قندیل پرس: تحلیل شما از پیام جناب عبداللە اوجالان چە میباشد؟ چرا این پیام در شرایط فعلی داده شده و دورنمای آن چیست؟
نگین شیخالاسلامی وطنی: موضوعي که در پيام عبدالله اوجالان به وضوح ميبينيم، پيام صلح است. تلاش اوجالان برای صلح محدود به پیام اخیر نيست. آقاي اوجالان پيشتر هم در چندين مرحله پيام صلح را به شيوههاي متفاوت مطرح کردهاند. بگذاريد به عقب برگرديم. زماني که آقاي اوجالان سوريه را ترک کردند و وارد اروپا شدند، دغدغهی ایشان اين بود که مسئلهی کورد، که از ديدگاه غرب و مقامات ترکيه به عنوان يک گروه مسلح ديده ميشدند را تبديل به يک موضوع حقوقي و سياسي کند. آقاي اوجالان سعي داشتند که موضوع کورد را روي ميز حقوق بشر بگذارند. البته ناتو در اين مسئله به آقاي اوجالان خيانت کرد. تاریخ مخدوش شد و مسئله را به شيوهی ديگری مطرح کردند. ميخواهم تاکید کنم که آقاي اوجالان همان موقع قبل از رفتنشان به زندان، به گواهی بسياري از هواداران و دوستانشان و حتي بسياري از صاحبنظران سياسي که ايشان را ملاقات کرده بودند، به فکر تغيير پاراديم فکري پ.ک.ک بود و هميشه اين سؤال را مطرح ميکردند که تا کي به جنگ ادامه دهیم؟ تا کي طرف مقابل، ترکيه، بکشد و ما بکشيم و اين جنگ تا کي ادامه خواهد داشت؟ به اين شيوه اين مسئله راه به جايي نخواهد برد. براي فکت بيشتر در اين مورد ميتوان به اظهارات جناب دکتر عباس ولي در يکي از برنامههاي آرين تيوي مراجعه کرد، که به وضوح به اين مسئله اشاره کردند که اين موضوع همان موقع که همراه چند تن دیگر با اوجالان ديدار داشته مطرح شده است. بسياري از همرزمان آقاي اوجالان هم به اين مسئله اشاره کردهاند. پس مسئلهی صلحي که آقاي اوجالان مطرح کرده، تنها محدود به پیام اخیر نميشود.
افرادي ميخواهند اين موضوع را به نحوي مطرح کنند که گویی رهبر اوجالان تسليم شده، اما در واقع چنين نيست. من فکر ميکنم مطرح کردن اين موضوع در اين برههی تاريخ، نشان از ذکاوت و دورانديشي ايشان نسبت به مسائل و تغييراتي است که نه تنها در خاورميانه، بلکه در کل جهان در حال رخ دادن است. در يکي دو سال اخير، به ويژه بعد از جريان هفت اکتبر و جنگ بين غزه و اسرائيل، اتفاقات بسيار ديگري افتاده که ميتواند روند تحولات خاورميانه را تحت تاثير بگذارد. کوردها هم از اين تغييرات به دور نخواهند بود. به ويژه که کوردها در جغرافياي سياسي چهار کشور در خاورميانه پراکنده شدهاند. دو تا از اين کشورها داراي هژموني منطقهای هستند – البته اتفاقاتي اخيرا ايران را مجبور به عقبنشيني کرده است. در هر صورت رهبر اوجالان با دورانديشي کامل مسئله صلح را مطرح کرده و در ابتداي بيانيهاي که از ايشان قرائت شد، خودشان به وضوح به اين مسئله اشاره ميکنند که مبارزهاي که ايشان رهبري کردهاند، زماني شروع شده که دو کمپ سوسياليست و ليبرال سرمايهداري در مقابل هم قرار گرفته بودند. اتفاقات بعد از جنگهاي جهاني اول و دوم و مسئله تقسيم کوردستان بین چهار کشور، تاثير زيادي بر مردم کورد گذاشته بود. آقاي اوجالان مبارزه خود را در چنین فضایی در ترکیه – چرا که خودشان اهل شمال کوردستان در ترکيه هستند- آغاز کردند. ازهمان ابتدا سعي کردند که مبارزه را به شيوهاي سياسي – مدني انجام بدهند. اما وقتي با نيروهاي ترکيه روبرو ميشوند و آنها اقدام به کشتن دوستان و همرزمان آقاي اوجالان ميکنند، پنج، شش سال پس از تاسيس پ.ک.ک مجبور ميشوند به مبارزه مسلحانه، یا به عبارت دقیقتر مقاومت مسلحانه، روي بياورند. تاکیدم بر کلمهی مقاومت به این دلیل است که کوردها نه تنها در جریان مبارزات پ.ک.ک به رهبری اوجالان، که پیش از آن و در بخشهاي ديگر کوردستان هم مبارزهی مسلحانه را به خاطر مقاومت در مقابل نيروهاي هژمونيک منطقه، يا نيروهايي که ميتوان گفت حقوق اجتماعي و سياسي کوردها را از آنها سلب کرده بودند، انجام دادند. آقاي اوجالان در ابتداي بيانيهاش به اين نکته اشاره ميکند که شرایط آن زمان ایجاب میکرد که مبارزهی مسلحانه شروع شود. اما نيم قرن پس از آغاز آن مبارزه، جغرافيا و استراتژي منطقه به شيوهاي تغيير کرده است که ديگر جنگ مسلحانه پاسخگو نخواهد بود. به همین دلیل آقاي اوجالان اين بار هم سعي دارند که با مطرح کردن مسئله صلح- البته در پی ابراز تمایل باغچلي که رهبري گروه راديکال در ترکيه را برعهده دارد- به این شرایط تاریخی پاسخگو باشد. مطرح کردن اين مسئله از طرف ترکيه گویای این مسئله است که ترکيه از موقعيتي که در آن قرار گرفته نگران است و میداند که امکان دارد تغييرات پیش روی منطقه ترکيه را تحت تاثير قرار دهد و ترکيه دچار فروپاشي شود. جنگهايي که ترکیه خود را درگير آنها کرده ممکن است به باتلاقي براي خود ترکيه بدل شوند.
به همين دليل است که فردي مثل باغچلي که زماني در مجلس ترکيه فرياد ميزد که بايد اوجالان را اعدام کنيم، حالا خواستار صحبت اوجالان در مجلس میشود. البته این وضعیت چند ماه پيش بود. امروز که من پاسخ اين پرسش شما را ميدهم سخنانی که از باغچلي در روزنامههاي ترکيه منتشر شده حکايت از تغییر موضع دیگری دارد. ولي روند را که بررسي کنيم، از آن موقع تا به حال، میبینیم که ترکيه نگران بحرانهای منطقه است که گريبانگيرش شدهاند. يکي از اين بحرانها مسئله کورد است. يکي ديگر بحرانهاي اقتصادي است که با وجود کمک بسياري از کشورهاي عربي به ترکيه، از جمله قطر، باز هم قادر به عبور از آنها نشده. به علاوه از نظر استراتژيک، تاريخ مصرف ترکيه براي غرب به سرکردگي آمريکا سر آمده. به همين دليل است که ترکيه مسلئه صلح را مطرح کرده، که البته از جانب اوجالان مورد استقبال قرار گرفت. و خود رهبر اوجالان در ديدارهايي که داشته به اين مسئله اشاره کرده که اين گفتگوها زمان طولاني است که ادامه دارد.
دو مورد اينکه دورنماي این گفتگوها چيست، پيشبيني دشوار است. اما به طور کلی، علی رغم اتفاقات اخيري که در منطقه در حال وقوع است که میتواند روند توافقات را تحت تاثير قرار دهد، به نظر من چه صلح محقق شود چه نشود، دورنماي اين پيام صلح براي کوردها و براي جنبش مثبت است. چرا که جنبش پ.ک.ک جنبشي نيست که با جنگ مسلحانه چيزهايي را به دست آورده باشه. برعکس. جنش کوردها زماني ميتواند دادههاي زيادي داشته باشه، زماني ميتواند به موفقيت برسد، که جنگي در ميان نباشد. در طول سالهاي گذشته، جنبش کورد، ابزارآلات جنگي زیادی در دست نداشته. کوردها با سادهترين ابزارها در سالهاي گذشته، با دادن جان خود در کوههاي کوردستان مبارزه کردهاند. بنابراين الان اگر اين صلح انجام شود متضرر نخواهد شد. البته این در صورتی است که صلح منصفانه باشد و فضايي براي گفتگو به وجود بیاید، مسائل بر روي ميز گذاشته شوند، و طبق صحبتهايي که رهبر اوجالان و پ.ک.ک به آن اشاره ميکنند خواستههاي دو طرف تحقق پيدا کند. این مستلزم مذاکره بر سر مسائل و آزادی خود آقاي اوجالان است. باید حق اميد، يا همون حصر خانگي که به آن اشاره ميکنند، محقق شوند تا خودشان بتوانند مسئله را رهبري و هدايت کنند. چنین صلحی بسيار مثبت است و تاثير خود را بر ديگر بخشهاي کوردستان هم خواهد گذاشت. به ويژه بر روي روژآوا، چرا که اگر در روژآوا امنيتي برقرار شود و بمبارانهاي هر روزهی ترکيه متوقف شوند، فرصت بيشتري براي تحقق مانيفست کنفدراليسم دمکراتيک – که روژآوا هم تحت تاثیر همان مانيفست است- خواهد داشت. به علاوه چنین تحولاتی در روژآوا و باکور کوردستان ميتوانند بر باشور کوردستان – جنوب کوردستان در عراق – هم تاثیر بگذارد. بعد از آن هم مسئله روژهلات کوردستان –شرق کوردستان در ایران- پيش مياد. که ميشود به تفسير هم در اين مورد سخن بگوئيم.
اما اگر اين صلح محقق نشود، باز هم کوردها- به ویژه در برابر کشورهای اروپایی و مدعیان حقوق بشر- ثابت کردهاند که اهل جنگ نيستند و اگر هم وارد يک جنگ مسلحانه شدند، براي دفاع از خودشان بوده و خواهد بود و براي اينکه حداقلهای حقوق سياسي، فردي، و اجتماعي خود را به دست بياورند. به اين ترتيب است که در اين برهه، که به هرحال ترکيه از لحاظ استراتژيک ديگر براي غرب به سرکردگي آمريکا اعتباري ندارد، تعادل وضعیت به هم ميخورد و نتیجه به نفع کوردها تمام خواهد شد. البته این به معنی تایید ادعاهای حقوق بشری کشورهای اروپایی نیست. چرا که اگر چنین باوری وجود میداشت، همان زمان که عبدالله اوجالان به عنوان رهبر سياسي يا حتي ميشود گفت به عنوان يک پناهنده سياسي وارد اروپا شد، چنان خيانتي در حقش نميشد. البته چون گفتگوي ما بر روي مسئله عبدالله اوجالان است اين مثال را ميزنم. وگرنه موارد خیانت اروپا به به مفهوم دمکراسي که خودش را مدعي آن میداند بسیار است. به عنوان مثال مسئلهی غزه را نگاه کنيد. چندين هزار زن و کودک بيگناه آنجا کشته شدند و نهايتا دو لمپن سياسي مثل ترامپ و نتانياهو از پروژهی خانهسازي و ويلاسازي بر روي استخوانها و اجسادي که زير خرابههاي غزه دفن شدهاند سخن ميگويند. اينها دارند از پروژههاي سرمايهي خودشان صحبت ميکنند و دنيا، از جمله همين اروپايي که در مورد حقوق بشر حرف ميزند، برایشان کف ميزند. پس مسئله اينجا، مسئله حقوق بشر اروپا نيست. اما به هرحال، پیام صلح مسئلهی کورد را روی ميزهاي سياسي آورده.
قندیل پرس: جناب اوجالان، نامەهایی بە قندیل و روژآوا نیز ارسال کردەاند که محتوای آنها عمومی نشدهاند. از طرفی، در پیامی که از اوجالان منتشر شد شرط صریحی برای خلع سلاح پ.ک.ک عنوان نشده که منجر به تفاسیر مختلفی از پیام شده. با توجه به اطلاعات شما، آیا ممکن است که نامههای ارسالی به قندیل و روژآوادر مورد این شروط و نحوهی برخورد نیروهای کورد در صورت برآورده نشدنشان باشد؟ چرا محتوای این نامه ها علنی نشده؟
نگین شیخالاسلامی وطنی: موقعیت اوجالان در حکومت فاشيستي ترکيه ایجاب میکند که بسياري از مسائل از جانب ايشان به صراحت بيان نشود. اوجالان میگوید آنهایی که ميخواهند هدف من را درک کنند و بدانند مايلم فرآیند صلح چه ماحصلی داشته باشد، ميتوانند کتاب دفاعيات چهارم من را بخوانند. البته کتاب کوردها، هويت نوين خاورميانه هم که بیست سال پیش نوشته شده به وضعیت امروز اشاره دارد. شايد در آن زمان برخي فکر ميکردند که گونهاي اغراق در گفتههاي ايشان وجود دارد اما امروز که اين کتابها را ورق ميزنيم، ذکاوت و دورانديشي اين رهبر مشخص میشود. بنابراين با کمي تدبير و پژوهش میشود به مقصود ایشان پی برد.
اما در مورد نامههايي که به قنديل يا روژآوا فرستاده شده، من از متن این نامهها اطلاع دقيقی ندارم اما با توجه به اخباري که منتشر شده به نظر میآید که ايشان به نوعي پيشنهادات خود را در رابطه با فرآیند صلح برای هوادارن خودشان فرستادهاند. پ.ک.ک تنها بخشي از اين جنبش است. در ساختار اين جنبش ما ک.ج.ک را داريم، جنبش زنان را داريم، گروههاي متفاوت ديگر را در روژآوا داريم، ي.پ.گ و ي.پ.ژ را داريم. دهها و صدها سازمان متفاوت و انجمنهایی داريم که بر اساس مانيفست يا همين کتابهاي عبدالله اوجالان خودشان را سازماندهي کردهاند و مبارزه ميکنند. رهبر اوجالان، بر اساس نگاه دمکراتشان، نخواستهاند يک تنه مسئله را مطرح کنند، بلکه خواستهاند که تصمیمگیری مبتنی بر مشورت با دوستان و هودارانش و با جنبشي باشد که رهبرياش ميکند. همچنین خواستهاند که تصمیمگیری در هماهنگی با ديگر بخشهاي کوردستان و جنبش باشد. اگر نامهی اوجالان را با دقت بخوانيم، در پاراگراف آخر نامه، ايشان ذکر ميکنند که کنگره برگزار کنيد، جلسات برگزار کنيد، مشورت کنيد، و سعي کنيد بر مبناي روابط دمکراتیک تصمیم بگیرید. البته در عین حال در تمام صحبتها و در تمام ملاقاتها هم تاکيد کرده که سعي کنيد اين صلح انجام شود، حتي اگر مجبور شوید در مقابل طرف خود گاهي اوقات کوتاه بيایيد. این به دلیل درک اوجالان از طرف مقابلش و عدم شفافيت او و گویای جهانبيني روشن اوجالان است. به علاوه اوجالان و پ.ک.ک سعی میکنند مسئله را برای جامعهاي که به هرحال از طرف مقابلش (ترکيه) زخم خورده است دارند تعديل کنند، و اين مسئله را به جامعه تفهيم کنند که درصورتيکه همزيستي مسالمتآميز ممکن شود، این بهترین گزینه برای زندگي همگان است.
در صورتي که صلح تحقق پيدا کنه، امنيت و آسايش همه بهبود خواهد یافت. در سايه جنگ و کشتن همديگر، چيزي به دست نميآید. مدتهاست که اين پروسه در بين حزب کارگران کوردستان و شاخههاي آن و رفقا ودوستان گسترش پيدا کرده است. اما طرف مقابل، ترکيه، دقيقا عکس اين عمل کرده. عليرغم اينکه در ترکيه دمکراسي وجود دارد و نسبت به کشورهاي ديگر دمکراتتر است، اما در کشوری که در مدارسش سرودهاي ملي با این مضمون خوانده ميشوند که ”من ترکم و افتخارم اينکه ترک باشم و مانند ترک زندگي کنم“، کودکان با آموزه های فاشيستی تربیت میشوند. در چنین بستری محقق شدن پروسه صلح، آسان نيست. اين يک مسئله است. مسئله ديگر این است که ترکيه هميشه دولت تندروی در سايهای داشته. وقتی تورگوت اوزال مسئله صلح را مطرح کرد و ميخواست به شيوهاي به اين مخاصمه و به جنگ بين کورد و ترک پايان بدهد، از طرف همان گروههاي تندرو کشته شد. الان هم خود اردوغان این ترس را دارد که اين مسئله به اين راحتي انجام نشود. بنابراین فرآیند صلح طولاني خواهد بود.
قندیل پرس: بە نظر شما این پیام چە تاثیری بر شرق کوردستان و علیالخصوص پژاک خواهد داشت؟
نگین شیخالاسلامی وطنی: بالطبع تاثیراتی خواهد داشت، هرچند اين تاثير ميتواند به اين سرعت مشاهده نشود. اما اگر اين پروسه طی شود، در درازمدت ميتواند ايران را هم وارد اين بازي کند. از نظر استراتژيک اگر بخواهيم به قضيه نگاه کنيم، پيشنهاد صلح اخیر در زماني مطرح شده که تعادل قوا در خاورميانه به هم خورده و هژمونيهاي منطقه ضعيف شدند اما تعادل قواي جديدي هم شکل نگرفته. گروههاي متفاوتي که در منطقه هستند يا وارد منطقه ميشوند، سعي ميکنند تعادل قوا را به نفع خودشان تغيير دهند. بیانیه صلح آقاي اوجالان در چنین شرایطی مطرح شده که البته با توجه به اتفاقات چند روز اخير و تداوم بمباران و کشتار و انکار از سوی دولت ترکیه، مردم و کنشگران بسياري نگران سرنوشتش هستند.
اما اگر علیرغم همه چیز این فرآیند به موفقیت ختم شود، مسئله کورد بر روي ميز برود، در دو-سه ماه آينده آقاي اوجالان آزاد شود، يعني از همان حق اميد استفاده کند و بياد بيرون، و بسیاری چيزهاي ديگر که قرار است در کنگرهها و جلسات روزهاي آتي محقق شود، کوردها و ترکها بر روي ميزي خواهند نشست و به راه حل دموکراتیکی خواهند رسید. البته اگر چنين نشود، خود پ.ک.ک و ديگر شاخههاي جنبش شرایط را قبول نخواهند کرد. اما اگر فرآیند موفقیت آمیز جلو برود، در این صورت مسئله روژآوا هم تا حد زيادي حل خواهد شد، و اين بر باشور کوردستان تاثير خواهد گذاشت. حال فرض کنيد سه بخش کوردستان به نوعي مسائلهشان حل شده و کوردها آنجا صاحب استاتوس و قدرت شده باشند. در این صورت نيروهاي شرق کوردستان که در روژآوا، باکور، یا باشور کوردستان مستقر هستند میتوانند به پژاک برگردند چرا که پژاک هم بخشي از اين جنبش است. ممکن است که نيروهاي خارجی، مثلا آمريکا يا اسرائيل هم، با توجه به کينه ديرينهشان، فشار بیشتری بر ايران وارد کنند و مسئله کوردستان در ايران را به عنوان کارتي عليه ايران بکار ببرند.
به باور من يکي از فاکتورهايي که آقاي اوجالان در پیام صلح مد نظر داشته این است که نميخواهد کوردها نه تنها در باکور کوردستان بلکه در روژآواي کوردستان که الان نيروهاي ائتلاف و … هم در آنجا حضور دارند به نيروي نيابتي هيچ جریان و کشوری تبدیل شوند. درطول اين مدت هم مثلا اسرائيل يا نيروهاي ديگر، خودشون پا پيش گذاشتند و سعی کردند وانمود کنند که با کوردها رابطهی خوبي دارند. اما واقعيت اين است که کوردها الان در زمين بازي مطرح هستند و به نظر من در قويترين زمان خودشان هستند. به خصوص در روژآوا و باکور کوردستان. به شرطي که سياستمداران کورد بتوانند تصميمات درست و به جايي بگيرند، فاکتورهاي بسياري براي رو کردن دارند. من کوردها را صاحب قدرت ميبينم و همين صاحب قدرت بودن و اجتناب از تبدیل شدن به نيروي نيابتي دیگران ميتواند استاتوس کاملي هم به پژاک بدهد و آن را به يک پژاک قدرتمند تبدیل کند. چنین پژاکی، بر اساس مانيفست و تزهاي برگرفته از عبدالله اوجالان، ميتواند تاثيري بر کل ايران داشته باشد. البته اگر ايران تصمیم بگیرد خودش در اين مسئله پیش دستی کند و در دمکراتيزهشدن جامعه خودش و دادن حق و حقوق به اتينکهاي به حاشيه رانده شده، گامي به پيش بردارد، بر این فرآیند تاثیر خواهد گذاشت. در مجموع مسئله کوردها يک مسئلهی مهم در تغییر توازن قوای منطقه است.
برگرديم به این نکته که از نظر استراتژيک تاريخ مصرف ترکيه تمام شده. غرب بعد از جنگ جهاني دوم يهوديها را به خاورميانه سرازیر کرد و هر کاری در راستای فراهم کردن شرايط مناسب براي آنها انجام داد. در حال حاضر اسرائيل و يونان ميتوانند نقش بسزايي براي غرب و آمريکا در منطقه بازي کنند. تمرکز و سرمايهگذاري اصلی بر روی این دوست. بنابراين طي دو سال اخير شاهد توجهات ويژه به يونان و تمرکز بر روی زيرساختهاي آن بودهایم. مسئله ديگر اورشليم است که نه تنها براي يهوديها بلکه براي مسيحيها هم مهم است. اگر به اينها توجه نشان بدهند، مطمئنا نقش ترکيه بسان سابق نخواهد بود. اين خواست غربيها هم هست براي مقابله با نئوعثمانيگرایی که اردوغان در پي آن است و بهانهگيريها و گروکشيها که در گذشته بر سر مسئله پناهندگان و مهاجرين با غرب داشته. مسئله ديگر خط ترانزيت ترکیه است چرا که نميشود مسئله اقتصادي را ناديده گرفت.
درمورد ایران، عبدالله اوجالان در دفاعيات اول، چهارم، و پنجمش به صراحت از ايران هم سخن گفته. تاکید کرده که ايران کشوري چند مليتي است و میتواند با وام گرفتن از فرهنگ سياسي کنفدراليسم دمکراتيک به ناآراميها در کشور پايان بدهد. یا برعکس ميتواند از اين تنوع و رنگارنگي در مسیر افزایش هژموني خود استفاده کند. اين بستگي داره که ايران ميخواهد در آينده چه مسيري را طي کند. اگر به سبک قديم باشد، مسلما نه تنها با کوردها بلکه با ديگر مليتها نیز وارد تنش و ناآرامي خواهد شد. هرچند کوردها به دلیل اينکه سازمانيافتهتر هستند و سالهاست که هم مبارزه فرهنگي و سياسي ميکنند و هم نيروي مسلح دارند، توان مقاومت بالاتری دارند و ميتوانند در کشمکشهاي داخلي ايران بیشتر جاي پايی باز کرده و تاثيرگذار باشند. بنابراين مطمئنا در تمام تغييراتي که پيش خواهد آمد، پژاک ميتواند نقشی اساسي داشته باشد.
برگرديم به کليت موضوع که در پرسش نخست پرسيده بوديد، به مسئلهی صلح که کشمکشهاي خودش را دارد. این سوال مطرح است که ترکيه چه قدر میتواند متعهد باشه به اين قضيه؟ در گذشته و حال، در ادبيات سياسي، فرهنگي و حتي اجتماعي ترکيه شاهد رویکردهای متضاد و برخوردهای متناقضی با مسئله صلح بودهایم.
حتی برخي از کنشگران، سياستمداران، يا صاحبنظران سياسي ترکیه به نوعي دارند پای خودشان را از این مسئله پس ميکشند. اما همانطور که گفتم، در جمعبندي اين پروسه، چه صلح محقق شود چه نشود، براي کوردها سود خواهد داشت. اگر انجام شود به آن شيوه که به آن اشاره کرديم، سود خواهد داشت، و اگر هم انجام نشود، کوردها در اين بازي در اين اقدامي که انجام دادند، چيزي را نباختند غير از اينکه توانستند در سطح خيلي گسترده، و در سطح جهاني، مسئله کورد را روي ميزهاي سياسي بياورند و اين براي کوردها خيلي مهم است. سياستمداران خيلي نااخلاقي به مسئله نگاه ميکنند، دقيقا برخلاف اخلاقي که عبدالله اوجالان در مسير سياست بر آن تکيه ميکند، اخلاق سياسي را پيش ميکشد، و در خيلي جاها اشاره ميکند که سياست هنر عشق ورزيدن است. عشق ورزيدن به آب، خاک، به محيط زيست، به کنشگري، و به همه چيز. اگر کوردها بتوانند درست هدايت کنند و دچار مسائل جانبي و تشتت آرا نشوند، باختي در اين فرآیند نخواهند داشت. جنبش در جاي خودش است، پ.ک.ک در جاي خودش است، و صلح زماني محقق خواهد شد که ترکيه پاي ميز گفتگو بياید و گامهاي اوليه را بردارد.
قندیل پرس