✍ آهین حاجیبدری
منبع: اینترنشنال افیر فروم
کردها که در میان مرزهای جغرافیایی اسرائیل و ایران گرفتار شدهاند، بار دیگر خود را در میانه آتش دو طرف میبینند. مرگ آیتالله علی خامنهای، امیدهای واشنگتن و اورشلیم را برای برچیده شدن جمهوری اسلامی ایران افزایش میدهد. با نمایان شدن احتمال تغییر رژیم در ایران، جمعیتهای کردِ همسایه با یک دوراهی متناقض روبرو میشوند: پیگیری استقلال دیرینه و تشکیل کشور، یا پذیرش خطر تبدیل شدن به قربانیان جانبی در یک آشوب منطقهای دیگر.
رابطه کردها با دولت ایران از نظر تاریخی رابطهای گسترده است. ائتلافهای استراتژیک بین اربیل و تهران معمولاً ماهیتی معاملاتی داشتهاند که نمونه بارز آن وعدههای محققنشده در دوران جنگ ایران و عراق است. از آن زمان تاکنون تنشهای سیاسی همچنان پابرجا بودهاند.
با آغاز سال ۲۰۲۴، شاهد حملات متعدد موشکی بالستیک توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به اهداف آمریکایی در اقلیم کردستان بودیم. در میان این حملات، یک حمله با محاسبه اشتباه صورت گرفت که به کشته شدن «پیشرو دزەای»، تاجر کرد، و چهار تن از اعضای خانوادهاش انجامید. رسانههای وابسته به رژیم گزارش دادند که یک مقر جاسوسی اسرائیل هدف قرار گرفته است. اما در واقعیت، تنها مکانی که مورد اصابت قرار گرفت، خانه دزەای بود.
از آن زمان، اربیل حملات متعدد پهپادی و راکتی شبهنظامیان را تحمل کرده است. این امر به حضور پایگاههای نظامی آمریکا در این پایتخت نسبت داده میشود. حملات تلافیجویانه اخیر ایران به طور مداوم فرودگاه بینالمللی اربیل را با ۷۰ موشک و پهپاد هدف قرار داده است، اقدامی که انتظار میرود در طول این درگیری ادامه یابد.
برخورد داخلی ایران با جمعیت اقلیت کرد خود، به شدت بر پایه سرکوب استوار است. تا سال ۲۰۲۴، کردها ۱۰ تا ۱۳ درصد از جمعیت ایران را تشکیل میدادند. در ۱۵ سال گذشته، این جمعیت اقلیت بیش از ۵۰ درصد از اعدامهای اجرا شده توسط رژیم به دلیل وابستگی به گروههای اپوزیسیون را به خود اختصاص داده است. علاوه بر این، اعتراضات سراسری در پی قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی، در مناطق کردنشین ایران به طرز چشمگیری طولانیتر شد که به تلفات نامتناسب و بیشتری در مقایسه با سایر نقاط کشور انجامید.
اعمال این سرکوبها، گروههای اپوزیسیون کرد را جسورتر کرده است. در اول مارس، پنج حزب اصلی اپوزیسیون کرد در ایران از تشکیل یک ائتلاف جدید خبر دادند. هدف این تشکل، پیشبرد امیدها برای حق تعیین سرنوشت کردها از طریق دموکراتیزه کردن نهادهای سیاسی داخلی است. انجام این کار مستلزم نابودی جمهوری اسلامی است. از این رو، مسیر پیش روی این ائتلاف نیازمند تصمیمات دشوار و متعددی خواهد بود.
تمرکز محدود بر ایران، علاقه آمریکا و اسرائیل به جمعیت کردهای منطقه را کاهش نداده است. در پی حملات اولیه به ایران، پرزیدنت دونالد ترامپ طی یک تماس تلفنی با رهبران اقلیم کردستان گفتگو کرد. این تماس که به شدت تحت تأثیر لابیگری بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، قرار داشت، ضمن تکرار انتظارات، اهداف جنگ را روشن ساخت. به عبارت دیگر، استنباطهای حاصل از واشنگتن و تلآویو، قیام کردها را به عنوان یک امر مسلم و قطعی در نظر میگیرد. این در حالی است که گزارشها حاکی از آن است که سازمان سیا در حال تلاش برای تسلیح نیروهای کرد در ایران به منظور سازماندهی یک عملیات زمینی است.
منافع مقامات کرد در عراق و ایران بسیار فراتر از عمل کردن به عنوان یک نیروی نیابتی است. این ملتِ بدون کشور که در حسرت حاکمیتی به رسمیت شناختهشده در سطح بینالمللی است، باید در نظر بگیرد که آیا مشارکت در زمان جنگ با پیامد مطلوب و مورد نظر آنها همسو است یا خیر.
با مرگ رهبر جمهوری اسلامی به آسیبپذیری ناشناختهای نزدیک میشود. فروپاشی احتمالی آن برای آرمان کردها حیاتی است. امکان یک قیام موفقیتآمیز، تصور از کردها به عنوان یک بازیگر سیاسی مشروع در درون یک منطقه بیثبات را تقویت میکند. به ویژه، جمعیت کردهای ایران که با اتحاد این ائتلاف تقویت شدهاند، سهم خود را در حاکمیت احتمالی پس از رژیم حفظ میکنند.
اگرچه چشمانداز خودگردانی وسوسهانگیز است، اما معایب آن ممکن است کردها را از مشارکت باز دارد. اجرای یک عملیات زمینی به رهبری کردهای ایران نیازمند تأیید و همکاری اقلیم کردستان عراق است. بیانیه جدید قباد طالبانی، معاون نخستوزیر اقلیم کردستان، بر برنامه این منطقه برای حفظ بیطرفی در درگیریها تأکید کرد و اعلام نمود که آنها بخشی از تلاشهای جنگی برای هیچ بازیگری نیستند. این موضعگیری در پی افزایش حملات پهپادی ایران، از جمله هدف قرار دادن سلیمانیه، صورت میگیرد.
پیشنهاد برآورده کردن انتظارات آمریکا، خاطرات نامطلوبی را برای کردها زنده میکند. اثرات خروج ایالات متحده از سوریه در سال ۲۰۱۹ همچنان پابرجا است. همزمان، اظهارات اخیر تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا، حاکی از آن بود که نقش نیروهای کرد به عنوان یک نیروی ضد تروریسم تا حد زیادی پایان یافته است. احساس رها شدن در میان کردها همچنان برجسته است. در نتیجه، یک قیام ناموفق، یادآور تلخ تحولات گذشته خواهد بود: ایالات متحده عقبنشینی خواهد کرد، در حالی که کردها مجبور خواهند شد بهای جنگی را بپردازند که خود آن را آغاز نکردهاند.
قندیل پرس