گزارش پنل سوم كنفرانس شرق كوردستان در كشور هلند (بخش دوم)

پنل سوم كنفرانس شرق كوردستان در كشور هلند با حضور شخصيت‌هاي فعال، آكادميسين، سياسي و روشنفكران شرق كوردستان توسط كنگره ملي كوردستان (ك‌ن‌ك) روز يكشنبه 28 آوريل برگزار شد.

در پنل سوم، ديمن سهرابي، عباس ولي، هاوژين بقالي، روژين مكريان، عزيز ماملي و كامران متين سخنراني كردند و ديدگاه خود را بيان كردند.
عباس ولي استاد دانشگاه در رشته علوم سياسي و تحليگر سياسي در سخنانش در بخش دوم پنل سوم به وضعيت شرق كوردستان تحت تاثير انقلاب زن، زندگي، آزادي اشاره كرد و گفت، در سال‌هاي اخير، موضوع آسيب‌شناسي‌ها درخصوص مبارزه آزاديخواهانه كوردها، انجام شده و بايد فكري اساسي براي اين موضوع كرد. بايد راهكاري انديشيده شود كه با وضعيت كنوني بگنجد و محقق گردد. وي در ادام گفت: وقتي به شرق كوردستان بعد از انقلاب زن، زندگي، آزادي مي‌نگريم، علنا مشاهده فرمول نيچه درباره نهيليسم را شاهد هستيم، نه به عنوان ايدئولوژي، بلكه در قالب اوضاعي كه علم قادر به تشريح و تجربه زيستي زندگي ما نيست و خلايي بين تجربه ما در سياست و زندگي و مفهوم و انديشه‌هايمان، ايجاد شده و به اين موضوع در اصطلاح گفته مي‌شود بن بست فكري درخصوص مسائل اساسي.

وي در ادامه گفت، مشكل اقتصادي، فشار و دشواري‌هاي زيادي براي همه ايجاد كرده و با وجود اينكه رژيم شكست خويش را پذيرفته، اما ما نمي‌توانيم اين شكست را به عنوان پارامتر سياسي و اقتصادي بكار بگيريم و از آن سودمند شويم.

نامبرده در ادامه به تاثيرات انقلاب زن، زندگي، آزادي و طوفان الاقصي بر شرق كوردستان اشاره كرد؛ خاصتا از اين لحاظ كه فلسطين عمق استراتژي ايران است و پس از اين اتفاق، تغييرت و تحولات زيادي در سياست ايران ايجاد شد.
درباره اين انقلاب تاكيد كرد كه زن، زندگي، آزادي نقطه عطف و تحول همه جانبه بود و جامعه هرگز به دوران قبل از آن برنخواهد گشت. موانع و مشكلات زيادي سر راه سياست ايران ايجاد شد. شرق كوردستان تبديل به كانون تحولات شد، اما بعدها اين انقلاب كه دشمنان زيادي در بين گروههاي فكري ايراني و حتي كوردي هم داشت، به بن‌بست رسيد و احزاب سياسي كوردي نتوانستند براي اين انقلاب كاري انجام دهند و در رابطه با اتخاذ موضع، دچار سردرگمي و تعجب شدند و سياست پويايي نداشتند و مي‌خواستند از بيرون رهبري اين انقلاب را برعهده بگيرند و اين خود اشتباه بزرگي بود.
وي در ادامه افزود، خلاء دمكراتيك در نتيجه انقلاب ايجاد شد اما عامليتي سياسي كه قادر باشد از آن استفاده كند و اين خلا را پر كند، وجود نداشت.

درباره وضعيت شرق كوردستان گفت، بايد منتظر بود و ديد نتيجه گفتگوهاي ميان ايران و آمريكا به كجا ختم مي‌شود و اين احتمال وجود دارد كه توافقي بين آنها انجام گيرد.

ولي در ادامه به اهميت اتحاد احزاب سياسي كورد اشاره كرد و تاكيد داشت كه بايد توافق و همكاري بين احزاب اينترنشنال در چارچوب انديشه قانوني و حقوقي باشد و يك ستاد عملياتي و سخنگوي مشترك داشته باشند و اگر حوزه نظامي را هم شامل شود، بهتر خواهد بود و تاكنون در اين خصوص، كم‌كاري شده است.

وي تاكيد هم كرد كه كليه طرف‌هاي اپوزسيون ايراني موضع ناسيوناليستي دارند و حاضر نيستند موضوع فدراليسم و برچيدن نظام مركزگرا را قبول كنند و عليه مطالبه كوردها هستند.

به گفته عباس ولي، كوردها بايد تلاش كنند هم‌موضع باشند و از درون با همديگر همكار كنند تا تجربه ابتداي شروع بكار اين رژيم و موضوع 8 ماده‌يي خميني تكرار نشود.

در ضمن گفت، سخن گفتن درباره اروميه به عنوان بخشي از كوردستان و انتشار عكس و نقشه كوردستان بزرگ، كه بخشي از ايران كنوني، سوريه، عراق و تركيه را شامل مي‌شود، حماقت بزرگي است؛ جون بايد قبل از آن قواي خويش را بسنجيم و بدانيم كه آيا توان مديريت وضعيت را درصورت ايجاد مشكلات، داريم؟

آخرين پنليست اين كنفرانس، دكتر كامران متين استاد روابط بين‌الملل در دانشگاه بريتانيا بود. وي در اظهاراتش به اين نكته اشاره كرد كه اين اواخر تغييرات بزرگي در خاورميانه و جهان رخ داده و روز به روز هم اين تغيير و تحولات عميق‌تر وبزرگ‌تر مي‌شوند. حال ما در مرحله‌اي هستيم كه نظم جهاني ايجاد شده توسط آمريكا پس از جنگ جهاني دوم، در حال تغيير است و رقيب جديدي همچون چين وارد ميدان شده و آنچه ترامپ انجام مي‌دهد، جاي تعجبي ندارد و موضوع جديدي هم نيست، چراكه آمريكا در دوران اوباما اين تغييرات را در خاورميانه و با مركزيت قراردادن مشكلاتي كه چين ايجاد كرده، شروع كرد. با عقب‌نشيني از عراق و افغانستان و درنظرگرفتن تحولات چند سال اخير، احتمال ندارد آمريكا كاري شبيه ايجاد اقليم كوردستان و تغيير رژيم در منطقه و خاصتا كوردستان را تكرار كند و اين موضوع را مي‌توان در اظهارات و سخنراني‌ها، به وضوح درك كرد.

وي تاكيد كرد كه اين تبعات مستقيمي براي قواي كوردها دارد و سياست منتظر ماندن براي اينكه متوجه شود سياست ژئوپلتيك جهان دچار چه دگرگوني‌اي مي‌شود تا با طرف‌هاي ذي‌النفع وارد همكاري شوند؛ پايان خواهد يافت و همزمان امكان و زمان و بازرگاني درباره اين موضوع را كاهش مي‌دهد و منطقي است اگر نيروهاي كورد را تشويق كند تا مردم را سازماندهي كنند و با همديگر به توافق برسند.

درباره وضعيت منطقه هم گفت، پس از 7 اكتبر، جنگي مستقيم بين ايران و اسرائيل كه تابو بود؛ رخ داد و اسرائيل هم تمام تلاش خود را به‌كارگرفت تا از اين موضوع استفاده كند و محيط ژئوپلتيكي خويش را به نحوي بازنويسي كند كه به نفع خودش باشد، اما قادر نيست آنچه را آمريكا در افغانستان و عراق انجام داد، در ايران تكرار كند. چراكه كشوري كوچك است و از لحاظ خاك و جمعيت، به اندازه يك استان ايران است و در ضمن از طريق كشورها عربي محاصره شده و نمي‌تواند به عنوان نيرو يا كشوري ارگانيك در كشور ريشه بدواند. در بهترين حالت مي‌تواند با برخي از نيروهاي اپوزسيون، همكاري تاكتيكي داشته باشد. اما كورد مي‌تواند از اين شكاف ژئوپلتيك كه اسرائيل را هم شامل مي شود؛ به نفع خود استفاده كند. به شرطي كه اين انتظار در سطح منطقي باشد و طرح يك سياست كوردي براساس انتظار بيش از توان اسرائيل؛ به ضرر كوردها خواهد بود.

در ادامه گفت، در كوردستان هم تغييراتي در حال انجام است و كنفرانس همبستگي در غرب كوردستان اقدامي صحيح بود و سبب خوشنودي افراد زيادي در كل كوردستان شد. در شمال هم ابتكار عملي در حال انجام است هرچند موضع رژيم اردوغان مشخص نيست، اما همين كه اردوغان اكنون نيازمند حمايت حزب دم در مجلس است؛ برخي از كارها قابل انجام هستند و در جنوب هم موجوديتي رسمي براساس سياست كوردي وجود دارد و آنجا قضيه شرق كوردستان را بسيار برجسته مي‌كنند و به رژيم مركزي در ايران فشار مي‌آورند تا راه‌حلي براي مشكلات شرق كوردستان بيابد و بخشي از آنچه كه در مراسم نوروز اروميه رخ داد، به اين نتيجه مي‌رسيم كه رژيم خود در حال ايجاد مشكل و دشمني بين كوردها و ترك‌هاست و در نهايت هم خود ورود خواهد كرد تا مشكل را حل كند تا اينگونه كوردها و آذري‌ها را متكي به خود ‌كند.

درباره ضرورت‌هاي كنوني شرق كوردستان، متين گفت، اين موضوع در سه سطح استراتژي، تاكتيكي و گفتمان مورد بحث و ارزيابي است و در سطح استراتژي كه بنده آنرا به عنوان هدف تعريف مي‌كنم؛ سياست، وظايفي را جهت محقق ساختن براي خويش، مشخص كرده است. تاكتيك هم همان وسيله‌اي است كه جهت انجام و محقق ساختن آن اجرا مي‌گردد و از لحاظ استراتژي، كليه احزاب كورد، به نوعي حق تعيين سرنوشت كوردها را در دستور كار خويش دارند. اما هر حزبي، برنامه بسيار متفاوتي دارد كه اين اهداف و حقوق چگونه و در قالب چه سيستمي محقق گردند. اين ربط مستقيمي به چگونگي توافق بين احزاب سياسي كورد دارد چراكه بايد اصول مشتركي داشته باشند.

وي تاكيد كرد كه طرح نقشه كوردستان بزرگ در زمان حال، كار اشتباهي است چون هرچند اين خواست قلبي ما باشد و آرزو كنيم كه وضعيت طبق خواست ما باشد، اما از لحاظ سياسي اين اقدامي اشتباه است چون بايد توازن قوا جهت حمايت و اجراي اين نقشه و ايجاد كوردستان بزرگ را داشته باشيم، در غيرانيصورت، موضوع تبديل به امري اخلاقي مي‌گردد و اينجاست كه بنده مي‌خواهم درباره تفاوت بين سياست اخلاقي و سياست واقع‌گرايانه چند نكته را بيان كنم. آنهايي كه به عنوان استقلال‌طلب شناخته مي‌شوند، موضوع استقلال كوردستان را به عنوان يك موضوع اخلاقي مي‌بينند و طوري وانمود مي‌كنند كه از هركسي بيشتر كورد و راديكالتر هستند و اگر كسي از استقلال نگويد، از ديدگاه آنها، كورد نيست؛ اما اين درست نيست چراكه استقلال هم راهي است جهت نيل به حق تعيين سرنوشت و اگر حزبي هم علنا در اين مورد اظهار نظر نكند، دليل عملي دارد، چون ما كوردها در شرق كوردستان، نسبت به ديگر مليت‌هاي موجود در ايران، در اقليت هستيم، از لحاظ سياسي، داراي دولت نيستيم و همزمان تحت شديدترين فشارها و سركوب سنگين قرار داريم و هيچ كشور و دولتي حاضر نيست حق استقلال‌طلبي ما را به رسميت بشناسد، پس مسئله اين نيست كه مردم يا طرفي حرفي از استقلال نمي‌زنند و يا آنرا به عنوان مباني خويش تعريف نمي‌كنند؛ بلكه مسئله اينست كه اين استقلال بايد چگونه محقق گردد، اينجاست كه موضوع سياست اخلاقي و واقعي مطرح مي‌گردد و بايد حزبي كه استقلال‌طلبي را به عنوان شعار سياسي بكار نمي‌گيرد، بيشتر توضيح دهد كه چرا اين كار را نكرده‌ است؟ وگرنه شكاف بيشتر و بيشتر مي‌شود. خاصتا فشار و سركوب روز‌افزون رژيم و تداوم ايجاد اختلاف ميان احزاب؛ سبب راديكالترشدن مواضع خواهد شد؛ حتي اگر به سمت استقلال‌طلبي هم گام بردارد. اگر در اين مقطع زماني اپوزسيون شونيست ايراني هم مواضع خويش را شديدتر مي‌كنند، بايد توضيحي براي آن ارائه كنند. از لحاظ سياسي تا چه حد اين امكان وجود دارد كه كوردستان بزرگ ايجاد كنيم و در ضمن آيا نيروي لازم جهت حفظ و دفاع و تداوم آنرا داريم يا خير؟ در غيراينصورت بايد چكار كنيم؟ اگر قادر نباشيم پس سياست كوردي در چارچوب ايران در جريان خواهد بود و چون رژيم تنها به دست كوردها سرنگون نخواهد شد، پس بايد ائتلاف ايجاد كرد و مشخص شود كه ائتلاف مذكور بر چه اساس و اصولي است؟

اينجا موضوع تاكتيك و همبستگي كوردها معني پيدا مي‌كند و بايد طرف مقابل درك كند كه آيا به عنوان يك حزب با كوردها وارد بحث و گفتگو شود يا يك ائتلاف كه نمايندگي اكثريت شرق كوردستان را برعهده دارد. حال اين موضوع مطرح مي‌گردد كه اگر احزاب دست كم به نحوي شكلي به همديگر نزديك شوند، اين اتفاق بايد چگونه رخ دهد؟ بايد بر يك سري اصول حداقلي به توافق برسند. هر يك از احزاب ريشه اجتماعي و طبقاتي و ايدئولوژيك خاص خويش را دارند و سياست متفاوتي را در پيش گرفته‌اند و لذا همبستگي و اتحاد به معني ذوب و اضمحلال ديگري، نه صحيح است و نه امكانپذير و نيازي هم به اين كار نيست و بايد شكلي وجود داشته باشد كه احزابي كه در اين نهاد عضو مي‌گردند، اين احساس را داشته باشند كه صاحب‌ اختيارند و تصميم‌گيري و هويت سياسي خويش را دارند و همزمان هم مي‌توانند بر چند نكته اساسي و ريشه‌اي توافق كنند تا براساس اين توافق بتوانند با دولت يا ديگر طرف‌هاي اپوزسيون وارد گفتگو و مذاكره شوند.

وي در ادامه افزود، احزاب همگي درخصوص نكات اصلي متفق‌القولند، به عبارتي همه احزاب خواستار سرنگوني رژيم هستند و خواستار حق تعيين سرنوشت براي كوردها هستند. اما با اين وجود توافق نمي‌كنند و به همديگر نزديك نمي‌شوند اما چرا؟ اين موضوع بستگي دارد به اينكه آن احزاب منافع خويش را در اجراي برخي اشكال سياست مي‌دانند كه دوست ندارند درباره آنها با كسي سازش كنند. چون تلاش مي‌كنند آن امتياز و گزينه را براي خود نگه دارند. از جمله مذاكره پنهاني با دولت يا ديگر طرف‌ها و يا اينكه حاضر نيستند با ديگر طرف‌هاي كوردي در داخل، هماهنگ شوند و سازش كنند. اما حاضرند با طرف ايراني سازش و تنازل كنند و در جريان انقلاب ژينا شاهد اين موضوع بوديم.

وي تاكيد كرد كه احزاب كوردي خود به خوبي از اين مشكلات اطلاع دارند و با هشدار روشنفكران و نخبه‌ها، مسير سياسي خويش را تغيير نمي‌دهند و خود مي‌دانند چه مسيري را در پيش گرفته‌اند و چكار مي‌كنند، بايد فشار اجتماعي علني و آشكار به اين احزاب وارد شود تا درك كنند كه بايد پاسخ جامعه را بدهند يا اينكه وضعيتي انقلابي شبيه سال 57 ايجاد شود كه در اين صورت هر حزبي كه در جامعه باشد، مجبور است به موازات جامعه گام بردارد و در حال حاضر تنها فشار موجود براي انجام اين كار، فشار جامعه مدني است و اين امري ساده و بديهي است و نيازمند اسم بردن حزب مشخصي نيست و بايد فرمولي مشخص داشته باشيم. همه احزاب پلتفرم اساسي خويش را آشكارا اعلام كنند و بگويند بر چه اساس و اصولي حاضرند با ديگر احزاب همكار و توافق كنند و در اين حالت اگر حزبي منكر انجام اين رويه شد، براي همه مشخص خواهد شد و مورد بازخواست قرار خواهد گرفت و به ناچار بايد پاسخ جامعه و مردم را بدهد و اين يعني ديپلماسي مردمي و آشكار و نيازي نيست كه پنهاني باشد و بايد مردم از همه چيز آن مطلع باشند كه چه مواردي بيان مي‌شود. وقتي اين امر بر احزاب تحميل گردد، بدون شك تاثير خواهد گذاشت و ديگر احزاب قادر نخواهند بود در مقابل جامعه موضع غيرمنتطقي اتخاذ كنند كه به نفع كوردها نباشد.

زمانيكه اين رفتار انجام شد، موضوع گفتمان مشترك بين احزاب مطرح خواهد شد و به نظر من شعار زن، زندگي، آزادي به سادگي و قشنگي، اصول اساسي گفتمان سياسي شرق كوردستان را در خود دارد كه هم مي تواند نيروهاي داخلي كوردستان را به همديگر نزدك كند و هم ظرفيت موجود جهت ائتلاف با نيروهاي پيشرو ايراني كه متاسفانه بسيار اندكند، ‌ايجاد كند. چون اين سه كلمه، سه هيرارشي و سه بي‌عدالتي اساسي و اجتماعي در كوردستان، ايران و ديگر مناطق جهان را نشانه رفته است. هيرارشي جنسيت‌گرا، هيرارشي طبقاتي، اجتماعي و هيرارشي سياسي و كدام حزب است كه آشكارا ضد از بين بردن بي‌عدالتي در اين حوزه‌ها نباشد؟ بنابراين بايد اين شعار هرچه بيشتر در مركز گفتمان و سياست كوردي باشد و همانطور كه در كنفرانس هم به رنگين كمان اشاره شد، بنده هم تاكيد دارم كلمه زن در اين شعار تنها منظور زن به معني بيولوژيكي نيست و همانطور كه اكثر فعالين و نويسندگان در نوشته‌هايش در كنار كلمه زن يك هلال هم مي‌كشند، منظورشان از كلمه زن اينست كه بايد بي‌عدالتي جنسيتي برچيده شود و بايد تلاش شود اين شعار تا جايي كه امكان دارد اينكلوسيو باشد و جوامعي كه به حاشيه رانده شده‌اند، خاصتا جامعه رنگين‌كمان‌ها را در خود جايي دهد و آنها اين احساس را داشته باشند كه بخشي از جنبش هستند وگرنه چه فضيلتي از برچيدن هيرارشي نصيب ما خواهد شد در صورتي كه هيرارشي ديگري ايجاد كنيم.
موضوع مهم ديگر اينكه بايد احزاب سياسي كورد در گفتمان و سياست خود، دولت يا طرف‌هاي اپوزسيون را مخاطب قرار دهند و بر تعريف و شناسايي هويت كورد، با واژه ملت اصرار كنند (نه به معني استقلال)، بلكه به اين دليل كه سخن راندن در مورد ملت، داراي بار سياسي و حقوقي است و وقتي طرف ايراني از كوردها به عنوان قوم و اتنيك ياد مي‌كند، اين كار را عمدا و آگاهانه انجام مي‌دهد و در گفتمان حقوقي و بين‌المللي، اتنيك يا قوم، حق استقلال و خودمديريتي و حق حاكميت سياسي ندارد و لذا ناسيوناليست ايراني مدام بر تكرار اين واژه اصرار دارد و قصد دارد ما را قوم خطاب كند. از لحاظ علمي هم كوردها داراي تعاريف و معيارهاي ملت‌بودن هستند، چون ملت به مردماني گفته مي‌شود كه بيان از موجوديت خويش دارند و خواستار خودمديريتي هستند.و كوردها صد سال است كه همين كار را كرده‌اند و بكارگيري اين كلمه، كاركرد سياسي مشخصي دارد و اينگونه شما به طرف مقابلتان مي‌گوئيد، من ملت خويش را دارم و توانايي و خواست خودمديريتي خود را دارم، اما حاضر هستم با تو همكاري كنم تا كشور و جامعه‌اي دمكراتيك و مشترك در قالب همزيستي مسالمت‌آميز تشكيل دهيم. براي اين كار بايد از وضعيت كنوني بهره برد و تلاش شود احزاب سياسي به همديگر نزديك شوند. در ضمن حزب و جامعه مدني هم رقيب همديگر نيستند و حزب در تعريف حقيقي خود بخشي از جامعه مدني است و بايد رابطه ديالكتيك با همديگر داشته باشند و در نهايت، هم حزب و هم جامعه مدني، از طريق نهاد و مؤسسه تشكيل مي‌شوند.

تلاش دوباره

وزارت پیشمرگه: کمک‌های آمریکا ادامه دارد، فقط حمایت از جنگ علیه داعش متوقف شده است

وزارت پیشمرگه اعلام کرد که کمک‌های آمریکا به پیشمرگه متوقف نشده و حمایت‌ها بر اساس …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *