شمال بشیری، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با قندیل پرس میگوید: «دست دستگاه اطلاعاتی پاراستن از مسیر علی عونی در این موضوع دیده میشود. بر اساس اطلاعات من، دستگاه اطلاعاتی پاراستن از طریق علی عونی پشت انتشار و برجستهسازی این فایل قرار داشته است. اگر مرکز دیالوگ یک کمیتهای برای بررسی این مسئله تشکیل دهد، میتواند طرفهای پنهانی که پشت این وضعیت قرار دارند را بهخوبی افشا کند. اسماعیل شرفی بهعنوان یکی از اعضا و مسئولان حزب دموکرات قربانی این موضوع شده و برای اولینبار چنین موضوعی از همین مسیر رسانهای شده است.»
قندیلپرس: در روزهای گذشته، فایل صوتی مربوط به آقای امیر کریمی، ریاست مشترک پژاک، واکنشهای زیادی به دنبال داشته است. تحلیل شما درباره این موضوع چیست؟
شمال بشیری: «وضعیتی که بهوجود آمده، یک شرایط تراژیک و بسیار تاسف بار است. چون در زمانی رخ میدهد که سطح سلامت فضای سیاسی، اجتماعی پایین آمده است. این وضعیت هم نشانهای از ناسالم بودن آن فضاست، هم نشاندهنده ضعف فرهنگ و آگاهی سیاسی در سوشیالمدیای کردهای ایرانی در دیاسپوراست، و هم بیانگر ضعف احزاب در مدیریت بحران. اگر این سه ضلع در شرایطی سالم و کارآمد قرار داشتند، امکان داشت این وضعیت بهشکلی کاملاً متفاوت حلوفصل شود.»
«در اینجا لازم میدانم تأکید کنم که من به هیچ وجه از آن نوع روایتسازی تاریخی و تاریخنگاری حمایت نمیکنم که ریاست مشترک پژاک از آن استفاده کرده است. این نوع تاریخنویسی و بازخوانی گذشته، نهتنها از چارچوبی تنگ و ایدئولوژیک سرچشمه میگیرد، بلکه هیچ بنیان علمی معتبری هم ندارد و در نتیجه نمیتواند درک صحیحی از واقعیت تاریخی را در اختیار کادرها و میهندوستان بگذارد.
اما من باور ندارم که وضعیت موجود، نتیجه مستقیم انتشار این فایل صوتی باشد. برعکس، این فایل صوتی بیش از پانزده سال است که در چندین کانال تلگرام بهصورت عمومی پخش شده و کاملاً در دسترس بوده است. پس چرا اکنون این فایل مانند افشای یک راز بزرگ به جامعه کوردی ارائه میشود؟ پاسخ ساده است: این فایل صوتی بهعنوان یک بمب به کار گرفته شد تا مرکز دیالوگ را منفجر و متلاشی کنند. اکنون بمب منفجر شده، اما هنوز روشن نیست چه بر سر مرکز دیالوگ آمده است.
آنچه در این میان اهمیت دارد و باید بر آن تأکید شود، این است که دستگاه اطلاعاتی پاراستن از طریق علی عونی در این ماجرا نقش داشته است. بر اساس اطلاعات من، دستگاه اطلاعاتی پاراستن از مسیر علی عونی پشت انتشار و برجستهسازی این فایل قرار داشته است. اگر مرکز دیالوگ یک کمیتهای برای تحقیق درباره این موضوع تشکیل دهد، میتواند طرفها و جریانهای پنهانی را که پشت این شرایط قرار دارند، بهخوبی شناسایی و افشا کند.
در این میان، اسماعیل شرفی بهعنوان یکی از اعضا و مسئولان حزب دموکرات قربانی این روند شده و برای نخستینبار این مسئله از همین مسیر به سطح رسانهها کشانده شده است. در ابتدا، حزب دموکرات تلاش کرد این وضعیت را از طریق کانالهای ارتباطی خود با پژاک بررسی کند. اما موضوع اسماعیل شرفی مدیریت این بحران را از اختیار حزب دموکرات خارج کرد و در عمل به امری تحمیلی بر این حزب تبدیل شد.
وقتی دستگاه اطلاعاتی پاراستن و علی عونی میتوانند اعضا و کادرهای حزب را مانند یک کارت فشار به کار بگیرند، حزب دموکرات در سطح بسیار پایینتری یعنی در حد «دفتر اداری» واکنش نشان میدهد. این خود نشان میدهد که موضوع از نظر حزب دموکرات چندان مهم تلقی نشده؛ زیرا واکنشی در سطح کمیته مرکزی یا دفتر سیاسی ارائه نکردهاند.
اما آنچه واقعاً مهم است و باید بر آن انگشت گذاشت، این است که حزب دموکرات در این بازی بهنوعی گروگان شده و در شرایطی قرار گرفته که بیشتر اعضای رهبری و بهویژه شخص مصطفی هجری تاکنون نیز از این وضعیت ناراضیاند و در تلاشاند این شرایط را کنترل کنند. در اینجا لازم است از آقای هجری قدردانی شود.
با این حال، لایهای که تا این لحظه با بیشترین مسئولیتپذیری وارد عمل شده، کومهله سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران بوده است و در رأس آنها کاک سید ابراهیم علیزاده و کاک عادل الیاسی که من شخصاً از آنها قدردانی میکنم.
در پایان، لازم است نقدی جدی به موضعگیری ضعیف پژاک نیز وارد شود. واکنش پژاک نهتنها سیاسی و مسئولانه نبود، بلکه نشان داد این حزب نیز در مدیریت این بحران ناکام بوده است. امیدوارم تلاشهایی که اکنون برای آرامسازی اوضاع در جریان است به نتیجه برسد و مرکز دیالوگ بتواند هرچه زودتر برای مدیریت این وضعیت گرد هم بیاید.»
قنديل پرس: برخی اطلاعات منتشر شده که میگویند پ.ک.ک، بخش بزرگی از نیروهای گریلا را در مرز میان شرق و جنوب کوردستان مستقر کرده و حتی تونلهای گستردهای در آن منطقه ایجاد کرده است. برداشت و تحلیل شما در اینباره چیست؟
شمال بشیری: این موضوع کاملاً طبیعی است. اگر پکک نیروهای خود را به قندیل و نواحی مرزی روژهلات منتقل نکند، پس باید آنها را کجا مستقر کند؟ این منطقه از سال ۱۹۹۱ تحت کنترل پکک بوده و در تمام مراحل گفتوگوهای صلح در سالهای گذشته، پکک نیروهایش را در همین محدوده متمرکز کرده است. این بخشی از همان مرحلهای است که اکنون میان پکک و دولت ترکیه در جریان است.
بسیار مهم است که پکک نیروهای خود را از مناطقی که احتمال درگیری در آن وجود دارد، به نقطهای امنتر منتقل کند.
ممکن است یکی از دلایل نگرانیهایی که این روزها همزمان با بحث انتشار فایل صوتی رئیس مشترک پژاک بروز کرده، همین جابهجایی نیروهای پکک در مرز ایران باشد. اما من اعتقاد ندارم که این مسئله در حدی باشد که برخی طرفها از آن بترسند یا آن را بهعنوان تهدیدی علیه خود تفسیر کنند.
قنديل پرس: گمانهزنیهایی وجود دارد که امروز جامعهٔ روژهلات کوردستان بیشتر از سوی نهادهای مدنی رهبری میشود و احزاب، نقش پیشاهنگی سابق خود را از دست دادهاند. دیدگاه شما در اینباره چیست؟
شمال بشیری: قدرتگیری جامعهٔ مدنی در کوردستان، نمادی از موفقیت جنبش آزادیخواهی و دموکراسی در کوردستان و ایران است. خوشبختانه هر روز شاهد رشد قابلتوجهی در این عرصه در کوردستان هستیم.
اما اشتباه است اگر تصور کنیم جامعهٔ مدنی میتواند در شرایط کنونی نقش احزاب را تضعیف کند. جامعهٔ مدنی باید بهعنوان جایگزینی برای احزاب رشد کند و حتی رادیکالتر از وضعیت فعلی وارد میدان شود.
در این تردیدی نیست که احزاب کوردستان با بحران جدی روبهرو هستند. همانگونه که پیشتر هم اشاره کردم، رخدادهای اخیر به نوعی سنگ محک توان، ظرفیت و سلامت ساختاری احزاب در عرصهٔ سیاسی و سازماندهی بوده است. به باور من، در ۴۵ سال گذشته هیچگاه احزاب کوردی در کوردستان ایران تا این حد دچار ضعف و بحران نبودهاند.
با این همه، احزاب همچنان هوادار، پایگاه اجتماعی و جایگاه خود را میان مردم حفظ کردهاند.
قنديل پرس: بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که دور تازهای از جنگ میان اسرائیل و ایران در حال شکلگیری است. از نظر شما چنین جنگی رخ خواهد داد؟ و اگر چنین شود، آیا فرصتی برای نیروهای سیاسی روژهلات ایجاد میکند تا از این شرایط بهره ببرند؟
شمال بشیری: بزرگترین تهدید علیه ایران نه اسرائیل است و نه اپوزیسیون، بلکه فروپاشی ساختارهای اطلاعاتی–امنیتی، بحران مدیریت منابع طبیعی، خشکسالی و در نتیجه بحران آب، کمبود برق، گرانی و بیکاری گسترده است. اگر این عوامل باعث سقوط جمهوری اسلامی نشوند، مطمئن باشید تنشها و درگیریهای ایران و اسرائیل دوباره شعلهور خواهد شد.
ممکن است جنگ آینده مانند جنگ ۱۲روزه گذشته نباشد و ابعاد و چهرهای کاملاً متفاوت به خود بگیرد.
قندیل پرس