چرا اظهارات تام باراک در مورد کوردها خوب نیست؟

✍️ سعید سنندجی

مصاحبه تام باراک با «نشنال» که در رسانه‌های کوردی بازتاب یافت و مثبت تلقی شد، خوب نیست.

اگر به محتوای دقیق اظهارات او توجه شود، به خوبی آشکار می‌شود که آنچه می‌گوید در واقع محدود کردن حقوق سیاسی و مدنی کوردهاست، نه حمایت از مطالبات آن‌ها.

سخنان او در مورد «نیروی نظامی کورد» حمایتی نیست، بلکه در جهت محدود کردن آن است.

باراک می‌گوید کوردها می‌توانند «یک نیروی نظامی» یا «نیروی حفاظتی» داشته باشند، اما او می‌خواهد این نیرو تحت قدرت و فرماندهی حکومت مرکزی باشد، نه به عنوان یک نیروی مستقل برای دفاع از کوردها.

این به معنای محدود کردن نیروی نظامی کنونی کوردهاست، نه استقلال نظامی و حمایت از آن‌ها.

باراک مخالف فدرالیسم، خودگردانی و هر گونه نهاد سیاسی کوردی است.

باراک به صراحت می‌گوید که فدرالیسم و تقسیم قدرت در عراق و سوریه منجر به بی‌ثباتی شده است و این به نفع آمریکا نیست.

این همان گفتمان مخالف با حاکمیت اقلیم کوردستان و دولت خودگردان شمال و شرق سوریه است که روژآوا در آن قرار می‌گیرد.

یعنی اساساً پیام او مخالفت با قدرت سیاسی کوردهاست.

باراک خواهان نوعی دولت مرکزی است که بتواند قدرت خود را اعمال کند و به بی‌ثباتی پایان دهد که این به نفع آمریکاست. چنین قدرت مرکزی‌ای به صدام و بشار منجر شد که مسئول صدها نوع مختلف ظلم علیه کوردها هستند؛ یعنی بازگشت و تکرار نظام قدیم، نه تغییر دموکراتیک.

باراک از وجود نیروی نظامی کوردها حمایت می‌کند، اما از استقلال سیاسی کوردها حمایت نمی‌کند.

این همان سیاست ۳۰ ساله آمریکاست که کوردها می‌توانند ارتش نظامی تحت کنترل آن‌ها در جنگ با داعش، ترور و آن دسته از دشمنان آمریکا و غرب باشند، اما شریک سیاسی نمی‌شوند، حق حاکمیت به آن‌ها داده نمی‌شود و نهادهای مستقلشان پذیرفته نمی‌شود.

همین سیاست آمریکا بود که باعث ضعف کوردها در سال ۲۰۱۷ در کرکوک و در ۲۰۱۹ در سریکانی و گری‌سپی شد.

اظهارات باراک به صراحت یعنی «مسئولیت‌پذیری کوردها اما بدون داشتن حق». این به معنای وظیفه و مسئولیت زیاد برای کوردها، همراه با کاهش حقوق قانونی (حقوق اساسی) آن‌هاست.

خلاصه کلی اظهارات باراک این است:

نه به دولت کوردی

نه به فدرالیسم واقعی

نه به خودگردانی به رسمیت شناخته شده

نه به نیروی مستقل دفاعی کوردی

بلکه آری به کوردی که تحت حکومت مرکزی باشد و آن حکومت مرکزی نیز تحت سلطه آمریکا باشد برای حفظ منافع آمریکا.

به عبارت دیگر: ایجاد آشفتگی سیاسی در میان کُودها. استفاده ابزاری از کوردها برای منافع دیگران در صد سال آینده، زیردست بودن و بدبختی کوردها، این بار تحت سلطه حکومت مرکزی‌ای که خود تحت سلطه آمریکاست، برای حفظ منافع آن‌ها، نه بریتانیا و فرانسه.

تلاش دوباره

از ارتش حافظِ نظم تا دولتِ جنگ

امید ماندگار – قندیل پرس اگر بخواهیم جایگاه سپاه پاسداران را در ایران امروز بفهمیم، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *