تنهایی دمکرات

✍ حسام دستپیش

در هفته‌های اخیر، “کنگره آزادی ایران” مشغول سازماندهی خود بود که در نتیجه آن، شورای مرکزی و دیگر ارگان‌ها انتخاب شدند. اما در این میان، حزب دمکرات کوردستان از مسیر کناره گرفت؛ چرا که آن را مغایر با هویت و استراتژی کلان حزب دمکرات دانست. شاید کناره‌گیری حزب به مانند پدیده‌ای ساده و معمولی نگریسته شود، ولی این اقدام در بطن خود، تنهایی دمکرات را نمایندگی می‌کرد. عده‌ای تنهایی مذکور را به به‌کار نگرفتن درست توانایی‌های حزب تعبیر کردند، کسانی حضور حزب را از ابتدا غلط می‌دانستند و برخی نیز از آن به عنوان یک شکست نام بردند.

عنوان این نوشته شاید ذهن را به سوی کلیدواژگانی که مدام در مورد کوردستان گفته می‌شود، سوق دهد؛ آنجا که گفته می‌شود “هیچ دوستی به‌جز کوهستان”یا نگاهتان متوجه “تنهایی استراتژیک” می‌شود که در ژئوپولتیکی کاربرد دارد. اما آنچه در اینجا می‌خواهیم بر آن تکیه کنیم، مفهومی است به نام “طردشده”. این مفهوم در قالب مطالعات پسااستعماری مطرح است و توضیح می‌دهد که: “طردشده کس یا چیزی است که سیستم برای تعریف هویت خود به آن نیاز دارد، اما هم‌زمان آن را از خود دور می‌کند تا تمامیت مرزهای خود را حفظ کند” اگر بخواهم به عبارتی ساده‌تر موضوع را به تصویر بکشم، درست به مانند خونی است که در بدن شما در جریان است. حیات انسان به خون وابسته است، اما همان خون زمانی که از بدن خارج می‌شود، به ماده‌ای “طردشده”تبدیل می‌شود که از آن فاصله می‌گیریم.

مسئله‌ای که برای حزب دمکرات در کنگره آزادی پیش آمد را نباید امری ساده دید، بلکه نمونه بارزی از مفهوم “طردشده”در قالب سیاسی است. حزب دمکرات همواره به عنوان یکی از باسابقه‌ترین جریان‌های سیاسی در کوردستان و ایران شناخته می‌شود و عمده شخصیت‌های مرکزگرا، وجود این حزب را در هر ائتلاف و تلاشی برای تغییر، لازم می‌دانند. اما زمانی که این حزب وارد حوزه هویت، سرزمین و منافع کوردستان شود، به مانند عنصری زائد به شمار می‌رود که باید از گردونه خارج شود تا صفا و تنظیف “تمامیت”را به خطر نیندازد.

مکانیزمی که در مورد کلیت جنبش هویت‌خواهی حزب دمکرات همواره به کار گرفته می‌شود را می‌توان این‌گونه توضیح داد: به‌ندرت پیش می‌آید که در تلاش‌ها برای مسئله تغییر، جنبش کوردستان و مخصوصاً حزب دمکرات مخاطب نباشند. به عبارتی دیگر، ما در کوردستان دارای سرمایه‌ای سیاسی و حزبی هستیم که جنبش کوردستان را متمایز از دیگر جریان‌های مرکزگرا (که فاقد احزاب سیاسی تشکیلاتی هستند) کرده است. در کنار آن‌ها، مبارزه مسلحانه کوردستان هم یکی دیگر از پایه‌های توان و قدرت کوردستان است که به آن اقتدار بیشتری می‌بخشد.

توان‌های مذکور باعث شده که جریان‌های متعلق به مرکز تلاش کنند آن را وارد بازی سیاسی کرده و به نوعی به توان خود بیفزایند. در این حالت، جنبش کوردستان عنصری حیاتی به شمار می‌رود و در عرصه تاکتیکی، مبنایی است برای ایجاد تصور هم‌گرایی، تکثرگرایی و در عین حال ایجاد تصویری فراگیر برای بازیگران بین‌المللی. در چنین حالتی، حزب دمکرات بخشی از تصویر است و در بطن تعریف جای می‌گیرد و تا زمانی که برایشان کارکرد دارد، در جایگاه طردشدە قرار نمی‌گیرد.

سطح دیگر موضوع به شرایطی برمی‌گردد که قدرت سیاسی به بحث اساسی تبدیل می‌شود. در این صورت، ایران به مانند سرزمینی برای همه ایرانیان تعریف می‌شود که دمکراسی و حقوق بشر باید اساس آن باشد. در چنین حالتی، جنبش کوردستان که همواره بر مفاهیم مذکور تأکید دارد، به‌طور طبیعی بخشی از معادله خواهد بود. تضاد زمانی آغاز می‌شود که شاکله شکل‌گیری قدرت نوین در ایران مطرح می‌گردد. در این صورت، روال حامیان و حافظان تمامیت بر مبنای اقلیت بودن کوردستان و منطق اکثریت و اقلیت قرار می‌گیرد. اما زمانی که حزب دمکرات از هویت، سرزمین و به رسمیت شناخته شدن جنبش کوردستان حرف می‌زند، بلافاصله مکانیزم طرد کردن شروع به کار می‌کند. استدلال این است که: مگر معیار رأی و انتخابات نیست؟ هر ایرانی یک رأی دارد. اما حزب دمکرات بر حقوق جمعی و هویتی بنا شده و بر آن اصرار دارد. پس باید تنها شود تا به تمامیت آسیب نزند؛ چرا که این حقوق به منافع تثبیت‌شده آن‌ها ضربه خواهد زد.

در پایان آنچه می‌توان گفت این است که طردشدگی همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست رسمی و غیررسمی نظام‌های حاکم بر کوردستان بوده است. در واقع عقلانیتی در ایران حاکم شده که فرقی نمی‌کند چه کس و جریانی در قدرت است یا چه طیف و گروهی اپوزیسیون را نمایندگی می‌کند. اصل اساسیِ نوشته و نانوشته این است که:
کوردستان می‌تواند همکار باشد، نه شریک.
کوردستان می‌تواند مفید باشد، نه ذینفع.
کورد دارای حق فردی است، نه حق جمعی.
کوردستان “استان”است، نه سرزمین.
کوردی زبانی برای آموزش نیست، بلکه صرفاً یک واحد انتخابی است؛ و ده‌ها نمونه دیگر.
تنها چیزی که در این میان متفاوت است، برخورد تاکتیکی کسانی است که داعیه قدرت در ایران را دارند. صاحبان قدرت بر پایه قانون، کوردستان را برای همیشه به “دیگری”تبدیل و طرد می‌کنند؛ و کسانی که برای رسیدن به قدرت تلاش می‌کنند، به‌طور تاکتیکی با کوردستان کنار می‌آیند، اما مواظب هستند که حوزه “تمامیت” خدشه‌دار نشود. به‌هرصورت، آنچه روز به روز بیشتر عیان می‌شود، حاکی از این است که تنهایی حزب دمکرات در عرصه تغییر در ایران، از گفتمانی سرچشمه می‌گیرد که بنیاد آن بر پایه طرد کردن جنبش رهایی‌بخش کوردستان استوار است. اما جنبشی که ریشه در خاک داشته باشد، هرگز تنها نخواهد ماند. به عبارتی، هویت ملی تنها یک ایده نیست، بلکه ریشه‌ای است که در اعماق تاریخ و جغرافیا فرو رفته است. جنبشی که از رنج یک سرزمین برخیزد، شاید توسط عده‌ای نادیده گرفته شود، اما هرگز توسط مردم کوردستان تنها نخواهد ماند.

تلاش دوباره

شراکت کردها و آمریکا در بحبوحه رقابت‌های منطقه‌ای و اتهامات تحت فشار است

✍ VEYSI DAG منبع: اورشلیم پست درباره نویسنده: پژوهشگر «مجمع کردها» در مرکز مطالعات خاورمیانه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *