بابان سقزی می گوید: “در نوروز 2004 روزهایي تاريخي براي ملت كورد و شرق كوردستان ثبت شد، در محل كنگره عكس رهبران شهيد خلق (همچون قاضي محمد، فواد مصطفي سلطاني، سليمان معيني، د.قاسملو، د.شرقكندي و مظلوم دوغان و …) در سالن كنگره با احترام برافراشته شده بودند، كه شكوه خاصي به سالن كنگره داده بود، به مدت هفت روز و مستمر و پس از تحليل و گفتگوهاي فراوان و همهجانبه، تصميم تاسيس يك حزب جديد به اسم حزب حيات آزاد كوردستان با اكثريت آرا اتخاذ شد، همچنين حاجي احمدي به عنوان مسن ترین عضو شركت كننده و داراي تجارب سياسي قبلي در حزب دمكرات كوردستان و همرزم بودن با دكتر قاسملو، به عنوان رهبر پژاك انتخاب شد.”
قندیل پرس: بيش از 23 سال است كه جناب عبدالله اوجالان در زندان به سر ميبرد، به نظر شما چه ميتوان كرد تا از زندان آزاد شوند؟
بابان سقزی: در طول تاريخ مبارزه ملت كورد، خاصتا در صدسال گذشته در كوردستان، اشغالگران سرزمين زاگرس مدام قيامهاي كوردها را سركوب كردهاند، رهبر و رياست قيامها را هدف قرار دادهاند و هر بار ميتوان گفت كه موفق بودهاند. همچون قيام شيخ سعيد پيران، سيد رضا درسیمي، قيام آگري با رياست احسان نوري پاشا، جمهوري كوردستان به رهبري پيشوا قاضي محمد و … هر بار از طريق انهدام و ترور كردن رهبران اين قيامها، شعلههاي انقلاب خاموش شدهاند و براي مدتي مديد سكوت همه جا را فرا گرفته است. اما در دستگيري و ربودن رهبر آپو كه به كمك ناتو و دستگاه جاسوسي آمريكا و اسرائيل، نقشه محقق شد و دستگير و تحويل تركيه دادند، قيام اينبار كورد دچار اضمحلال و شكست نشد و در سطح گسترده و قويتر از قبل مقاومت و مبارزات بينظيري گسترش پيدا كرد. اين خود نكتهي مهم و متفاوت قيام و مبارزه جديد جنبش آزاديخواهي كورد امروز در مقايسه با گذشته است. تفاوت آن به چگونگي تاسيس و نحوه و خط مشي حزب كارگران كوردستان – پ.ك.ك – برميگردد كه رهبر آپو آنرا تاسيس كرده است.
دشمنان اميدوار بودند كه با دستگيري رهبر آپو بسان قيامهاي قبلي، اين بار هم كورد شكست بخورد و فعاليتش متوقف شود، اما اينبار قيام و انقلاب عليرغم دستگيري رهبر آن، ادامه پيدا كرد و خود را نوسازي كرد و بسان پارامتري در عرصه نه تنها كوردستان، بلكه تمام زاگرس و خاورميانه نقش بازي كرده و ميكند. با درك اين نكته است كه نقش رهبر آپو در چگونگي ارزش و فعاليت به منظور تاسيس اين جنبش را درك ميكنيم. لذا رهبر آپو نماينده اراده و تصميم خلق كورد است و دشمن خيلي با جديت اصرار در زنداني كردنش در امرالي دارد. لذا خلق كورد در كل و تمامي دستگاه و نهادهاي جنبش آزاديخواهي كوردي، همزمان با جناحها و نهادها و شخصيتهاي دمكراتيك جهان، در تلاش و كوشش مداوم و بينظير هستند تا به رژيم فاشسيست تركيه فشار بياورند كه رهبر آپو را آزاد كند. دشمن هم با آن ذهنيتي كه دارد، آزادي و ترويج فكر و فلسفهي آزادي رهبر آپو را به معني تفكر نابودي حاكميت و سلطه خود و سيستم توتاليتاري دولت كلاسيك ميداند، لذا با هرگونه تلاش و كوششي جهت آزادي رهبر آپو مقابله ميكند و اين بخشي از فعاليت بدون توقف كورد براي آزادي رهبر خود است، كه به موازات آزادي ملي است. بدين منظور بايد با تمامي راهكارها همچون دفاع مشروع در تمامي راهكارهاي نظامي و فعاليت مدني و اتحاد ملي و ديپلوماسي بينالمللي و تمامي راهكارها مشروع، رژيم تركيه تحت فشار قرار گيرد تا مجبور به آزادي رهبر آپو گردد و اين وظيفهي ملي و انساني است كه متاسفانه بعضي از طرفهاي كوردي با منافقي و دورويي با اين وظيفه مينگرند و حتي خود نيز بخشي از نقشه اشغالگري عليه جنبش كوردي هستند.
قندیل پرس: بخشي از ناظران معتقدند كه دولت تركيه از جناب اوجالان براي كنترل جنبش كورد در شمال كوردستان استفاده ميكند، به عبارتي ديگر آن معلوماتي كه به دست جناب اوجالان ميرسانند از فيلتر دولت تركيه ميگذرد، به همين علت احتمالا تحليلهای اوجالان خيلي دقيق و با جزئيات نباشند، تحليل شما در اينباره چيست؟
بابان سقزی: در اين مدت كه رهبر آپو دستگير بوده، كلي نوشته و تحقيق رهبر آپو، خاصتا در سالهاي اوليه دستگيريشان از طريق وكلا به خارج از زندان ارسال شد. كه بخش اعظم آن تحقيقات و مطالعه جديد تاريخ كورد و تمامي زاگرس و جهانبيني خود بعد از دستگير شدنش و همچنين بخشي از راهنمايي و فعاليت سازماني و تشكيلاتي بوده است. بدون شك پس از اينكه بخشي از اين تحقيقات چاپ و به زبانهاي ديگر ترجمه شد، دشمن شروع به محدود كردن ملاقاتها و درز نوشتهها به بيرون و يادداشتهاي رهبر آپو كرد.
اما آنچه مهم است و بايد بدان اشاره كرد اينست كه خط كلي و هدف مبارزات آزاديخواهي سازمان و خلق از خيلي وقت قبل مشخص و تعيين شده و فرصت عقبنشيني يا تحريف فعاليت و انقلاب براي كسي وجود ندارد. حتي به عنوان مثال كسي همچون عثمان اوجالان كه برادر رهبر آپو بود و ميتوانست نقش زيادي داشته باشد، همينكه از خط مشي سازمان فاصله گرفت به سرعت گوشهگير و در بيچارگي موضع تحريفشدهي خويش، اسمش حذف شده است. با وجود اينكه ميت و جيرهخوارانش خواستند همچون فرصتي عليه سازمان از آن استفاده كنند، اما همچون حباب روي آب از بين رفتند. منظور اينست كه صحيح است كه اشغالگري ترك تمامي فرصتها را درارتباط با آزادي در ميان رهبريت و سازمان مسدود كرده است، اما ويژگي پ.ك.ك در اينست كه اين سازمان همچون كارخانهاي صدها كادر را در سطح عالي و با نبوغ آموزش و پرورش داده كه آن خلا و فاصله كه دشمن ايجاد كرده، با فعاليت عملي به همراه مقاومت خلق پر كردهاند. اينكه دشمن قادر باشد تشكيلات را كنترل كند، تبليغي پوچ و نشان از تحت فشار قرار گرفتن اشغالگري ترك است كه با تمام توان نظامي و اقتصادي و با كمك جيرهخوارانش در اقليم و منطقه به كار ميگيرد كه سطح توانايي فعاليت پ.ك.ك را كاهش دهد و يا به خيال خود آنرا در كنترل بگيرد. اما مقاومت و ايثار دهها رفيق و مقاومت زندانيان سياسي در زندانهاي اشغالگر ترك و … نشان استقلال و ارادهي آهنين اين تشكيلات است. آنچه كه اخبار دقيقا و با جزئيات به رهبر آپو نميرسد و فرصت ملاقات با وكلا را ندارد، كاملا صحت دارد، اما وي از خيلي وقت قبل پيشبيني اين روزها را كرده بود و راه را به روي هرگونه برداشت غلطي مسدود كرده بود و در يادداشتهای خود جنبش را هوشيار كرده و آنها را درخصوص تصميمگيري آزاد و مستقل گذاشت. بدون شك سازمان به علت تجربه تمامي اين سالها مستقلانه درخصوص تمام فرصتها و موقعيت و تغييرات تصميم گرفته است كه اين خود بحثي است كه ميشود جداگانه درمورد آن به گفتگو نشست. اما آنچه مشخص است سازمان خود مسئول تمامي تصميماتي است كه در اين سالها اتخاذ كرده است، حال اين تصميم درست يا غلط بوده باشد.
قندیل پرس: در سوم اسفند 1377 در شهرهاي شرق كوردستان به ويژه در سنندج، دستگيري جناب اوجالان از طريق تظاهرات محكوم شد كه متاسفانه جمهوري اسلامي دهها نفر را شهيد و زخمي و دستگير كرد، نظر شما در اين باره چيست؟
بابان سقزی: پس از اينكه رهبر آپو در كشور آفريقايي كنيا، ربوده شد و در راستاي يك توطئهي بينالمللي به تركيه بازگردانده شد، كورد در سطح جهان و كوردستان و منطقه، واكنش خيلي تندي نشان دادند. البته نه تنها كورد بلكه ملتهاي دمكرات و آزاديخواه جهان هم به تندي اين عمل را محكوم كردند، به نحوي كه آن وقت مادلين اولبرايت، وزير خارجه سابق آمريكا شوك شده بود و در مصاحبهاي گفت كه ما متوجه نفوذ و جايگاه اوجالان در ميان كورد و جهانيان نبودهايم. لذا دستگيري اوجالان در شرق كوردستان هم در تمامي شهرهاي استان كوردستان، آذربايجان غربي، كرمانشاه، ايلام و در ميان كوردهاي پايخت ايران، تهران واكنش تندي را به همراه داشت و در مقابل دفتر سازمان ملل و سفارت اشغالگر تركيه تظاهرات كردند و ابراز نارضايتي كردند و همچنين در اكثر دانشگاهها در شهرهاي ديگر همچون تبريز و اصفهان تظاهرات صورت گرفت. اين در حاليست كه گويا دولت اصلاحات خاتمي زمامدار دولت بود. اما در شهر سنندج كه قبلا درخواست مجوز راهپيمايي قانوني شده بود و توسط استاندار هم تائيد و به آن اجازه داده شده بود، نيروهاي سركوبگر رژيم ايران با بيرحمي تمام عليه تظاهركنندگان اسلحه و گلوله به كار گرفتند و همانطور كه شما هم در سوالتان بدان اشاره كرديد، متاسفانه دهها نفر جان باختند و تعدادي زخمي و دستگير شدند.
آنچه لازم است در اينجا بيان شود اينست كه اين روز شروع صفحهاي جديد از فعاليت خلق كورد در شرق كوردستان است. به عبارتي ديگر رژيم اشغالگر اسلامي ايران فكر ميكرد ميتواند مبارزه كوردها را در اين بخش از كوردستان سركوب كند و نيروهاي كوردي را در جنوب كوردستان مارژينال كند و اكثر كادرهايشان را پس از جدا شدن و انشعابات يكي بعد از ديگري، راه اروپا را در پيش گرفته بودند و خود را فارغ از مسئوليت ميدانستند در قبال شرق كوردستان. اما كينه پيروزي در كوردها در شرق كوردستان، منفجر شد، چراكه رهبر آپو از ديد آنها به عنوان اراده كورد بود، و بدون سازماندهي و داوطلبانه و در يك چشم به هم زدن، خيال خام اشغالگران را تبديل به حباب روي آب كرد و در شرق كوردستان به حركت درآمد و زنجير بردگي را پاره كرد و اتحاد ملي خود را با تمامي بخشهاي ديگر گره زد و افق روشني را براي خود محقق ساخت.
لازم است در اينجا يادآوري شود كه عليرغم اينكه دهها نفر از تظاهركنندگان جان باختند، اما رسانههاي دولت و حتي اپوزسيون ايراني هم سكوت را انتخاب كردند و آن تظاهرات مردمي كوردها را در شرق كوردستان از لحاظ خبري بايكوت كردند.
مرحله جديد، سوم اسفند 77 است در تاريخ كوردهاي شرق، بعد از آن به اساس و ريشه و انتظاري براي تغييراتي بزرگ و ريشهاي در فعاليت سياسي تبديل ميشود، همچنين به بستري براي ايجاد سازماندهي جديد بدل شد، كه مردم خيلي وقت است كه منتظر آن هستند. ميبايست عرصه سياسي و ميداني شرق كوردستان بارديگر آتش انقلاب در آن شعلهور شود. لذا به مطالبهاي خيلي ضروري و لازم بدل شد و بعد از آن جوانان بسياري به سمت كوهستان قنديل راه افتادند و خود را براي تاسيس سازماني جديد آماده كردند، كه پس از چند سال متولد شد. آنهم تولد حزب حيات آزاد كوردستان – پژاك بود در 4/4/2004.
بدون شك برخي افراد و طرفها با ذهنيت خشن و خشك خود به موازات اشغالگران، اين جوش وخروش و قيام مردم برايشان قابل هضم نبود و شروع به ايراد گرفتن و شايعهپراكني عليه پ.ك.ك كردند. حتي بعدا بيانيه و اطلاعيه عجيب به اسم اين حركت منتشر ميكردند كه تا آن زمان هيچ يك از آن اظهارات و بيانيهها در هيچ سايت و اظهار رسمي پ.ك.ك ديده نشده بود. البته لازم است گفته شود كه اين افراد و طرفها به موازات اشغالگران زاگرس و كوردستان، در سوم اسفند تاكنون به نحوي به فعاليتشان ادامه دادهاند و بطور سيستماتيك در فضاي مجازي و انتشارات و رسانهها، ضد پ.ك.ك، به عنوان بخشي اساسي از فعاليت و مبارزه همزمان به منظور تخريب اميد و روحيهي مردم در زندگي روزمرهاشان بدل شده است.
قندیل پرس: به عنوان سوال پاياني، شما يكي از آنهايي بوديد كه در تاسيس پژاك شركت داشتيد، چگونه پژاک تاسیس شد؟
بابان سقزی: جواب اين سوال خيلي زمان بر است، اما خيلي خيلي كوتاه ميتوانم بگويم كه بله، صحيح است من حضور داشتم در تاسيس آن. در نوروز 2004 روزهایي تاريخي براي ملت كورد و شرق كوردستان ثبت شد. به عبارتي ديگر پس از سوم اسفند كه پيشتر بدان اشاره كرديم، تعداد زيادي از جوانان شرق كوردستان به كوهستانهاي زاگرس آمده و خود را براي تاسيس تشكيلات دمكراتيك و معاصر براساس افكار و فلسفهي رهبر آپو و تاريخ فعاليت پر از فراز و نشيب خلق كورد آماده كردند. لذا تعدادي از كوردهاي خارج نشين و همچنين از داخل كشور، به همراه تعدادي از دوستان در كوهستان كه قبلا به صفوف فعاليت آزاديخواهي كوردستان پيوسته بودند، همگي جمع شدند و آمادگيهاي لازم و مهم را انجام دادند. به مدت هفت روز و مستمر و پس از تحليل و گفتگوهاي فراوان و همهجانبه، تصميم تاسيس يك حزب جديد به اسم حزب حيات آزاد كوردستان با اكثريت آرا اتخاذ شد.
در محل كنگره عكس رهبران شهيد خلق (همچون قاضي محمد، فواد مصطفي سلطاني، سليمان معيني، د.قاسملو، د.شرقكندي و مظلوم دوغان و …) در سالن كنگره با احترام برافراشته شده بودند، كه شكوه خاصي به سالن كنگره داده بود. به مدت هفت روز كنگره ادامه داشت. ابتدا با سرود ملي اي رقيب شروع شد و بعد براي احترام به جان باختگان راه آزادی و سرفرازي كوردستان يك دقيقه سكوت و بعد هم پيام مهمانان و احزاب مختلف خوانده شد و برنامه و ديوان كنگره تعيين شد و بدين گونه به مدت هفت روز كنگره شروع به كار خود كرد.
از صبح تا شب، تاريخ سياسي و اجتماعي زاگرس و كوردستان و شرق كوردستان بطور ويژه مورد بحث و تحقيق و تحليل قرار ميگرفت. همزمان فعاليت و تاريخ نيروهاي شرق كوردستان كه نقش زيادي در فعاليت آزاديخواهي شرق كوردستان داشتهاند، موردبحث قرار ميگرفت و جوانب قوي و ضعيف آنها مورد بحث و تحليل قرار ميگرفت. همزمان نوشتن برنامه و اساسنامه و انتخاب پرچم براي حزب شروع شد و همچنين سياست و خط مشي حزب وچگونگي فعاليت مشخص شد.
در كل، كنگره در وضعيت خيلي ويژه و فضايي دمكراتيك برگزار شد. تعدادي از شركت كنندگان به عنوان مدير انتخاب شدند. همچنين حاجي احمدي به عنوان مسن ترین عضو شركت كننده و داراي تجارب سياسي قبلي در حزب دمكرات كوردستان و همرزم بودن با دكتر قاسملو، به عنوان رهبر پژاك انتخاب شد. آنچه بايد مورد دقت قرار گيرد، اينست كه براي اولين بار در تاريخ فعاليت سياسي شرق كوردستان تصميم گرفته شد كه تابوها شكسته شوند و مديريت پژاك ميبايست حداقل %20 آن زنان باشند و همچنين هدفي تعيين شد مبني بر اينكه در كنگره آينده بايد اين ميزان به %50 برسد يا نصف زن ونصف مرد باشند (كه اكنون نصف مديريت پژاك برعهده زنان است). پس از پايان كنگره، شركت كنندگان مراسم شادي و رقص برگزار كردند و همگي با باور و روحيهاي عالي شروع به فعاليت كردند.
لازم به ذكر است كه آن وقت عثمان از صفوف فعاليت جنبش خارج شده بود و رسما از تمامي پست و تصميمات كنار گذاشته شده بود. او تلاش كرده بود كه چهار پنج طرفدار خود را در كنگره مشاركت دهد، كه بعدا از حزب خارج شدند و با همكاري نيروهاي جنوب براي خود حزبي تشكيل دادند. جداشدن خط مشي عثمان از كل سازمان و همچنين به علت مجرب بودن در خصوص ادبيات و رسانهي پ.ك.ك خيلي تلاش كردند كه اعمال تخريبي و تحريفي در درون سازمان انجام دهند. نيروهاي سنتي جنوب براي ضديت و پروپاگاندا عليه پ.ك.ك و پژاك، فرصت و رسانه در اختيارش قرار دادند و اين فرصت دركل زمينهساز شايعهپراكني عليه جنبش آزاديخواه كوردستان و خاصتا ضد پژاك بود. اما بدون شك آگاهي مردم و انقلاب و فعاليت بينظير دختران و پسران در جنبش آپوچي تمامي اين تلاشهاي مخرب را خنثي كرد و پشتيباني و دوستداشتن از جانب مردم در وضعيتهاي متفاوت فعاليت، بهترين سند براي اثبات اين مدعي است و پاسخي بود به پروپاگاندای منفي اشغالگران و ذهنيت كلاسيك خشك و خشن و دگماتيك داخلي.
قندیل پرس