✍️ حسام دستپیش
اولين كاري كه ميهندوستان در كوردستان كردند اين بود كه نگذارند مليگرايي همچون فحش و ناسزا محسوب گردد. در واقع با يك موج چپي مواج شدند كه درصدد بود؛ با مانعتراشي، دوگانهاي را بر جامعه تحميل كنند.
دوگانه پيشرفته و عقبماندگي
ما در چنين محيطي رشد و نمو كردهايم و سياست ياد گرفتهايم. محيطي جعلي كه اگر چپ نباشي، عقبماندهاي، اگر چپ نباشي حتما فاشيستي، اگر چپ نباشي حتما ضد زني، اگر چپ نباشي حتما بيسوادي، اگر چپ نباشي حتما كاپيتاليستي صاحب كاباره هستي و …
در اين محيط فرهنگ سياسي ما آكنده از اسامي و القاب است. به غير از اشغالگر، سيستمي محلي هم وجود داشته كه ناسيوناليسم را همچون خط قرمز، عقبمانده، عشيرهگرا، فئودالي، باتلاق و … به تصوير ميكشيده است.
خاطرات اين محيط، نظامي فكري و سياسي است كه هنوز ميخواهند از پنجره دوگانه پيشرفت و عقبماندگي، مانع از زبان سياسي ناسيوناليستها بشوند. اما امروزه در كوردستان، موجي ناسيوناليستي در جريان است كه خواهان يك ملت است نه ملتها. خواهان ميهن خويش است نه ميهن جهاني، اتحاد كوردستان را ميطلبد نه كارگران جهان و ….
در كل درك خاطرات حائز اهميت است چراكه از اين طريق چارچوب ذهنيتي برايمان آشكار خواهد شد كه مليگراها را به عنوان قاتل معرفي ميكرد و ذهنيتي هم آنرا به عنوان متجاوز تلقي ميكرد. اين دو موتور محركه، ضد همديگر بودند، اما در راستاي ساكت كردن و پاكسازي مليگراها، متحد همديگر هستند.
*این متن، نسخه ترجمه شده از متن اصلی (زبان کوردی) می باشد.
قندیل پرس