هیوا خوشناو: عبدالله اوجالان در یکی از آخرین دیدارهای خود با هیئت امرالی گفته است: اگر صلح و دموکراسی برقرار شود، سلاح دشمن است

قندیل پرس: ۴۱ سال از آغاز مبارزه مسلحانه پ.ک.ک علیه دولت ترکیه می‌گذرد. چرا در آن مقطع، پ.ک.ک مبارزه مسلحانه را برگزید و پس از ۴۱ سال تصمیم گرفته است این مسیر را متوقف کند؟

هیوا خوشناو: در سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰، مدل جنبش‌های رهایی‌بخش ملی در حال گسترش بود. این مدل که بیشتر از سوی اتحاد شوروی حمایت می‌شد، نمونه‌هایش در ویتنام، کوبا و الجزایر قابل مشاهده بود. این جنبش‌ها در متن جنگ سرد میان دو بلوک سوسیالیستی و سرمایه‌داری جریان داشتند و هر یک از قدرت‌ها، بسته به منافع خود یا حامی این جنبش‌ها بودند یا مخالف آنها و از دولت‌های مرکزی حمایت می‌کردند.
پ.ک.ک در بستر چپ ترکیه شکل گرفت، در حالی که ترکیه عضو ناتو بود. در نظام کمالیستی ترکیه، نه کردها و نه جریان‌های چپ جایگاهی نداشتند. از این رو نه تنها پ.ک.ک، بلکه بسیاری از جنبش‌های چپ و ملی‌گرای غیرترک نیز تلاش داشتند به مبارزه مسلحانه روی بیاورند. حزب دموکرات کردستان ترکیه به رهبری دکتر شوان و سعید ایلچی نمونه‌ای از همین جریان بود که در کردستان عراق از جنبش بارزانی حمایت می‌کرد و آماده مبارزه مسلحانه بود.
پس از کودتای ۱۹۸۰، ترکیه تمامی جریان‌های ملی‌گرای کرد و چپ‌های ترکیه و کرد را سرکوب کرد و دیگر فضایی برای مبارزات مدنی باقی نماند. رهبران پ.ک.ک همچون کمال پیر، محمد درموش و مظلوم دوغان که بازداشت شدند، در زندان با مقاومت‌های افسانه‌ای و حتی اعتصاب تا مرگ و خودسوزی، تأثیر بزرگی بر روحیه انقلابیون گذاشتند.
پ.ک.ک جز اتکا به جنبش آزادی‌بخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات، گزینه دیگری نداشت. کردستان عراق پس از کشته‌شدن دکتر شوان و یارانش با همکاری ترکیه و بارزانی، نتوانست به پناهگاه نیروهای کرد ترکیه تبدیل شود. همچنین پ.ک.ک نمی‌خواست در دهه ۱۹۸۰ بخشی از جنگ ایران و عراق باشد. از این رو جنبش متکی به مقاومت زندان و تحت تأثیر جنبش‌های سکولار فلسطینی و پیوند با ناسیونالیسم عربی ضد امپریالیسم و صهیونیسم، مسیر جنگ پارتیزانی را در پیش گرفت.
پ.ک.ک به عنوان جنبشی رهایی‌بخش با شعار استقلال کردستان و پایان اشغالگری، در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ دچار پارادوکس شد؛ چرا که جنگ مسلحانه بیشتر بر روستاها و «گویا پرولتاریا» متمرکز بود، اما نتوانست طبقه متوسط شهری را جذب کند. در همان زمان، چهره‌هایی چون احمد ترک، مهدی زانا و آپه موسا در چارچوب احزاب ترکیه فعالیت کردند و توانستند صدای کردهای شهری و نیمه‌شهری را به پارلمان ببرند. آنان هرچند در احزاب ترکیه بودند، اما هویت کردی خود را انکار نکردند. پ.ک.ک در برابر این وضعیت ناچار شد انتخاب کند: یا آنان را خائن و بریده‌قلم معرفی کند، یا بپذیرد. عبدالله اوجالان که نگاه واقع‌بینانه‌تری داشت، راه دوم را انتخاب کرد و از کادرهای پ.ک.ک خواست از سیاستمداران مدنی حمایت کنند و به آنان رأی دهند.
اگرچه این تصمیم منطقی بود، اما باعث شد نگاه پ.ک.ک نسبت به دولت ترکیه زیر سؤال برود. نمی‌توان از یک‌سو مدارس، مساجد، شهرداری‌ها و تمامی نهادهای دولت را «اشغالگر» دانست و با آنها جنگید، و از سوی دیگر از سیاستمدارانی حمایت کرد که به پارلمان همین دولت می‌روند و حقوق می‌گیرند یا مدیر نهادهای دولتی می‌شوند.
از اوایل دهه ۱۹۹۰، پ.ک.ک تلاش کرد این تناقض را حل کند، اما با وجود تلاش‌های متعدد، هم به دلیل شرایط داخلی پ.ک.ک و هم سیاست‌های دولت ترکیه، امکان‌پذیر نشد.
امروز، با وجود عقب‌نشینی پ.ک.ک از نظر نظامی در شمال کردستان، این جنبش در جبهه‌های دیگر مانند سوریه، عرصه سیاست قانونی در ترکیه و سطح بین‌المللی، دستاوردهای بزرگی داشته است. ترکیه نیز بدون رسیدن به توافق با کردها، نمی‌تواند به یک قدرت منطقه‌ای بدل شود یا خلأهای خاورمیانه و قفقاز را پر کند.
شکست سیاست‌های نیابتی ایران، فرسایش رژیم سوریه و تشدید هژمونی‌طلبی اسرائیل در منطقه، فرصتی برای هر دو طرف فراهم کرده است تا به بازنگری در مسیر خود بیندیشند؛ با این حال تاکنون این بازنگری به نتیجه‌ای ملموس نرسیده است.

قندیل پرس: برخی ناظران معتقدند در شرایط کنونی که تکنولوژی نظامی و ابزارهای اطلاعاتی به شدت پیشرفته شده‌اند، مبارزه مسلحانه دیگر نمی‌تواند مانند گذشته پاسخ‌گو باشد. بر اساس این دیدگاه، پ.ک.ک راهی جز توقف مبارزه مسلحانه ندارد. نظر شما چیست؟

هیوا خوشناو: این دیدگاه اگرچه بخشی از واقعیت را بازتاب می‌دهد، اما نگاهی کامل و جامع نیست.

مبارزه مسلحانه یا خشونت‌آمیز، لزوماً برای کسب نتیجه نهایی نیست، بلکه برای رساندن این پیام به طرف مقابل و جهان است که «مسئله‌ای وجود دارد که انکار می‌شود.» امروز اگرچه دولت ترکیه آشکارا از «فرآیند صلح امرالی» سخن نمی‌گوید و اصطلاح «ترکیه بدون ترور» را تکرار می‌کند، اما در پشت درهای بسته به‌خوبی می‌داند که مسئله کرد باید در چارچوب ترکیه‌ای یکپارچه حل شود. از این رو، پرسش این است که چه جایگاهی برای مبارزه مسلحانه باقی مانده است؟ به باور من، مبارزه مسلحانه نه به عنوان یک ارزش، بلکه به‌مثابه مانعی در برابر مبارزات مدنی کردها و روند دموکراسی در ترکیه عمل می‌کند. اگر جنگ و اسلحه کنار گذاشته شوند، دولت چگونه می‌تواند صلاح‌الدین دمیرتاش را بازداشت کند؟ حتی یکی از بهانه‌های مطرح‌شده علیه اکرم امام‌اوغلو – شهردار کلان‌شهر استانبول – ارتباط با پ.ک.ک عنوان شد. در انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته، اردوغان ویدئویی مونتاژشده پخش کرد که گویی نامزد حزب جمهوری‌خواه خلق، کمال قلیچداراوغلو، با مراد قره‌ییلان گفتگو داشته است.
عبدالله اوجالان نیز در یکی از آخرین دیدارهای خود با هیئت امرالی گفته بود: «اگر صلح و دموکراسی برقرار شود، سلاح دشمن است.» این سخن نشان می‌دهد که هرچند اسلحه در مقطعی ابزار مقابله با انکار بود، اما جهل، نژادپرستی، عقب‌ماندگی و ذهنیت بسته‌ای که سیاست را بر خون و ادبیات شهادت بنا می‌کند، در نهایت بازتولید خواهد شد. کافی است نگاهی به سطح کادرهای نظامی این احزاب بیندازید. به باور من، پ.ک.ک در برابر تکنولوژی مدرن ترکیه توان عملی چندانی ندارد؛ شاید بتواند دست به عملیات‌های انتحاری در داخل ترکیه بزند، اما این کار جز تقویت نژادپرستی ترک و دیکتاتوری، و ایجاد مشکل برای سیاست‌های کردهای ترکیه و سوریه، سودی در بر نخواهد داشت.

قندیل پرس: در مراسم گرامیداشت ۱۵ اوت در کوهستان که اخیراً برگزار شد، نیروهای گریلایی با سلاح ظاهر شدند. پیام انتشار این ویدئو در شرایط کنونی چیست؟

هیوا خوشناو: پرسش مهمی است. شما بیشتر از همه می‌دانید که گریلایی‌ها اکنون تونل‌های بزرگ‌تر حفر می‌کنند و تولید سلاح، مهمات و حتی پهپادهای ابتدایی را به داخل این تونل‌ها منتقل کرده‌اند. پ.ک.ک تجربه تلخ و شیرین مراحل مختلف گفتگو و تلاش برای حل‌وفصل مسئله را از سر گذرانده است. امروز این وضعیت به گونه‌ای است که هم از سوی پ.ک.ک و هم از سوی دولت، امری تثبیت‌شده تلقی می‌شود؛ اقتدار اوجالان از یک‌سو و باخچلی از سوی دیگر، به‌نوعی بر وضعیت مسلط هستند.
پ.ک.ک با انتشار چنین ویدئوهایی همچنان بر پیوند خود با اوجالان تأکید می‌کند، و در رسانه‌هایش نشان می‌دهد که چگونه تونل‌ها را گسترش داده و سلاح‌ها را به نمایش می‌گذارد. در خارج از کردستان نیز به جای تمرکز بر اهمیت فرآیند صلح، بیشتر به نشست‌های میان ملی‌گرایان کرد و جریان‌های صهیونیستی اشاره می‌شود؛ در حالی که هر دو مخالف صلح و راه‌حل واقعی هستند.
گرامی‌داشت ۱۵ اوت به‌عنوان یک مناسبت تاریخی برای کردها طبیعی است، اما مشکل آنجاست که هنوز تأکید می‌شود «راه‌حل در لوله تفنگ» است. رؤیای بازگرداندن گذشته و احیای آنچه در تاریخ از دست رفته، چیزی جز بازتولید فلسفه‌ای مبتنی بر سوسیال‌داروینیسم، خشونت و نسل‌کشی به همراه نخواهد داشت.
بی‌تردید هر دو طرف بر اساس منطق خود، چنین نمایش‌هایی را ابزاری برای ترساندن رقیب می‌دانند. حتی در جریان آغاز فرآیندهای صلح در جهان، تهدید و قدرت‌نمایی وجود داشته است. اما همان‌طور که اشاره کردم، این روند بیش از آنکه کمکی به حل مسئله کند، مانعی بر سر راه رشد فکری و ذهنی جامعه خواهد بود.

قندیل پرس: خاورمیانه پس از ۷ اکتبر دستخوش تغییرات گسترده‌ای شده است. پ.ک.ک بعد از این تاریخ چه تحولاتی را تجربه کرده است؟

هیوا خوشناو: در بستر پرسش‌های پیشین، پاسخ بخشی از این مسئله را داده‌ایم. ۷ اکتبر در واقع تغییری اساسی در «کُنسپت امنیتی اسرائیل ـ خاورمیانه» به وجود آورد. یعنی هر جریانی که حتی اندک تهدیدی علیه اسرائیل ایجاد کند، باید تضعیف شود و در نهایت ناچار به پذیرش توافقات و ادغام جدید گردد. اما در سطح خاورمیانه، همگان این موضوع را به نوعی نادیده گرفته‌اند؛ همان‌طور که در قبال ایران یا جنگ اوکراین ـ روسیه نیز بسیاری نگاهشان سطحی بوده است.
در خصوص ترکیه، ماجرا پیچیده‌تر است. اسرائیل تمایلی ندارد در سوریه آینده، ترکیه پایگاه نظامی بزرگی داشته باشد، به‌ویژه در مناطق مرکزی و جنوبی این کشور. از سوی دیگر، اسرائیل نسبت به روابط پنهانی دولت کنونی اردوغان با ایران و حمایت از حماس نگران است ـ هرچند ترکیه در ظاهر مواضع ضداسرائیلی اتخاذ می‌کند، اما در پشت پرده انرژی جمهوری آذربایجان را به اسرائیل منتقل می‌کند.

از طرف دیگر، جایگاه ترکیه به عنوان قوی‌ترین کشور منطقه و عضو ناتو در قفقاز بسیار مهم و غیرقابل چشم‌پوشی است. ترکیه می‌تواند نقش محوری در مهار ایران و روسیه در منطقه ایفا کند؛ هدف نهایی این روند نیز مرتبط با «راه ابریشم چین» است. مسئله صلح میان آذربایجان و ارمنستان و گشایش کریدور زنگزور، از یک سو به تضعیف ایران و کاهش نفوذ آن در قفقاز منجر می‌شود و از سوی دیگر، دو کشور سابقاً عضو اتحاد جماهیر شوروی و تحت نفوذ روسیه را به سمت محور آمریکا می‌کشاند.
در این چارچوب، کارت اصلی در دست ترکیه است. اهمیت رویکرد دولت ترامپ به ترکیه نیز در همین جاست. از همین رو، کنسول آمریکا در ترکیه همزمان نماینده ترامپ در سوریه و لبنان نیز هست و می‌کوشد پلی میان اسرائیل و ترکیه ایجاد کند که بر محور «احمد الشرع» و به‌ویژه نیروهای دموکراتیک سوریه (یعنی همان پ.ک.ک) استوار است. تلاش اصلی این است که کردها با ترکیه به توافق برسند و دولت دمشق نیز در این معادله وارد شود. این مسیر بخشی از پروژه جدیدی است که هدف کوتاه‌مدت آن مهار ایران و روسیه و هدف بلندمدت آن، سدکردن مسیر راه ابریشم چین است.

کردها نیز با نگاهی دوگانه به این تحولات می‌نگرند: از یک سو در انتظار مشخص‌شدن ابعاد عملی ابتکار آمریکا هستند و از سوی دیگر، این پرسش برایشان باقی است که آیا چین، روسیه و ایران توان و ظرفیت شکل‌دهی به ابتکاری متقابل را خواهند داشت یا نه.

تلاش دوباره

گفتگوی اختصاصی “قندیل پرس” با “پروفسور عباس ولی” محقق، صاحب نظر در مسائل کوردستان و ایران، و استاد پیشین دانشگاە

سوال اول: دولت–ملت ایرانی بر چه درک و تخیلی از «ملت» بنا شده است، و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *