✍️ زانیار طاهری
در منطق رئالپولیتیک کلاسیک، قدرت از لوله تفنگ بیرون می آید؛ این را هم دولت ها میدانند، هم چریک ها، هم امپریالیست ها اما در منطق رئال پولیتیک انقلابی، مسئله نه اسلحه، بلکه موازنه ی قدرت اجتماعی و سیاسی است و اینکه چه زمانی، چه ابزاری کارآمدتر است برای حفظ بقا و گسترش نفوذ مردمی.
رژههای نظامی، پرچم ها و ماشین های جنگی، تئاترهایی هستند برای بازتولید وحشت؛ تا خلق ها باور کنند بدون تفنگ، هیچ چیز نیستند اما واقعیت منطقه ای، به ویژه در شرایطی که ترکیه، ایران، و دیگر دولت های فاشیست در حال بازتعریف مرزهای کنترل خود هستند، ایجاب میکند که ما نه از اسلحه بترسیم، نه به آن وابسته بمانیم. خلع سلاح ما هرگز از موضع ضعف نیست، این را همه میدانند و میدانیم این وضعیت امروز از دل یک تحلیل استراتژیک و بازسازی موقعیت اجتماعی مقاومت برخیزد، و این دقیقا همان رئال پولیتیک انقلابی است. یعنی کنار گذاشتن ابزاری که اکنون بهانه ی سرکوب در روژآوا توسط ترکیه شده است، نه ابزار رهایی و رفتن به سمت قدرتی که درون جامعه نهادینه شده: در شوراها، در کمونها، در روایت ها، و در توان خودسازمان دهی.
هیچ قدرتی بزرگ تر از مردمی نیست که بدانند چه میخواهند و چگونه به آن برسند و ما، در این لحظه تاریخی، به جای حفظ اسطوره ی قدرت نظامی، تصمیم گرفته ایم موازنه قدرت را از میدان جنگ به میدان زندگی منتقل کنیم و این نه از سر توهم، بلکه از روی شناخت واقعیت است.
قندیل پرس