پكك يكي از پديدههاي سياسي و اجتماعی و رواني مهم قرن گذشته در خاروميانه بود. انحلال آن، با آگاهي صورت گرفته و در مسير آيندهاي بهتر، نشانه شكست نيست، بلكه نقطه تحول از درك تاريخي يك ملت و شايد حتي منطقهاي نيز باشد. اين انحلال نه تنها قادر است ملت كورد، بلكه ميتواند خود تركيه و خاورميانه و گفتمان سياسي جهان را نيز تغيير دهد.
1. سياست: گذار از مقاومت كلاسيك به سياست میتنی بر آینده سازی
پكك نتيجه دوراني بود كه مبارزه مسلحانه تنها زبان شنیده شدن ملتها بود. اما در جهان امروز زبان مشروعيت وديپلماسي و اقتصاد، مقاومت، فرهنگ و قدرت نرم است.
انحلال پكك ميتواند نماد تحول آگاهانه در سياست مقابله كردن در مسير سياست ابداعي و تركيبي باشد. كوردها ميتوانند با تكيه بر توان نظامي سابق، توان و انرژي جديدي خلق كنند؛ جهاني آرام و مدرن كه داراي اصالت و فلسفه عميقي باشد.
اين تحولات راه ظهور را براي ابرقدرت جديد هموار ميكند: جنبش مدني كوردها، ديپلماسي تودهاي، مؤسسات بينالمللي كوردها و حتي احزاب با اصالت و جايگاه جهاني.
2. جامعه: از هويت گريلايي به سوي ملتي خودآگاه
گريلا، دهها سال مبارزه جامعهاي با هويتي مقاوم و ايستاده اما تا حدودي ميليتاريزه شده ايجاد كرد. حال وقت آن رسيده تا ساختار كوردي از زير سايه سازمان خارج و زير سايه ملت قرار بگيرد. ملتي كه قادر باشد براساس تنوع در بين ملت، زبان، جنس، دين، طبقه و اشكال زندگي، باز تعريف گردد.
انحلال پكك راه را بر روي نهادهاي دمكراسي و فمنيست و محيط زيستي ميگشايد. انرژي جمعي كوردها را به جاي جنگ، در مسير تاسيس دانشگاه و سينما و مدرسه فلسفي و پروژههاي توسعه و عمران پايدار بكار ميگيرد
3. روحيه: گذار از مرحله قرباني دادن به زندگي معنادار
روحيه جمعي كوردها در طول دهها سال براساس قرباني دادن، شهادت، مقاومت و آواره شدن شكل گرفته است. اما بطور مستمر اين وضعيت، زخمهاي عميقي بر حافظه و روحيه اين ملت گذاشته است.
انحلال پكك شروع پروسه شفاي جمعي است. ملت كورد بايد از مرحله بقا وارد مرحله حيات شود. بازتعريف خود نه به عنوان ملتي رنج چشيده، بلكه به عنوان ملتي در قالب معني و فرهنگ و ابداع و حضور جهاني.
روحي نجات يافته از خشونت، آمادگي خلق جواني را دارد، ميتواند شعر بنويسد، برج بسازد، گفتگو كند و با ديدگاه بينظير كوردي، در امورات جهاني مداخله كند.
4. تركيه: آزاد كردن آن از زندان كوردستان
شايد انحلال پكك يكي از بزرگترين فرصتها براي خود تركيه باشد. دهها سال بود كه پكك بهانهاي بود براي: سركوب دمكراسي در درون تركيه، مليتاريزهكردن سياست داخلي، خفهكردن صداي روزنامهنگاران و آكادميسينها و جامعه مدني، گسترش ترس و بياعتمادي نسبت به ملتها و اقليتها.
پكك با تكيه بر درايت تاريخي منحل شد، تركيه مجبور خواهد شد وارد مرحله پساجنگ شود. اين امر ميتواند سبب احيا و ترميم جامعه مدني تركيه و بازگشت نخبه كوردي به درون موجوديت رسمي و گشايش فضاي فرهنگي كوردي و حتي اصلاحات در قانون اساسي شود.
در اين حالت تركيه از دولتي امنيتي تبديل به جمهوري متنوع و مدرن خواهد شد كه شايد براي اولين بار باشد كه در آن، صلح وطني واقعي محقق گردد.
5. پكك پايان نخواهد يافت؛ با شكلي قويتر ظاهر خواهد شد
پكك تنها يك سازمان نبود، بلكه نماد مرحلهاي از تاريخ بود؛ مرحلهاي كه صداي ملت كورد از اعماق سكوت شنيده شد. اما اين صدا ديگر نيازي به وسيلهاي جهت فرياد زدن ندارد، بلكه نيازمند پلتفرم حكمت و علم و ديپلماسي است.
انحلال از درون صورت گرفته نه با سركوب خارجي، لذا ميتواند شروعي دوراني جديد باشد.
قندیل پرس