هم وضعیت را ارزیابی میکنند. در باشور نیز باید همینطور باشد، هرچند در باشور هم احزاب متعددی هستند که گرفتار اختلافات داخلی شدهاند. در همین حال، دشمن به حمله ادامه میدهد؛ دشمن کوردستان و باشور را اشغال میکند، اما هیچ موضعگیری محکمی از سوی احزاب دیده نمیشود. دشمن کوردستان را ویران میکند، چپاول میکند، پایگاههای نظامی ایجاد میکند و هر کاری که میخواهد انجام میدهد. در این میان، احزاب سکوت کرده و فقط نظارهگر هستند. اما برای انتخابات، هزینههای زیادی صرف میکنند، مردم را گرد هم میآورند تا به قدرت برسند. آنها مردم را جمع میکنند و نشستهای زیادی برگزار میکنند، در حالی که باشور کوردستان در حال سوختن و نابودی است.
اما به مردم گفته نمیشود که برنامه تجاوزگرانه دولت اشغالگر ترکیه در باشور کوردستان چیست. این موضوع به این صورت که کسی به آن اشاره کند یا بحثی درباره آن داشته باشد، وجود ندارد. با این حال، برای انتخابات و کسب قدرت، تمام امکانات خود را به کار میگیرند. چرا در مقابل اشغالگری اقدام نمیکنند؟ چرا مقاومت ایجاد نمیشود؟ این مسئله سؤالبرانگیز است. مشکل ما اینجا این است که با این کار و با تبلیغات انتخاباتی و رسیدن به قدرت به این شیوه، به جامعه خدمت نمیشود.
خدمت به جامعه زمانی است که تو در مقابل دشمن بایستی، زیرا این دشمن اشغالگر، کوردستان را اشغال کرده است. روستاییان را بیاراده از آنجا بیرون میکند و چتهها را جایگزین میکند. این اشغالگری به معنای آن است که واقعیت تو را نمیبیند، دشمن واقعیت تو را نمیپذیرد. دشمن تو را از نظر حقوقی و انسانی قبول ندارد. آنها مردم را برای انتخابات گرد هم میآورند و هزینههای زیادی صرف میکنند، اما چرا در برابر اشغالگری موضعی ندارند؟
همه احزاب در باشور کوردستان امکانات و فرصتهایی در اختیار دارند. احزاب ملیگرا و میهندوست که توانایی انجام کارهای زیادی دارند، در مقابله با اشغالگری فرصت دارند. برای این منظور باید در روژهلات کوردستان نیز اقدام کنند. دولت ایران هر کسی را که مخالف خود باشد، دشمن خدا میخواند. به این معنا که به هرکسی که در برابر او بایستد، برچسب دشمن خدا میزند. احزاب آنجا هم میتوانند به ما بپیوندند و این روند را ارزیابی کنند. اکنون ضروری است که کوردها در این مرحله اقدامی کنند، همانطور که در باکور کوردستان میتوانند.
حملاتی که علیه مردم ما در باکور انجام میشود، حملات نسلکشی است. سیاست نسلکشی در آنجا نیز بهکار گرفته میشود و این موضوع به مواضع احزاب ما برمیگردد. به طور کلی، مواضع ضعیف هستند و شرایطی که ما در آن قرار داریم، با این مواضع به هیچ وجه کافی نیست. در این مرحله، فرصتهایی که در دست داریم و امکاناتی که در اختیار کوردها است، نمیتوانیم به درستی از آنها استفاده کنیم. برای اینکه بیشتر بر سرنوشت خود مسلط شویم، باید وحدت خود را بهصورت جزئی و کلی تقویت کنیم. مواضع ما در هر چهار بخش کوردستان و در سطح کلی کوردستان نیز باید محکمتر شوند.
اتحاد و فعالیتهای بزرگی باید صورت گیرد، چه در داخل سرزمین کوردستان و چه در خارج از کشور. برای ایجاد چنین زمینهای، اتحادهای گستردهای وجود دارد و حمایتهایی از سوی نیروهایی مانند PYD هم در این راستا انجام میشود. در این شرایط، ما با یک خطر مواجه هستیم؛ خطری که با گذشت زمان بیشتر خود را نشان میدهد. زمانی که این خطر شدت یابد، باید مواضع و برنامههایی برای مقابله با آن داشته باشیم.
دشمن به ما حمله میکند، ما را میکشد، سرزمین ما را غارت میکند و آن را به آتش میکشد و اشغال میکند. روز به روز اراده ما را هدف قرار میدهد، مردم ما را شکنجه میکند و کودکان را هدف قرار میدهد. با پهبادها مردم را هدف میگیرند و بهطور مداوم با هواپیماهای جنگی به ما حمله میکنند. از طول مرزها، از عفرین گرفته تا باکور کوردستان، و در سراسر روژاوا و باکور کوردستان حملات صورت میگیرد.
حملات بسیار خطرناکی حتی در داخل باشور و همچنین در داخل شنگال انجام میشود. در این شرایط، ما چه باید بکنیم؟ وقتی که ساکت هستیم و سکوت ما گاهی دلیل سکوت جامعه بینالمللی است. چرا ساکت هستیم، چرا به خود نمیآییم؟
دولت عراق به سه حزب اجازه فعالیت نداده است. یکی از احزاب هم از این احزاب حمایت نکرد. یکی از احزاب باشور هم از این احزاب حمایت نکرد. اگر امروز از آنها حمایت نکنید، فردا شما را هم حذف خواهند کرد. فردا نوبت به شما هم خواهد رسید. احزاب دیگر هم باید برای این موضوع آماده باشند و احزاب سیاسی ما باید بیشتر از این هوشیار باشند.
من باور دارم که آگاهی در حال افزایش است، اما موضعگیری و اتحاد نیز مهم است. به همین شکل، اعتماد ما نیز قویتر شده است. ما امیدواریم که احزاب کوردی همچنان در صف مقدم باشند. ما باید در این سطح از وحدت ملی تلاش خود را تقویت کنیم و مواضع خود را پیش ببریم. ما باید در برابر این اشغالگری که بر سرزمین ما اتفاق میافتد، مبارزه کنیم؛ دولتی که حقوق، اراده و آزادی ما را به رسمیت نمیشناسد. هرگونه دوستی یا کمکی که به کوردها ارائه میکند، بیفایده است.
این کافی نیست؛ برای این هدف، مواضع ما باید مشخص باشد. مواضع ما باید با توجه به زمان تغییر کند و در آن زمان خواهیم گفت که قدمهای آینده باید در این مرزها برداشته شود.
قندیل پرس