شراکت کردها و آمریکا در بحبوحه رقابت‌های منطقه‌ای و اتهامات تحت فشار است

✍ VEYSI DAG

منبع: اورشلیم پست

درباره نویسنده: پژوهشگر «مجمع کردها» در مرکز مطالعات خاورمیانه و آفریقای موشه دایان در دانشگاه تل‌آویو.

ایالات متحده مدت‌هاست که کردها را به عنوان یکی از قابل‌اعتمادترین شرکای خود در خاورمیانه در نظر می‌گیرد.
از اقلیم کردستان عراق گرفته تا روژاوا در شمال شرقی سوریه، نیروهای کرد در تلاش‌ها علیه رژیم صدام حسین و بعدها گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش)، همکاری نزدیکی با واشنگتن داشته‌اند. جنگجویان کرد هزینه سنگینی در این درگیری‌ها پرداخته‌اند و در حالی که به عنوان یک نیروی زمینی حیاتی برای منافع استراتژیک آمریکا در منطقه خدمت می‌کردند، متحمل هزاران کشته و مجروح شده‌اند.

با این حال، امروز، رهبران سیاسی کرد به طور فزاینده‌ای احساس می‌کنند که این شراکت با چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه است.

اتهامات مطرح شده توسط دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حاکی از آن است که نیروهای آمریکایی سلاح‌هایی را برای اپوزیسیون ایران به گروه‌های کرد تحویل داده‌اند. با این وجود، گزارش شده که رهبران کرد از تحویل این سلاح‌ها خودداری کرده و آن‌ها را برای خود نگه داشته‌اند. در مقابل، رهبران کرد از همه احزاب و مناطق در عراق و ایران این ادعاها را به شدت رد کرده و خواستار ارائه مدارک در مورد گروه‌های کردِ مورد بحث شده‌اند.

فراتر از انکار این اتهامات، رهبران کرد تاکید می‌کنند که در حال کشیده شدن به چیزی هستند که آن را یک «توطئه ژئوپلیتیک» گسترده‌تر با ریشه در آنکارا توصیف می‌کنند؛ توطئه‌ای که هدف آن تضعیف مشروعیت کردها در سراسر منطقه است.

🔹 در این راستا، تام باراک، تاجر لبنانی‌تباری که سمت‌های متعددی از جمله سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه آمریکا در سوریه و عراق را بر عهده داشته، به عنوان چهره‌ای به شدت بحث‌برانگیز ظاهر شده است. رهبران سیاسی کرد تام باراک را متهم می‌کنند که در کنار رجب طیب اردوغان، روایتی را ساخته‌اند که بازیگران کرد را به جای شرکای استراتژیک، به عنوان نیروهایی بی‌ثبات‌کننده و غیرقابل‌اعتماد به تصویر می‌کشد.

🔹 علاوه بر این، آن‌ها خاطرنشان می‌کنند که این سلاح‌ها ممکن است شامل تسلیحات ساخت آمریکا باشد که در ابتدا برای نیروهای کرد در نظر گرفته شده بود. اگرچه راستی‌آزمایی این امر دشوار است، اما این اتهامات نشان‌دهنده یک باور مشترک در میان کردهاست مبنی بر اینکه قدرت‌های منطقه‌ای، به‌ویژه ترکیه، عربستان سعودی و قطر، در حال دستکاری روایت‌های امنیتی برای منزوی کردن بازیگران کرد هستند.

به عنوان بخشی از این روایت‌ها، رهبران کرد به یک کمپین رسانه‌ای هماهنگ اشاره می‌کنند که در آن برخی از روزنامه‌نگاران آمریکایی و اروپایی، که هم‌سو با آنکارا تلقی می‌شوند، اتهامات مربوط به همکاری کردها با گروه‌های نیابتی ایران را پررنگ‌تر می‌کنند. چنین اتهاماتی به‌ویژه حساس هستند، زیرا شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران اسرائیل را هدف قرار داده‌اند و از نظر تاریخی موضع خصمانه‌ای نسبت به جنبش‌های سیاسی کرد در سراسر منطقه داشته‌اند.

برای بسیاری از کردها، پیامدهای روایت‌ها و ادعاهای گمراه‌کننده تنها سیاسی نیست، بلکه موجودیتی است. رهبران کرد تاکید کرده‌اند که اظهارات ترامپ آسیب‌پذیری‌های امنیتی را برای مردم کرد، به‌ویژه در اقلیم کردستان عراق، افزایش داده است؛ منطقه‌ای که هدف مداوم حملات پهپادی و موشکی رژیم ایران و گروه‌های نیابتی وابسته به آن در عراق بوده است. این حملات تاکنون منجر به تلفات غیرنظامی قابل‌توجهی شده است.

مسئله عمیق‌تر، فرسایش اعتماد سیاسی بین گروه‌های کرد و ایالات متحده است که از نظر تاریخی حامی همکاری آن‌ها بوده است، و نه فقط حملات خصمانه تهران. کردهایی که ایالات متحده را به عنوان شریکی قدرتمند و قابل‌اعتماد می‌دیدند، به طور فزاینده‌ای این سوال را مطرح می‌کنند که آیا واشنگتن در حال همراهی با برنامه‌های خصمانه و ضد کردی آنکاراست که تجربه دیرینه همکاری کردها و آمریکا را تضعیف می‌کند؟

در گفتمان سیاسی کردها، تام باراک به عنوان نمادی از این تغییرِ نگران‌کننده‌ی درک‌شده، ظاهر شده است. آن‌ها او را به عنوان یک واسطه آلوده توصیف می‌کنند که دخالت او به طور قابل‌توجهی به روابط کردها و آمریکا آسیب رسانده است، پیامدهای منفی گسترده‌ای برای ثبات کل منطقه به همراه داشته و تهدیدی بلندمدت برای امنیت اسرائیل محسوب می‌شود.

در نهایت، ادعاهای اثبات‌نشده پرزیدنت ترامپ اهمیت کمتری نسبت به واقعیت سیاسی نگران‌کننده و آسیبی دارد که تام باراک در هم‌سویی با منافع ژئوپلیتیک ترکیه وارد کرده است. در نتیجه، بی‌اعتمادی کردها به واشنگتن در زمانه‌ای پرمخاطره برای ثبات منطقه‌ای در حال عمیق‌تر شدن است.
این سرخوردگی فزاینده‌ی کردها پیامدهای عمده‌ای برای خاورمیانه گسترده‌تر به همراه دارد.

این تغییر باید نه تنها سیاست‌گذاران و قانون‌گذاران آمریکایی، بلکه اسرائیل و سایر بازیگران منطقه‌ای را نیز نگران کند؛ کسانی که از لحاظ تاریخی به اهمیت استراتژیک نقش کردها در به چالش کشیدن دیکتاتورهای شرور و گروه‌های جهادی افراطی واقف بوده‌اند و همچنین به نقش آن‌ها در ایجاد ثبات پی برده‌اند، که نمونه بارز آن در اقلیم کردستان عراق و خودمختاری دموکراتیکِ مبتنی بر پایه‌های مردمی (که اکنون از بین رفته است) در روژاوا مشهود بود.

از نظر تاریخی، جنبش‌های سیاسی کرد همواره از جمله سکولارترین، حامی غرب و از نظر نهادی وفادارترین بازیگران منطقه بوده‌اند. هم در عراق و هم در سوریه، بازیگران خودگردان کرد به دنبال اشکال مختلفی از همزیستی با اقلیت‌های قومی و مذهبی بوده‌اند، در حالی که روابط همکارانه‌ای را با قدرت‌های غربی حفظ کرده‌اند.

تضعیف روابط کردها و آمریکا، به‌ویژه برای اسرائیل، نباید به عنوان یک مسئله جزئی نادیده گرفته شود. ثبات کردها به عنوان وزنه‌ای متقابل در برابر توسعه‌طلبی ایران و جنبش‌های اسلام‌گرای افراطی عمل کرده است. علاوه بر این، بیگانه‌سازی بازیگران کرد، خطر ایجاد یک خلأ قدرت استراتژیک را به همراه دارد که دشمنان منطقه‌ای می‌توانند از آن بهره‌برداری کنند.

اگر گروه‌های کرد به این نتیجه برسند که شراکت آن‌ها با واشنگتن دیگر حفاظت سیاسی یا همکاری امنیتی آن‌ها را تضمین نمی‌کند، ممکن است مجبور شوند ائتلاف‌های جایگزینی را با روسیه، ایران، ترکیه یا دیگر قدرت‌های منطقه‌ای دنبال کنند. چنین تغییری نشان‌دهنده یک عقب‌گرد ژئوپلیتیکِ قابل‌توجه برای ایالات متحده و متحدانش خواهد بود.

با این وجود، رهبران کرد به طور فزاینده‌ای متوجه می‌شوند که حفظ تعامل مستقیم با نهادهای آمریکایی ضروری است. با وجود ناامیدی آن‌ها از لفاظی‌های پرزیدنت ترامپ، آن‌ها همچنان بر اهمیت دیپلماسی با اعضای سنا و مجلس نمایندگان آمریکا تاکید می‌کنند.

آن‌ها به احتمال زیاد تلاش‌های خود را برای انتقال مستقیم ادعاهای متقابل، اهداف و دیدگاه‌های خود به قانون‌گذاران آمریکایی، به چالش کشیدن اتهامات مورد مناقشه و برجسته کردن پیامدهای سیاسی و بشردوستانه‌ای که لفاظی‌های ضد کردی می‌تواند در میدان ایجاد کند، تشدید خواهند کرد.

این استراتژی بازتاب آگاهی دیرینه کردها از سیاستِ آمریکاست. آن‌ها تشخیص می‌دهند که دولت‌ها ممکن است تغییر کنند، اما روابط نهادی بسیار مهم است. از این رو، بازیگران کرد اذعان دارند که حمایت در داخل کنگره و سنا و در میان برخی از آژانس‌های سیاسی و امنیتی مرتبط با دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده، همچنان حیاتی است.

درس گسترده‌تری که از این بحران پدیدار می‌شود این است که روایت‌ها در خاورمیانه اغلب فراتر از لفاظی‌های صرف هستند. اتهامات، چارچوب‌بندی‌های رسانه‌ای و سیگنال‌های سیاسی می‌توانند واقعیت سیاسی را به طور قابل‌توجهی تحت تاثیر قرار دهند و منجر به پیامدهای ویرانگری برای جمعیت‌های غیرنظامی شوند.

وقتی بازیگران کرد استدلال می‌کنند که روایت‌های خصمانه منجر به حملات موشکی توسط رژیم آخوندی، انزوای سیاسی و تلفات غیرنظامی شده است، آن‌ها نگرانی‌هایی را ابراز می‌کنند که توسط دهه‌ها تجربه منطقه‌ای شکل گرفته است. برای واشنگتن، چالش نه تنها در مدیریت یک مناقشه منطقه‌ای دیگر، بلکه در ارزیابی این مسئله است که آیا هنوز شراکت کردها را به عنوان یک دارایی استراتژیک ارزشمند می‌داند یا خیر.

کردها همواره تمایل خود را برای همکاری با غرب در شرایط بسیار چالش‌برانگیز نشان داده‌اند. اگر این رابطه به دلیل محاسبات ژئوپلیتیک کوتاه‌مدت در واشنگتن، فشارهای آنکارا و تاثیر مقامات شروری مانند تام باراک رو به وخامت بگذارد، به روابط کردها و آمریکا آسیب رسانده و چارچوب گسترده‌تر ثباتی را که ایالات متحده، اسرائیل و دیگر متحدان، دهه‌ها به دنبال حفظ آن در خاورمیانه بوده‌اند، تضعیف خواهد کرد.

تلاش دوباره

احزاب روژهلات کوردستان و جمهوری‌خواهی ایرانی

احمد یاری- قندیل پرس مسئله اصلی در نسبت روژهلات کوردستان و سیاست ایرانی، این نیست …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *