از خودبیگانگی شخصیت سیاسی کورد

✍️ شاهرخ حسن‌زاده

کارل مارکس نظریه‌ای به نام “تئوری خودبیگانگی” دارد. او این نظریه را به عنوان وضعیتی تعریف می‌کند که افراد به دلیل زندگی در جامعه‌ای طبقاتی و قرار گرفتن در طبقه‌ای خاص به عنوان کارگر در نظام سرمایه‌داری، احساس دوری از ذات انسانی خود می‌کنند. این نوع زندگی در جامعه طبقاتی برای فرد به عنوان کارگر، او را از ذات واقعی خود دور می‌کند و احساس بیگانگی و غریبه بودن می‌کند. دیگر کارگر نمی‌تواند سرنوشت خود را تعیین کند و حق قدرت و تصمیم‌گیری برای همیشه از او سلب می‌شود، به طوری که این وضعیت بر هویت، نوع روابط اجتماعی و همچنین سهم او در محصولاتی که با دست خود تولید و ساخته شده‌اند، تأثیر می‌گذارد.

پس از وقوع حادثه سقوط هلی‌کوپتر رئیس‌جمهور منتخب خامنه‌ای و تیم همراه، بسیاری از احزاب، سازمان‌ها و افراد کورد در شمال، جنوب و غرب کوردستان، به طرف‌هاي ايراني تسليت گفتند.

روابط دیپلماتیک و به طور کلی روابط بین‌المللی برای کوردها در شرایطی خاص ضرورت دارد، اما آيا در اين روابط، نهاد و حزب و سازمان كوردي بايد آنقدر از خود بيگانه باشد كه اصالت، تاريخ و هويت خويش را فراموش كند و به قاتل و منشا توطئه ريشه‌كن كردن ملت كورد، تسليت بگويد؟ آیا این موضع آنها در بهبود وضعیت کوردهای این سه بخش و استراتژی آن رژیم تأثیری خواهد داشت؟ آیا این به دلیل نادیده گرفتن مبارزات و تلاش‌های مردم شرق کوردستان نیست که در طول سه سال حکومت این قاتلان، ده‌ها و صدها تن از هموطنان کورد در شهرهای مختلف کوردستان به دست نیروهای سرکوبگر شهید، زخمی و دستگیر شده‌اند؟ آیا این خلاف اندیشه، آرمان و منافع ملی مردم کورد نیست؟ آیا این تناقضی بین سیاست‌ها و فعالیت‌های شما به خصوص در دوران جنبش زن، زندگی، آزادی نیست؟ هرچند هم كه حافظه اجتماعي ضعيف شده باشد و موضوعات را فراموش كند، اما تاريخ اين اخلاق و كردار و موضع شما را فراموش نخواهد كرد و قضاوتتان خواهد كرد.

تلاش دوباره

از سرگرمی خنثی‌نما تا دستگاه بازتولید خاطره، مرکز و حذف

قندیل پرس- یادداشت تحلیلی تلویزیون «من و تو» را نمی‌شود فقط یک شبکه سرگرمی دانست، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *