آبتین پارسا: فروپاشی حکومت آ‌ک‌پ – م‌ه‌پ در خاورمیانه جدید دور از ذهن نیست/ کنفدرالیسم دموکراتیک و رژیم اسلام‌گرای سنی نمی‌توانند در سوریه هم‌زیستی کنند

مسئله کورد در ترکیه، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل تاریخی و سیاسی این کشور، دهه‌هاست که با سیاست‌های سرکوب‌گرانه مواجه بوده است. با وجود مقاومت و مبارزات طولانی‌مدت کوردها در ترکیه برای دستیابی به حقوق خود، هنوز از بسیاری از حقوق اساسی محروم مانده‌اند. در این میان، آغاز دور جدیدی از گفتگوها میان حکومت ترکیه و عبدالله اوجالان، رهبر زندانی حزب کارگران کُردستان، بارقه‌ای از امید و در عین حال نگرانی‌هایی را در میان کوردها و حامیان حقوق آنان ایجاد کرده است.
این مذاکرات، که در سایه تحولات مهم منطقه‌ای از جمله سوریه و سیاست‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های منطقه‌ای شکل گرفته، فرصتی است برای بررسی عمیق‌تر نیت‌های حکومت ترکیه و تأثیرات احتمالی این گفتگوها بر سرنوشت ملت کورد. آیا این مذاکرات می‌تواند مقدمه‌ای برای پذیرش حقوق مشروع کوردها در ترکیه باشد؟ آیا ظرفیت سیاسی لازم برای تغییرات بنیادین و تضمین حقوق کوردها وجود دارد؟ یا این تلاش‌ها صرفاً در راستای بهره‌برداری از شرایط منطقه‌ای و تثبیت موقعیت ترکیه در بحران سوریه است؟

در گفتگوی اختصاصی با آبتین پارسا فعال سیاسی کورد تلاش می‌کنیم زوایای مختلف این مسئله را بررسی کنیم.

قندیل پرس: همانگونە کە اطلاع دارید چند ماهی است کە دور جدیدی از گفتگوهای میان حکومت ترکیە و آقای اوجالان در زندان امرالی با هدف حل مسئلە کورد در ترکیە آغاز شدە و تاکنون دو دیدار نیز از جانب سیاستمداران کورد با آقای اوجالان انجام شدە است، بە نظر شما هدف حکومت ترکیە با توجە بە کسب دستاوردهایی در زمین بازی سوریە از آغاز دور جدیدی از گفتگوها چە میباشد؟

آبتین پارسا: سلام و عرض ادب خدمت تیم و مخاطبین رسانه قندیل پرس. ضمن عرض درود بر شهدای کوردستان و خانواده های این شهدا.
با توجه به تغییرات سریع ژئوپولوتیک در سوریه، این مسئله آشکار است که هر نیروی هژمونیکی بدنبال تثبیت آلترناتیو خود در زمین بازی سوریه می‌باشد؛ این مسئله در مورد ترکیه نیز صدق میکند که به روشنی بدنبال تثبیت قدرت نیروهای اسلام‌گرای سنی در این کشور است؛ اما آنچه پارادوکس است، جهت‌های خلاف حرکت نیروهای اسلام‌گرای سنی و فلسفه کنفدرالیسم دموکراتیک در یک زمین مشترک یعنی سوریه می‌باشد. درواقع آنها نمیتوانند در یک نقطه کنار هم وجود داشته باشند و پیروزی یک طرف به معنای نابودی طرف دیگر است، بدین معنی که اگر قرار است کنفدرالیسم دموکراتیک در سوریه بقا داشته باشد، پس میبایست حداقل یک رژیم دموکراتیک در دمشق روی کار بیاید و اگر قرار است یک رژیم اقتدارگرای سنی در دمشق تثبیت شود، بنابراین کنفدرالیسم دموکراتیک در سوریه باید نابود گردد.
در یک نتیجه گیری، آلترناتیو و سرمایه‌گذاری قطعی ترکیه برای تثبیت نفوذ در سوریه و گسترش هژمونی خود در سطح خاورمیانه مشخص شده است اما در عین حال دور جدید مذاکرات را شروع میکند زیرا مشروعیت بین‌المللی و قدرت لازم برای نابودی کنفدرالیسم دموکراتیک در سوریه و روژئاوا را ندارد بنابراین سعی میکند از طریق‌های دیگری همچون مذاکره به هدف خود دست یابد یا دسته‌کم درجایی امتیاز بدهد و درجایی بگیرد!

قندیل پرس: بە نظر شما این ظرفیت سیاسی در حکومت ترکیە و اپوزسیون بە وجود آمدە است کە حقوق ملت کورد را در یک چهارچوب رسمی با انجام تغییراتی در قانون اساسی پذیرفتە و تضمین کنند؟

آبتین پارسا: با توجه به حرکت سریع اوضاع ژئوپولوتیک منطقه بسوی نقشه خاورمیانه جدید که مورد نظر غرب و اسرائیل است، بزرگ‌ترین مشکل اکنون ترکیه مسئله زمان است، درواقع هرچقدر گذر زمان به نفع حرکت آزادی کوردستان تمام میشود، در مقابل تماما به ضرر ترکیه است؛ رژیم ترکیه در شرایط سختی قرار دارد که چه بسا فروپاشی دولت آ‌ک‌پ-م‌ه‌پ در نقشه خاورمیانه جدید دور از ذهن نیست و اینکه رژیم ترکیه تا چه اندازه خطر را احساس میکند، تعیین کننده جدیت آنها در مذاکرات بر سر حل مسئله کورد خواهد بود.
با توجه به حرکت سریع بسوی نقاط تعیین کننده تغییرات گسترده‌تر در خاورمیانه جدید که احتمالا تا پایان تابستان سال ۲۰۲۵ شاهد نشانه‌های جدی آن خواهیم بود، رژیم ترکیه تنها دو راه حل دارد، یا پیش از زمان مقرر بتواند چراغ سبز بین‌المللی برای سرکوب گسترده کوردها در منطقه خاورمیانه را دریافت کند، که این بعید بنظر می‌رسد و یا باید با پذیرش موجودیت سیاسی-هویتی کوردها در قانون اساسی خود، ترکیه را از موج خشونت بار تغییرات در خاورمیانه دور نگاه دارد؛ اکنون راه دیگری نیست بنابراین رژیم ترکیه باید تصمیم خود را بگیرد و یک سو را انتخاب کند، شاید این آخرین شانس برای آنها باشد.
در نتیجه گیری سوال دوم، این احتمال وجود دارد که باتوجه به حرکت سریع خاورمیانه در یک نقشه ژئوپولوتیک جدید، ترکیه عملی را انجام دهد که قرار بود پس از جنگ رهایی ملی روی دهد، یعنی ترکیه کشوری خواهد بود که بصورت مشترک توسط کورد-ترک ایجاد شده و بصورت برابر نیز رهبری خواهد شد.
نباید فراموش کرد که جنگ رهایی ملی صرفا یک نبرد ملی‌گرایانه ترک نبود بلکه کوردها، چپ‌ها، اُمت گرایان اسلامی و ترک‌ها مشترکا در آن شرکت کردند اما پس از قرارداد لوزان که در پایان این جنگ به امضا رسید، ملی گرایان ترک تماما هویت مورد توافق جمهوری ترکیه را به نفع یک رژیم توتالیتر بر پایه دولت-ملت گرایی ترک تغییر داده و دیگر نیروهای موجود را سرکوب کردند؛ آنچه ترکیه اکنون بعنوان نخستین پله برای رسیدن به یک توافق می‌تواند انجام دهد، درواقع بیش از صد سال پیش باید به انجام می‌رسید؛ دولت و اپوزوسیون ترکیه همیشه این ظرفیت را داشته‌اند، تنها ترجیح دادند که بر روی آن چشم‌های خود را ببندند اما اکنون به اجبار باید ببینند، اگر می‌خواهند خشونت‌های حاصل از پروسه رسیدن به خاورمیانه جدید، به ترکیه نرسد!

قندیل پرس: یکی از احتمالاتی کە وجود دارد این است جناب اوجالان از پ.ک.ک بخواهد سلاح را بر زمین بگذارند و وارد پروسەی سیاسی رسمی در داخل ترکیە شوند، تحلیل جنابعالی در این رابطە چە میباشد؟

آبتین پارسا: در چنین مذاکراتی صحبت از خلع سلاح بسیار زود است و درواقع مسئله سلاح در دستان کوردها یعنی حزب کارگران کوردستان، تنها نمی‌تواند با توجه به رویداد‌های داخلی ترکیه مورد برسی قرار گیرد بلکه با توجه به حرکت سریع خاورمیانه بسوی نقشه جدید ژئوپولوتیک خود، که مشخصا با خشونت و جنگ‌های بیشتر همراه خواهد بود، به نظر اوج بی‌تجربگی و گُم‌شدگی در استراتژی سیاسی خاورمیانه‌ می‌آید اگر حزب کارگران کوردستان تنها با توجه به تغییرات داخلی ترکیه سلاح‌های خود را بر زمین بگذارد؛ واضح است که اگر هر ملتی در خاورمیانه میخواهد خود را در نقشه جدید ژئوپولوتیک آن بگنجاند و امتیازات بیشتری برای آینده بگیرد، باید نخست بر قدرت نظامی و سپس قدرت سیاسی خود تکیه کند؛ این واقعیت خاورمیانه است بنابراین این مسئله بسیار دور از انتظار خواهد بود که حزب کارگران کوردستان حداقل تا مشخص شدن نتیجه نهایی طرح خاورمیانه جدید سلاحی بر زمین بگذارد.
در یک نتیجه گیری، باتوجه به شرایط خاورمیانه، خلع سلاح حزب کارگران کوردستان در عمل و انجام بسیار دور از واقعیت خواهد بود اما مذاکره در مورد آن، بهترین راه شناخت نیت پشت‌پرده ترکیه است، زیرا سلاح در دست کوردها همان نقطه ضعف ترکیه می‌باشد و نقطه ضعف در دیپلماسی می‌تواند هم زمان بخرد و هم چه بسا تعیین کننده باشد!

قندیل پرس: جناب اوجالان در دومین دیدار خود تاکید داشتەاند بر برادری کورد و ترک، برخی این برادری را در زمینەی فرهنگ سیاسی حذفی خاورمیانە غیرممکن دانستە و این پیام آقای اوجالان را ضربەای بە ناسیونالیزم کوردی ارزیابی و تحلیل میکنند و راە حل مسئلەی کورد در خاورمیانە را تاسیس دولت – ملت کوردی میدانند، نظر جنابعالی در این رابطە چە میباشد؟

آبتین پارسا: اجازه دهید همین ابتدا یک حقیقت تلخ را بگویم، ایجاد یک دولت-ملت کوردستانی که هر چهار پارچه را در بر بگیرد، برای نقشه خاورمیانه جدید دور از انتظار است زیرا نقشه خاورمیانه جدید که مورد نظر غرب و اسرائیل می‌باشد، درواقع بدنبال کوچک سازی کشورهای بزرگ منطقه به چند تکه است تا دیگر و هرگز نتوانند برای منافع غرب یا امنیت اسرائیل در خاورمیانه مشکل جدی ایجاد کنند. در چنین سیاستی که دکترین آن تعیین شده است، همانگونه که با عراق و سوریه کردند و آن را نیز بیشتر تثبیت خواهند کرد، عملا صحبت از ایجاد یک کوردستان بعنوان دولت-ملت از لورستان تا آمد و از حلب تا همدان امری خیال‌گونه است که زیباست اما واقعا اجازه نمی‌دهند که چنین کشور بزرگی ساخته شود؛ از سوی دیگر تاثیرات متفاوت چهار دولت-ملت اشغالگر بر چهار بخش کوردستان، ویژگی‌های مختص به خود را وارد هر بخش کرده‌ است و این خود یک مانع بزرگ بر سر دولت-ملت سازی واحد است!
خاورمیانه علاوه بر جنگ‌های داخلی، سرزمین تراژدی‌ها نیز است؛ تنها چند صد سال پیش بود که کوردهای بومی فلات زاگروس-توروس، با ترک‌های مهاجر از شرق آسیا متحد شدند تا بتوانند هژمونی امپراطوری بیزانس را از خاورمیانه اخراج کنند اما اکنون نمی‌توانند بعنوان مردم با یکدیگر خواهر/برادر باشند؟ به نظر هر پاسخ قطعی به آن تنها می‌تواند در یک ذهنیت دگماتیک شکل بگیرد زیرا کوردها در طول تاریخ ثابت کرده‌اند که از جوامع دیگر در خاورمیانه باز تر و مترقی تر رفتار میکنند، این چنین جامعه‌ای از ذهنیت دگماتیک دور بوده و حتما می‌تواند انعطاف پذیر باشد!
حرکت آزادی کوردستان ایدئولوژیک صحبت میکند اما در عمل منافع ملی کورد را در نظر میگیرد؛ چرا این را میگویم؟ واضح است که اگر قرار نباشد با ترک، عرب، فارس، آشوری و… در خاورمیانه خواهری/برادری کرد، پس باید با آنها جنگنید و این حقیقت خاورمیانه برای بقا است؛ آیا ما اکنون به اندازه اسرائیل قدرت نظامی و سیاسی داریم که بدون توقف با همسایگان خود در جنگ باشیم یا برای حفظ موجودیت خود بدورمان دیوار‌های چند متری بکشیم؟ واضح است که ما اکنون نمی‌توانیم این عمل را انجام دهیم بنابراین برای محافظت از مردم خود، چاره‌ای بجز ایجاد یک رابطه بر اساس خواهر/برادری مردمان نداریم؛ نمیدانم شاید اگر در آینده به اندازه اسرائیل قدرتمند شدیم، هم‌میهنان ناسیونالیست ما می‌توانند لباس رزم بپوشند و به جنگ همسایگان کوردستان بروند، دقیقا همانگونه که هم‌اکنون شجاعانه در یک جنگ نظامی بسیار بسیار شدید با اِشغالگران کوردستان هستند!

متاسفانه هم‌میهنان ناسیونالیست ما، میهن‌دوستانه صحبت میکنند اما در عمل ایدئولوژی را نظر می‌گیرند و این در مقایسه با حرکت آزادی کوردستان تفاوت زمین تا آسمان است. این جمله از تئودور آدورنو دارای کیفیت بالایی از لحاظ معنایی است، هنگامی که میگوید: ‘یک زندگی اشتباه را نمی‌توان درست زیست’، این مفهوم اینگونه نیز صدق میکند: از یک تحلیل اشتباه، نمی‌توان نتیجه درستی گرفت، بنابراین اتهام برخی هم‌میهنان ناسیونالیست ما مبنی بر اینکه صحبت رهبر آپو در مورد خواهر/برادری کورد و ترک به ناسیونالیسم کوردی ضربه میزند، به هیچ وجه نتیجه درستی نیست بلکه نشان از دو مسئله می‌دهد: اول تحلیلات سراسر اشتباه و دوم عدم زندگی در واقعیت خاورمیانه یا شاید عدم زندگی در خاورمیانه بصورت کلی!
در نتیجه گیری سوال چهارم، پذیرش بی‌چون و چرای واقعیت لزوما اساس نیست زیرا میتوان برای تغییر آن جنگید اما حتما باید واقعیت‌ها را در نظر گرفت تا بتوان حقیقت خود را ساخت؛ در طرح خاورمیانه جدید، کوردستان موجودیت خواهد داشت اما تنها آلترناتیوی همچون کنفدرالیسم دموکراتیک می‌تواند همزمان آن را هم بزرگ بسازد و هم در قطعات کوچک تقسیم کند، این همان مسیری است که هم ملت کورد در چهار پارچه را به آرزویش خواهد رساند و هم موافقت دکترین غرب-اسرائیل را همراه خواهد داشت!

قندیل پرس: برخی از ناظران بر این باورند کە هم اکنون وضعیت سوریە در میان دو قطب ترکیە و اسرائیل میباشد، آنها بر این باورند کە حکومت ترکیە با آغاز دور جدیدی از گفتگوها با جناب اوجالان قصد دارد خودمدیریتی شمال و شرق سوریە (روژآوا) را در محور خود جای دهد یا حداقل اجازە ندهد در محور اسرائیل قرار گیرد، تحلیل شما در این رابطە چە میباشد؟

آبتین پارسا: جنگ اصلی، جنگ‌ تمدن‌ها می‌باشد، آنچه هزاران سال است که میان هژمونی‌های فرهنگی در اشکال سیاسی و نظامی، همه را بارها در مقابل یکدیگر قرار داده است؛ نکته آنجاست که اگر یک تمدن به شکل فرهنگی شکست بخورد، پس حقیقتا در مسیر هژمونی بیگانه قرار میگیرد، وگرنه شکست‌های سیاسی و نظامی شرط نیستند!
این مسئله بسیار دارای اهمیت است زیرا به گفته رهبر آپو در صفحات نخست جلد پنجم از کتاب مانیفست تمدن دموکراتیک، فلسفه کنفدرالیسم دموکراتیک بر پایه تمدن مزوپتامیا یا هویت فرهنگی کورد و ایدئولوژی سوسیالیسم لیبرتارین طرح ریزی شده است که پیشتر هر دوی آنها امتحان خود را در مواجهه با هژمونی ترکیه و هژمونی اسرائیل نشان داده‌اند. با نگاهی به موفقیت مقاومت فرهنگی کوردها در صد سال گذشته در برابر هژمونی دولت-ملت ترکیه و حداقل تا اینجای کار موفقیت فرهنگی حرکت آزادی کوردستان در برابر هژمونی مدرنیته، این مسئله را روشن میکند که روژئاوا می‌تواند تسلیم هیچ یک نشود اما در عین حال با هر دو کارت بازی کند!
پس از صد سال مقاومت فرهنگی کوردها در مقابل هژمونی ترکیه، استراتژیست‌های این کشور خوب میدانند که اگر قرار است واقعا روژئاوا بعنوان بخشی از تمدن کوردی در جناح هژمونی ترکیه قرار بگیرد، این هدف با مذاکره صلح آمیز یا جنگ نظامی بدست نخواهد آمد بلکه تمدن اسلام سنی-ترک باید بتواند از لحاظ فرهنگی روژئاوا را تسلیم خود کند، همانگونه که مخالفین بشار اسد را تسلیم هژمونی فرهنگی خود کرد اما با توجه به واقعیت‌ها این امر برای روژئاوا دور از ذهن است؛ از سوی دیگر این مسئله برای اسرائیل بعنوان هسته مرکزی تمدن مدرنیته نیز صدق میکند، آیا فرهنگ مدرنیته می‌تواند چنان بر روژئاوا غالب شود که سوسیالیسم-لیبرتارین مورد نظر رهبر آپو تسلیم آن گردد؟ اگر از من بپرسید با ایمان میگویم نه، اما برای تحلیل چنین مسئله‌ای تنها ایمان داشتن کافی نیست بلکه باید دلایل منطقی ارائه شوند، آنچه آینده نشان خواهد داد اما در حال حاضر تصور نمی‌شود که روژئاوا برای محافظت از خود در برابر ترکیه، همه سیب‌ها را در سبد اسرائیل بگذارد، درحالی که خود بعنوان نماینده یک تمدن سوم، دارای آلترناتیوهای قابل توجهی است.

در نتیجه گیری پایانی، مثلث یکپارچه قندیل-اِمرالی-روژئاوا، هم هژمونی ترکیه را خوب می‌شناسند و هم هژمونی اسرائیل را، به نظر من روژئاوا با هر دو دست بازی خواهد کرد زیرا هر دو به روژئاوا بعنوان یک کارت فشار بر یکدیگر در زمین بازی سوریه نگاه‌‌ میکنند و روژئاوا این را خوب میداند، بنابراین بجای تبدیل شدن به کارت فشار یک سوی، سعی میکند بعنوان یک بازیگر وارد شود اما اگر بعنوان بازیگر پذیرفته نشد، پس یک کارت مستقل خواهد شد تا با هر دو دست بازی کند و از دو طرف امتیاز بگیرد!

تلاش دوباره

جمهوری خواهان و چالش ائتلاف، گفتگوی اختصاصی قندیل پرس با حسن شریعتمداری، مٶسس کنگرە مشترک جمهوری خواهان دمکرات و فدرال دمکرات

سوالات گفتگو: ۱- شما در سال ۲۰۱۹ شورای مدیریت گذار را بنیان گذاشتید و امروز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *