انحلال پ.ک.ک، دولت ترکیه و چشم‌انداز راه‌حل دموکراتیک در گفتگو با د. شمال میرزا

در هفته‌های اخیر، اعلام خبر انحلال حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) و پایان مبارزه‌ی مسلحانه‌ی آن، فضای سیاسی ترکیه و کوردستان را دستخوش تحولاتی جدی کرده است. محتوای بیانیه‌ی کنگره‌ی دوازدهم پ.ک.ک و درخواست صلح از سوی عبدالله اوجالان نشان می‌دهد که این تصمیم با هدف پیگیری مسئله‌ی کورد از مسیرهای سیاسی، و با اتکا به این تحلیل اتخاذ شده که شرایط تاریخی برای چنین گذاری فراهم شده است. با این حال، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی میزان دموکراتیک ‌بودن این فرآیند،‌ مطابقت آن با اصول کنفدرالیزم دموکراتیک و همینطور خواسته‌های ملی‌گرایان کورد، و واقع‌گرایانه‌بودن خوش‌بینی‌های پنهان در آن مطرح هستند. این نگرانی‌ها به‌ویژه با نگاهی به ادبیات رسمی دولت ترکیه پررنگ تر می‌شوند، جایی که از این روند نه با عنوان «گفت‌وگوهای آشتی» – چنان‌که در ادبیات کوردی رایج است – بلکه با تعبیر «ترکیه‌ی بدون ترور» یاد می‌شود. این در حالی است که برخی مقامات دولتی، در عین سخن گفتن از اصلاح قانون اساسی برای حل منازعه و به عنوان کلید إصلاحات، کوردها را بخشی از ملت ترک درنظر می‌گیرند و از به‌رسمیت شناختن تفاوت‌های هویتی ملی پرهیز می‌کنند. قندیل‌پرس در گفت‌وگویی با د. شمال میرزا، استاد جامعه‌شناسی سیاسی در دانشگاه‌های لندن و دوبلین، به ابعاد گوناگون این تصمیم تاریخی و چشم‌اندازهای پیش‌رو پرداخته و تردیدها و نگرانی‌های مرتبط با آن را مورد بررسی قرار داده است.

قندیل پرس: اخیرا پ.ک.ک بنابە درخواست عبداللە اوجالان، کنگرە برگزار نمود و در این کنگرە تصمیم گرفت خود را منحل و مبارزە مسلحانە را متوقف کند، نشانەهایی نیز از جانب دولت ترکیە وجود دارند مبنی بر اینکە میخواهد مسئلە کورد در ترکیە را حل کند، تحلیل جنابعالی از این روند از ابتدا تاکنون چە میباشد؟

د. شمال میرزا: این موضوع از دو جنبە قابل بررسی است. یکی اینکە چرا ترکیە تن بە این پروسە دادە است و دیگر اینکە بە چە منظور و در مقابل چە دست‌آوردی پ.ک.ک اقدام بە خودانحلالی و پایان مبارزە مسلحانە کردە است ؟ چە شرایطی تغییر کردە است کە دو طرف را در این مقطع واداشتە کە بە صلح متکی شوند؟ آیا با توجە بە تجربەهای گذشتە و شکست پروسە‌ی صلح در ترکیە در فاصله‌ی سالهای ٢٠١٣ تا ١٥ و همینطور گفتگوهای پیش از آن کە در اسلو پایتخت نروژ در جریان بود و هر کدام بە دلایلی بە شکست انجامید، باز هم میتوان روزنەای برای امید متصور شد؟
ابتدا بگذارید از پ.ک.ک شروع کنیم. در بیانیە‌ی پایانی کنگرە ١٢ام این حزب آمده است کە ”پ.ک.ک رسالت تاریخی خود را بە انجام رسانیدە است”. این جمله را چطور می‌شود فهمید؟ اگر رسالت تاریخی پ.ک.ک ایجاد جامعە‌ی آزاد و برابر بود کە در آن حقوق سیاسی کوردها تامین می‌شد، در آن صورت می‌شد گفت کە پ.ک.ک نتوانستە است بە این مهم دست یابد. چنین نگاهی پ.ک.ک را یک جریان نظامی صرف می‌پندارد. اما اگر پ.ک.ک رابە مثابە یک جریان نه لزوما نظامی، بلکە سیاسی، فکری، و ایدئولوژیک تصور کنیم، می‌توان گفت کە بعد نظامی پ.ک.ک توانستە است بە رسالت تاریخی خود عمل کند. این بە معنی شکست دولت ترک در میدان جنگ نیست، بلکە دو استنباط فرضی از این جملە می‌توان کرد. یکی اینکە منظور پ.ک.ک می‌تواند این باشد کە مبارزە مسلحانە این حزب توانستە است شرایطی را در ترکیە بە وجود آورد کە امکان حل مسئلە کوردها را از مجاری حقوقی، سیاسی و پارلمانی میسر سازد. مبارزە مسلحانە در چنین شرایطی کە امکان مبارزە سیاسی وجود دارد بلاموضوع می‌نمایاند و دیگر نیازی بە چنین روشی از مبارزە وجود ندارد. منظور دیگر پ.ک.ک از این جملە را می‌توان در ارتباط با نام گذاری اولین کنگرە این حزب توضیح داد کە هدف از تشکیل پ.ک.ک را ”دخالت رادیکال در روند تاریخ” بیان می‌کند و در واقع سرنوشت‌گرایی تاریخی را رد می‌کند. در دهە‌ی هفتاد میلادی، زمانی کە پ.ک.ک تاسیس می‌شود (١٩٧٨)، کوردها در ترکیە آخرین نفس‌های حیات خود را می‌کشیدند. آسیمیلاسیون فرهنگی و فیزیکی در اوج خود بود. با اینکە ترکیه از یک سیستم تک حزبی آتاترکی بە سیستم چند حزبی رسیدە بود، اما هیچ جریان سیاسی در ترکیە حاضر نبود جلو نسل کشی کوردها بایستد. در شرایطی کە جنگ سرد سایە بر سیاست جهانی افکندە بود، ترکیە بیش از هر زمان دیگری بە غرب نزدیک شدە بود و با بە پیوستن بە ناتو بە شریک مهم بلوک غرب تبدیل شدە بود. به همین دلیل از جنایت‌هایی کە در ترکیە اتفاق می‌افتاد چشم‌پوشی می‌شد. اوجلان بە این امید که چپ ترک برای کوردها روزنه‌ای باز کند بە حزب کارگران ترکیە پیوست، اما این حزب هم تحت تاثیر مارکسیسم سنتی اولویت مبارزه را بە طبقە‌ی کارگر و پرولتاریا می‌داد و مسئلە ملی و اتنیک را موضوعات ثانوی می‌دید.

در چنین شرایطی است کە حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) تاسیس می‌شود. پ.ک.ک تنها امید باقی ماندە برای کورد می‌شود و خون تازە‌ای در رگهای بیمار گونە انسان کورد می‌دمد کە می‌رفت نابود شود. از این منظر می‌توان گفت کە پ.ک.ک رسالت تاریخی خود را با احیای دوبارە‌ی کورد بە انجام رسانیدە است.
از سوی دیگر، پ.ک.ک با انحلال خود اهدافی چند را دنبال می‌کند که مهم‌ترین آن‌ها فراهم‌کردن زمینه برای فعالیت سیاسی و نیز تضمین بقای روژئاوا و تثبیت وضعیت سیاسی آن است. این اقدام می‌تواند بهانه‌ی حمله‌ی ترکیه به روژئاوا را از میان بردارد. در حال حاضر، آمریکایی‌ها و کشورهای غربی هنوز با دیده‌ی تردید به حکومت جولانی می‌نگرند و در نتیجه، جایگاه و اهمیت روژئاوا نزد غرب، به‌ویژه آمریکا، از دست نرفته است.
اما برای پاسخ بە چرایی تن دادن ترکیە بە پروسە صلح می‌توان بە چند نکتە اشارە کرد. یکی پویایی و تغییرات ژئوپولیتکی کە در جهان و منطقە در شرف اتفاق افتادن هستند. این تغییرات از ٧ اکتبر کلید می‌خورد و با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا شتاب می‌گیرد. یکی از برنامه‌های بلندپروازانه‌ی ترکیه که در محافل سیاسی، به‌ویژه در دولت رجب طیب اردوغان، با عنوان «ترکیه قرن ۲۱» شناخته می‌شود، گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه، آفریقا، بالکان و کشورهای ترک‌زبان آسیای مرکزی همچون قزاقستان، ترکمنستان، قرقیزستان و آذربایجان است. این برنامه‌ی توسعه‌طلبانه‌ی ترکیه پس از بهار عربی با شکست مواجه شد. در آن زمان، ترکیه تلاش زیادی کرد تا رهبری تحولات شمال آفریقا را به دست بگیرد. اما در همان آغاز در تونس ناکام ماند. سپس در لیبی، ترکیه از دولت رسمی آن کشور علیه ژنرال حفتر حمایت کرد و نیروهای ترکیه عملاً وارد منازعه‌ی جنگ داخلی شدند. در نهایت، با شکل‌گیری صلح میان نیروهای مخالف و دولت، نفوذ ترکیه در لیبی به‌طور چشمگیری کاهش یافت. در مصر، ترکیه از محمد مرسی، وابسته به اخوان‌المسلمین – جریانی که حزب آقای اردوغان نیز به آن نزدیک است – حمایت کرد. اما کودتای ژنرال سیسی نقشه‌های اردوغان را نقش بر آب کرد. در سوریه نیز، ترکیه تنها پس از حدود چهارده سال از بهار عربی و آن‌هم با کمک یک نیروی جهادی توانست به دستاوردی ناچیز دست یابد. در مقابل، اسرائیل آشکارا در برابر ترکیه ایستاد و از «خاورمیانه‌ی نو» سخن گفت.
با توجه به مجموعه شرایط به نظر می‌رسد ترکیه تنها از مسیر فرآیند صلح است که می‌تواند خود را از پیامدهای تحولات جدیدی که تحت عنوان «خاورمیانه نو» در منطقه در حال شکل‌گیری است حفظ کند و بە سیاست‌های بلند پروازانە‌ی خود بیندیشد. پیروزی نسبی اردوغان در سوریه می‌تواند اعتماد به نفس ازدست‌رفته‌ی ترکیه را برای از سرگیری برنامه‌های توسعه‌طلبانه‌اش بازگرداند، چراکه دیگر رقیب دیرینه‌اش در منطقه یعنی ایران را مانعی جدی بر سر راه خود نمی‌بیند. با سرنگونی رژیم اسد و تضعیف نیروهای نیابتی ایران مانند حزب‌الله و حماس، نفوذ ایران در منطقه کاهش یافته و زمینه برای چنین تحرکاتی از سوی ترکیه فراهم شده است. با این‌ حال، ترکیه برای رسیدن به اهداف بلند پروازانه‌اش با دو مشکل اساسی مواجه است: یکی بی‌ثباتی سیاسی در داخل و دیگری بحران اقتصادی. بر اساس گزارش‌های سالانه‌ی دولت ترکیه، این کشور تاکنون هر سال حدود ۱۰۰ میلیون دلار صرف جنگ با پ.ک.ک کرده و در مجموع طی ۴۰ سال گذشته، نزدیک به ۴ تریلیون دلار در این زمینه هزینه نموده است. تورم شدید سال‌های اخیر نیز بر مشکلات اقتصادی این کشور افزوده است.از این ‌رو، ترکیه درصدد اجرای فرآیندهایی کم‌هزینه‌تر است که ممکن است شامل اصلاحاتی در قانون اساسی نیز باشد؛ اقداماتی که می‌توانند به ایجاد ثبات سیاسی و رشد اقتصادی بینجامند. در عین‌ حال، این مسیر ترکیه را یک گام به عضویت در اتحادیه اروپا نزدیک‌تر می‌سازد. از طرف دیگر، پروژه‌ی کریدور زنگزور، که جمهوری خودمختار نخجوان را به جمهوری آذربایجان متصل می‌کند، ترکیه را نیز به کشورهای ترک‌زبان آسیای میانه پیوند خواهد داد. تداوم جنگ با پ.ک.ک می‌تواند مانعی جدی برای بهره‌برداری کامل از این کریدور باشد، چرا که پ.ک.ک ممکن است با اقدامات مسلحانه، عملکرد این گلوگاه استراتژیک را مختل کند.

قندیل پرس: به نظر شما روند اتخاذ تصمیم انحلال پ.ک.ک و توقف مبارزە مسلحانە چقدر دموکراتیک بوده است؟ در مجموع چه فرم و چه محتوای این تصمیم چقدر با اصول سیاسی مدنظر پروژه‌ی دموکراتیک کنفدرالیزم متناسب است؟

د. شمال میرزا: از سال١٩٩٣ پ.ک.ک چندین بار اقدام بە آتش بس یک‌جانبە کرده و یک بار در سال ٢٠٠٢خود را منحل کرد. در بیشتر این موارد، عبدللە اوجلان تصمیم گیرندە نبودە است، بلکە تصمیمات در فرآیند مشورتی درون حزبی و چند لایەای کنگرە‌ها گرفته شده‌اند.

بە گمان من، هماهنگی تصمیم شخص اوجلان برای پیشنهاد انحلال پ.ک.ک و تصمیمات گنگرە ١٢ می‌تواند ناشی از هم‌زمانی در رسیدن بە نتیجە‌گیری مبنی بر گذار از یک مقطع مبارزاتی بە مقطع دیگر تلقی شود، نە اینکه لزوما یکی را علت و دیگری را معلول آن در نظر بگیریم و یا بە عبارتی این شباهت را محصول مرکزگرایی درونی و یا اقتدار کاریزماتیک تلقی کنیم. خوانش اول با فرم ساز و کار کنفدرالیسم دمکراتیک هم‌خوانی دارد. منظور من از هم‌زمانی نوع نگرش اعضای پ.ک.ک در قندیل و در امرالی بە رویدادهای جهان، منطقە و ترکیە است، امری کە اختلاف قندیل با امرالی کە دولت ترکیە انتظار داشت را در پی نداشت.
در عین حال، آتش‌بس‌های مکرر در گذشته، انحلال پ.ک.ک و توقف مبارزە‌ی مسلحانه به نظر نمی‌رسد شوک قابل توجهی در میان اعضای این حزب ایجاد کرده باشد. پ.ک.ک خود بخشی از یک چتر سیاسی بزرگ‌تر به نام “جوامع کنفدرالیسم دموکراتیک” است و ساختار نظامی آن در واقع به‌مثابۀ ابزار و مکانیزمی برای تحقق اهداف و مطالبات سیاسی این جوامع تلقی می‌شود، نه هدفی در خود. از این رو، این درک ذهنی که حزب وسیله‌ای برای دستیابی به یک چشم‌انداز سیاسی گسترده‌تر است، نه هدف نهایی، زمینه را برای اتخاذ این تصمیم راهبردی در میان اعضای ارشد حزب فراهم کرده بود.
فرآیند انحلال پ.ک.ک نیز به نظر می‌رسد تصمیمی بوده که بیش از یک سال پیش اتخاذ شده. اعلام آن در ماه فوریه توسط عبدالله اوجالان و تصویب نهایی آن توسط کنگرۀ در ٥ تا ٧ می، فرصت کافی برای تمام ساختارهای درونی حزب فراهم کرده بود تا زمینه‌های ذهنی و عملی این تصمیم را در میان اعضای رهبری، کادرهای ارشد، و همچنین نیروهای وابسته به این حزب مورد بحث و آماده‌سازی قرار دهند. پایان موفقیت‌آمیز کنگرە بدون هیچ مانعی می‌تواند دال بر همین آمادگی ذهنی باشد.
از نظر محتوا، اگر کنفدرالیسم دمکراتیک، پروژە اوجلان، مبنی بر ٣ اصل پایەای مشارکت مجامع مردم و یا بە عبارتی دمکراسی رادیکال و مستقیم، اکولوژی، و رفع سیستم جنسیتی باشد، انحلال پ.ک.ک اگرچە بە هیچ کدام از اصول پایەای چنین پروژەای دست نیافتە است اما ممکن است در صورت بە انجام رسیدن این پروسە منجر بە زمینە‌سازی برای سیاست مردمی، نهادینە‌سازی دمکراسی، و فعالیت زنان در عرصە سیاست شود. بە این ترتیب می‌توان گفت کە تصمیم پ.ک.ک با اصول پایەای کنفدرالیسم دمکراتیک در تعارض نیست.

قندیل پرس: دولت ترکیە اسم این پروسە را ترکیەی بدون ترور نامگذاری کردە اما دم پارتی و سایر نیروهای کورد آن را گفتگوهای آشتی نامگذاری کردەاند، نظر جنابعالی در این رابطە چە میباشد؟

د. شمال میرزا: کشورهای ترکیە، ایران، عراق و سوریە مسئلە کورد را کە یک مسئلە سیاسی و حقوقی بودە است همیشە بە دیدە امنیتی نگریستەاند. ییامدهای این نگرش در طول یک صد سال گذشتە جز سرکوب و امنیتی کردن کوردستان نبودە است و این تداوم و باز تولید خشونت و جنگ در این کشورها را بە همراە داشتە است. دیالکتیک میان صلح و جنگ، سرکوب و به‌رسمیت‌ شناختن حقوق، و نیز میان ذهنیت نهادینەە شده‌ی انکار و خواست هویتی، دیالکتیکی صد ساله است. آنچه امروز شاهد آن هستیم، سنتز و برآمد همین دیالکتیک تاریخی صد سالە است، به‌گونه‌ای که دیگر راهی برای بازگشت به مراحل پیشین این روند دیالکتیکی باقی نگذاشته است. به‌عبارتی، این سنتز خود به تز جدیدی تبدیل شده و اکنون نشانه‌های شکل‌گیری آنتی‌تز آن در حال پدیدار شدن است. بە باور من آنتی‌تز مفهوم استراتژیک ”ترکیە بدون ترور” در همین راستا و بە عنوان آنتی‌تز ”گفتگوی آشتی” شکل گرفتە است و بنابراین اگر بین سنتز جدید و آنتی‌سنتز توازن وجود نداشتە باشد روند تکامل پروسە در همین جا بە پایان میرسد. این ترکها هستند کە صرف نظر از تغییر قانون اساسی بر مبنای همزیستی مسالمت آمیز و حقوق برابر، باید در گفتمان سیاسی خود نیز تغییر ایجاد کنند.در حالت دوم اگر مفهوم ”ترکیە بدون ترور” نمایندگی ذهنیت انکار باشد و با مفهوم صلح در رابطە دیالکتیکی قرار نگیرد ممکن است این پروسە بە تاخیر بیافتد.
آنچە مسلم است، عموم مردم از کل پروسە و شفافیت آن بی‌اطلاع هستند و این نقدی است بر این پروسە. البتە کە شفافیت تا حدودی از طرف پ.ک.ک با انحلال خود روشن شدە است. اما اینکه پشت درهای بستە بین دولت و دم‌پارتی، امرالی و پ.ک.ک چە گفتگویهای اتفاق افتادە، در واقع عمومی نشدە است . بە نظر می‌رسد کە دولت در این پروسە می‌خواهد در اذهان مردم ترکیە این تصور را غالب کند کە دولت توانستە است پ.ک.ک را شکست بدهد و این را بە سود خود در انتخابات ٢٠٢٨ مطرح کند. از سوی دیگر، دولت با استفادە از مفهوم استراتژیک ”ترکیە بدون ترور” می‌خواهد جناح راست افراطی را در ترکیە قانع کند کە دولت بر پ.ک.ک پیروز شدە است.

قندیل پرس: بر اساس اطلاعات موجود، اگر این پروسە با موفقیت بە اتمام برسد، کوردها در ترکیە دارای ساختاری فدرال یا کنفدرال در جغرافیای خود نخواهند شد، بلکە احتمال دارد در قانون اساسی تغییراتی دادە شود و حقوقی برابر با ترکها برای کوردها نیز تعریف شود، بە نظر شما از این طریق مسئلەی کوردها در ترکیە تا چە اندازە حل خواهد شد؟

د. شمال میرزا: در اینجا ما با دو نوع حقوق مواجهە هستیم. یکی حقوقهای جهانشمولی است چون حقوق بشر، حق تحصیل بە زبان مادری، و حقوق مدنی کە شامل حقوق و آزادیهای فردی از جملە آزادی عقیدە و اندیشە، آزادی تجمعات، مشارکت سیاسی، حق زندگی و آزادی بیان و غیرە می‌شود. این آزادیها از نوع ثابت و تغییرناپذیر و حاوی ارزش‌های پایدار و ماندنی هستند. بدون شک تضمین حقوق برابر با ترک‌ها برای کورد در ترکیە بە یک تبعیض سیستماتیک و ساختاری صد سال پایان می‌دهد و زمینە را برای خواستەهای هویتی مهیا می‌کند. اما تفسیر این حقوق از منظر ترکها ممکن است در چهارچوب ایده‌ی دولت-ملت یکپارچه و ملت‌سازی بر اساس هویت ترک‌-محور باشد. در این صورت، برابری حقوقی می‌تواند به معنی همگون‌سازی فرهنگی یا حذف تفاوت‌های هویتی تعبیر شود، نە لزوما به رسمیت شناختن تفاوت‌ها.
اما در کنار این حقوق، حقوق سیاسی نیز وجود دارند که در طول تاریخ، شکل و محتوای آن‌ها بسته به نوع سیاست، جهان‌بینی و ایدئولوژی تغییر یافته‌اند. به عنوان مثال، دولت-ملت به‌مثابه یک حق، در قوانین بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است؛ به عبارتی، حقِ بنیاد نهادن دولت بر اساس ملت. با این حال، خود مفهوم «ملت» نیز در جامعه‌شناسی سیاسی با تعاریف متفاوتی مواجه شده است. این حق تا پیش از اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم وجود نداشت.
در این زمینه، و در مقطعی که پ.ک.ک روند صلح را پیش می‌برد و نقدی بنیادی بر نظام دولت-ملت وارد می‌سازد، احقاق حقوق مدنی می‌تواند بسترهایی را برای نوعی از نظام سیاسیِ مدنظر پ.ک.ک در بلندمدت فراهم آورد. با این حال، به‌طور قطع، حقوق شهروندی به‌ تنهایی نمی‌تواند پاسخ‌گوی خواسته‌های ملی‌گرایان کورد باشد؛ کسانی که خواهان هویتی مستقل هستند و بر حق تعیین سرنوشت خود تأکید دارند.
حق تعیین سرنوشت امری نیست که صرفاً در حیطه تصمیم‌گیری یک حزب ولو اینکە در قدرت هم باشد قرار گیرد. در ترکیه، لایه‌هایی از جامعه‌ی کوردی وجود دارند که از اشکالی از فدرالیسم سیاسی، و حتی از استقلال حمایت می‌کنند؛ اما این دیدگاه‌ها الزاماً با آنچه مدنظر پ.ک.ک است، یکسان نیستند. در نهایت ترکیە می‌تواند باز تعرف دیگری از دولت -ملت ارائە دهد کە بە جای تاکید بر شعار ‘یک ملت، یک زبان و یک پرچم’ بە تعریفی بر اساس تکثرگرایی ملی روی بیاورد و زمینەهای حقوقی و گفتمانی آن را نیز بە وجود بیاورد.

تلاش دوباره

گفتگوی اختصاصی “قندیل پرس” با “پروفسور عباس ولی” محقق، صاحب نظر در مسائل کوردستان و ایران، و استاد پیشین دانشگاە

سوال اول: دولت–ملت ایرانی بر چه درک و تخیلی از «ملت» بنا شده است، و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *