مقایسهٔ وضعیت روژآوا و اقلیم کوردستان

زانیار طاهری

در تمنای دیده شدن و تأیید، ناخودآگاه ما به سلطه ی قدرت تن میدهد.حقیقت اما نه در آینه ی آزاد آگاهی،که در بند لحظه ای شکل میگیرد که سلطه تثبیت شد،آن نقطه ای که انتخاب ناخودآگاه قدرت بر تایید،و تسلیم بر آزادی، در درون ما ثبت و تکرار خواهد شد.

تعامل ذهن های رادیکال و آزادیخواه با واقعیت بسته، محدود و پدر سالارنه اقلیم کوردستان، خود آغازی بود برای ساخت حقیقتی نو، که در قامت شعله کوچک روژآوا، جهان را روشن کرد. این شعله نه فقط علیه تاریکی، بلکه فرزند همان تاریکی است زیرا که آگاهی در تقابل می بالد. حقیقت در زخم های تجربه است که خود را می نمایند.

حقیقت،آنگاه که کوانتومی است:
مقایسهٔ وضعیت روژاوا و اقلیم کوردستان، از منظر نظم کوانتومی و جبرگرایی

۱.حقیقت به مثابه فرآیند زنده در نظم کوانتومی: در جهان بینی کوانتومی که در دل اندیشه کنفدرالیسم دموکراتیک و تجربه پ.ک.ک در روژاوا متبلور شده، حقیقت، نه ثابت، نه بیرونی، بلکه در تعامل خلاق آگاهیها و کنشها شکل میگیرد.این حقیقت، در وضعیت «برهم نهی» قرار دارد: همزمان فمینیستی، دموکراتیک، خودمدیریتی، دفاعی و مشارکت محور است و بسته به زمینه، یکی از این پتانسیلها در مقام واقعیت عینی متجلی میشود. روژآوا بر پایه همین منطق، نه تقلیدگر دولت_ملتها، بلکه حاصل یک سنتز زنده است: پ.ک.ک، از یک نیروی دفاعی، به نهادساز، مدرسه ساز، جامعه پرور و حافظ تنوع بدل شده. در اینجا، حقیقت به شکل دموکراسی مشارکتی، برابری جنسیتی و آگاهی اجتماعی لمس‌پذیر شده.

۲.نظم جبرگرایانه: نظم اقلیم و پوشش تهی از معنا:در سوی دیگر، اقلیم کوردستان عراق در چارچوب نظم جبرگرایانه عمل میکند:
یک نظام سیاسی اقتصادی که بر پایه‌ ساختارهای شبه دولتی، تبعیض نهادینه، رانت قدرت و سلسله مراتب خانوادگی استوار است. ظاهر آن پرچم، پارلمان و نهاد دموکراتیک دارد اما در واقع: «دموکراسی» صرفا یک واژه مصرفی است؛ نه برآمده از اراده عمومی، بلکه کنترل شده توسط الیگارشی های حزبی. «برابری»، در شکل تبلیغاتی آن وجود دارد اما در واقع، قوم گرایی، مردسالاری و سرکوب مخالفان به‌شدت فعال است. «آگاهی جمعی» در حد کنترل شده و حزبی باقی مانده؛ به جای بسط فهم انتقادی، نظام آموزشی و رسانه‌ای تابع سیاستهای خویشاوندی محورند. اقلیم، خود را در «واقعیت عینی تثبیت شده» تعریف میکند؛ بدون انعطاف برای بازنگری، بدون سنتز. در نتیجه، نه تنها پویایی ندارد بلکه به تدریج از مردم جدا میشود و به ساختاری علیه جامعه بدل میگردد

۳.سنتز روژاوا: برهم نهی تبدیل به واقعیت: در روژآوا، شما حقیقت دموکراسی را به صورت ملموس تجربه میکنید، نه از طریق نهادهای دولتی بلکه در شبکه های محلی، شوراها و کمونها. برابری، صرفا در شعار نیست بلکه در رهبران زن، رهبریهای دوگانه و آموزش سیاسی اجتماعی همگانی حضور دارد. آگاهی، بخشی از مبارزه است چون کنفدرالیسم دموکراتیک ابزارهای دانایی را برای همه میخواهد، نه فقط برای نخبگان. در این معنا، پ.ک.ک و روژآوا، حقیقت را نه بیرون از خود بلکه از درون آگاهی زنده مردم خلق کرده‌اند و این همان سنتز کوانتومیست: عبور از ابزار قدیمی (سلاح صرف) به فرم های نوین (سازماندهی و رهایی).

نتیجه گیری نهایی: روژاوا در دل نظم کوانتومی، حقیقت را به‌صورت تدریجی، سیال و آگاهی محور ساخته و زیسته است. یعنی برهم نهی مبارزه، آگاهی، دموکراسی و تحول، در نهایت به واقعیت تبدیل شده است. اقلیم کوردستان در بند نظم جبرگرایانه، فقط نمایی از حقیقت را حمل میکند؛ بدون توان عبور از فرم ها، بدون دیالکتیک زنده، بدون سنتز. بنابراین، آنچه در روژاوا لمس میشود، نه فقط یک تجربه سیاسی، بلکه تجسد یک حقیقت کوانتومی است که با بسط آگاهی ما، واقعیتش عینیت مییابد. اما در اقلیم، حقیقت هنوز در زنجیر نظم ایستا و کنترل‌شده قدرت به حالت تعلیق مانده است.

تلاش دوباره

احزاب روژهلات کوردستان و جمهوری‌خواهی ایرانی

احمد یاری- قندیل پرس مسئله اصلی در نسبت روژهلات کوردستان و سیاست ایرانی، این نیست …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *